هدایت شده از خاطرات خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
ˑ ִֶ 𓂃☁️
عزیز دلم، تو مثل "نائوشیکا" از انیمهی "نائوشیکا از درهی باد"، با دل بزرگی که پر از همدلیه، توی دنیایی خسته و پر از زخم، دنبال راهی آروم برای نجات دادنِ چیزهای ظریف و ارزشمندی. هر دو با سکوت و مهربونی، کاری میکنید که حتی ویرانهها هم نفس بکشن. 🌾🪨
از طرف خاطرات خورشید و ماه
تقدیم به Mélomanie
آره واقعا ای کاش بودی چون این روزها حتی آغوشی هم ندارم که توش مثل بغلِتو برام امن باشه.
هدایت شده از answer ;
مکان اولین دیت :
تماشای نمایش مورد علاقه در سالن تئاتر شهر .
༄
سناریو : کنار هم و ردیف اول سالن نشسته بودیم و تئاتر رومئو و ژولیت رو نگاه میکردیم
هر بار با دیدنش قلبم فشرده میشد
به پرده آخر نمایش رسیدیم ، وقتی که رومئو خنجر رو فرو کرد و برای همیشه چشم بست ناخواسته اشک از گوشه چشمم پایین اومد .
وقتی دستشو گذاشت روی دستم احساس گرمای خوبی توی قلبم حس کردم .
آروم ازش پرسیدم : توکه منو ترک نمیکنی ؟
به آرومی منو بوسید و کنار گوشم زمزمه کرد : تا هرزمان که منو بخوای من همینجا توی قلبتم .
༄
برای mélomanie