داستایوفسکی حتماً خیلی غمگین بوده وقتی گفت:
من داشتم میسوختم که تو آمدی
و مرا بابت بوی خاکستر مقصر دانستی ..
استراگون: به من دست نزن! از من سوال نکن! فقط پیشم بمون.
ولادیمیر: مگه تا حالا ترکت کردم؟
استراگون: نه ولی بدترش رو انجام دادی.. گذاشتی من برم!
—📖 در انتظار گودو | ساموئل بکت
دشوارترین شکنجه این بود که ما
یک به یک به درون خویش تبعید شدیم.
—👤شفیعیکدکنی
تو هرکاری که توانستهای کردهای. اگر در نیمه راه متوقف شدهای به این دلیل است که نیرو کافی نداشتهای، هیچکس حق ندارد تو را سرزنش کند.
اندیشهها و انسان - ژان پل سارتر