حس میکنم تو خالیام. مدام به این مسئله فکر میکنم؛ به خلاء درونم. به خودم میگویم اگر میتوانستم به اعماق بدنم نفوذ کنم، قلب و سرم را بشکافم و داخلش را ببینم، احتمالا چیزی نمیدیدم. هیچچیز. جز باد، بیابان و زمین یخزدهای که در آن هیچ جنبوجوشی نیست.
-گذر از زمستان - اولیویه آدام.