اینکه توقع داشته باشی زندگی باهات خوب باشه چون تو باهاش خوبی؛ مثل اینه که توقع داشته باشی یه گرگ تورو نخوره، چون توام اونو نمیخوری.
- آل پاچینو
کتابراه📘💘|ʾʿBook𓍯
چی میزاشتی؟!
من دیگه با زخمهام کلنجار نمیرم اما از بودنشون زجر هم نمیکشم. به چشم من این زخمها نبردهایی بودن که منو به اینجا رسونده بودن؛ مثل نوری که از تکههای شکسته قلبم وارد میشه.
سفر کوانتومی وال تنها - ایمان سرورپور
کتابراه📘💘|ʾʿBook𓍯
_
شعور سطح مختلفی دارد. بالاترین سطح شعور، نادیده گرفتن بی شعورهاست.
بیشعوری - خاویر کرمنت
قرار نیست کسی نجاتم دهد، خودم باید خودم را نجات دهم. حتی باید خودم را از دست خودم نجات بدهم و خودم را وادارم که گامهای کوچکی به جلو بردارم، همهی روز، هر روز و حتی وقتی حسوحالش را ندارم.
فرضیه دلآسودگی - مل رابینز