- او دیگر نمیدانست کدام فکر از خودش است و کدام از آنها که به خوردش دادهاند. فقط حس میکرد چیزی درونش آرام آرام خاموش میشود.
📚 1984 | جورج اورول
" حس ناامیدی از اینجا نشات میگیرد که آدم نمیداند چرا میجنگد، و حتی نمیداند اصلا باید بجنگد یا نه. "
—📖 یادداشتها | آلبرکامو
من دیگر متاسف بر کسی نیستم، تاسفم بر من است، که در رضایتمندیِ دیگران تلف شد..
— 👤 جبران خلیل جبران