او چیزی نگفت؛اما برای رد شدن از خیابان دیگر به ماشینها نگاه نکرد، وقتی مریض میشد فقط روی تختش دراز میکشید تا خودش خوب شود، اگر دستش را میبرید آن را به حال خود رها میکرد تا خونش بند بیاید، وقتی به پشتبام میرفت روی لبه دیوار میایستاد و پایین را نگاه میکرد.
یکروز از او پرسیدم از معشوقتات چه خبر؟ فقط گفت "ایکاش مرا میکشت،نمیدانم چرا دست دست میکند با اینکه همین را میخواهد"
جز این چیزی نگفت و من میدانستم دارد آرام آرام میمیرد.
این پیامو توی چنلاتون فور کنید تا یه آهنگ بر اساس وایبتون بهتون تقدیم کنم♡
خدمت شما
@Rockforever
✰mélomanie✰
این پیامو توی چنلاتون فور کنید تا یه آهنگ بر اساس وایبتون بهتون تقدیم کنم♡ خدمت شما @Rockforever
Check
امیدوارم دوسشون داشته باشید،ممنونم برای صبوریتون♡