آره واقعا ای کاش بودی چون این روزها حتی آغوشی هم ندارم که توش مثل بغلِتو برام امن باشه.
هدایت شده از answer ;
مکان اولین دیت :
تماشای نمایش مورد علاقه در سالن تئاتر شهر .
༄
سناریو : کنار هم و ردیف اول سالن نشسته بودیم و تئاتر رومئو و ژولیت رو نگاه میکردیم
هر بار با دیدنش قلبم فشرده میشد
به پرده آخر نمایش رسیدیم ، وقتی که رومئو خنجر رو فرو کرد و برای همیشه چشم بست ناخواسته اشک از گوشه چشمم پایین اومد .
وقتی دستشو گذاشت روی دستم احساس گرمای خوبی توی قلبم حس کردم .
آروم ازش پرسیدم : توکه منو ترک نمیکنی ؟
به آرومی منو بوسید و کنار گوشم زمزمه کرد : تا هرزمان که منو بخوای من همینجا توی قلبتم .
༄
برای mélomanie
✰mélomanie✰
مکان اولین دیت : تماشای نمایش مورد علاقه در سالن تئاتر شهر . ༄ سناریو : کنار هم و ردیف اول سالن نشست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از قاصدک
اى لحظات خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید،آيا نمیشود راه كوتاهترى در پیش بگیرید؟
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟