هدایت شده از گسترده 5 ساعته ریحانه
بلاگریخفنمفنایتابیاتبلیغشوواینجآاا 🎀🤡🏑
چون اینجا یک جذب تضمین میشه و رایگانه 🖇💓
باورت میشه تبلیغ رایگانم داریم ؟ ش جالبب 💆🏻♀😂
✦ ּ ۪ ִֶָ ᒪ𝗶ᑎ𝗸 f.h :)) https://eitaa.com/joinchat/2050360504Cc31c186906
واقا خیلی جالبه که من اینقد خنگم تا الان چنلم بی ممبر موندههه تنهای تنها🌷🦦
#نوچازاینبهبعددیگهبیعقلینمیکنمتبلیغاینجآسٰ💀
هدایت شده از گسترده 5 ساعته ریحانه
نوچ نوچ چقد زشت که تو اینقدرر زیاد بی تربیت می تربیتتیی آخهه مگههه داریممم ؟🤣🔥
چیلا اینجآرو پیدا نکردییی دختررر آخههه ؟ 🥣🌸
⊱–––– .⊰ 𖧷 ⊱. ––––⊰ https://eitaa.com/joinchat/2050360504Cc31c186906
اینا همه کارای فاطی آواکادوئع بیا ببیننن دخی ‼️💆🏻♀
هدایت شده از گسترده 5 ساعته ریحانه
تا ساعت ²⁰" بمونه 💗
یهربعاخربنربمونه💜💀
دوره ³ گستردهریحانه 🛐
با10جذبتضمینی❌🔥
سلام سلام؛ چطورین؟!
لینک ناشناس براتون گذاشتم نظرتون رو راجع به رمان و حدساتون و... رو بنویسید
ولی پیامهارو تو چنل قرار نمیدم
منتظرم . . .✨
https://abzarek.ir/service-p/msg/5692201
هــویــتدزدیدهشــده|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚|
#page_40
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به سختی از جام بلند شدم و بعدِ بستن پنجره، باندی رو از داخل کشو برداشتم و مشغول باندپیچی مچ پام شدم.
و همون لحظه، صحنهای مات و مبهوت دیگهای جلوی چشمام جون گرفت:
«اشکاتو پاک کن، ببینمت؟» به سختی سر بلند کردم و به زن مقابلم خیره شدم. با لبخند مهربونی گفت: «عیب نداره، توی رشتهی تو همیشه از این اتفاقا میوفته.» و به توپ والیبال کنارم نگاه کردم.
اشکامو پاک کردم و با حالت درموندگی گفتم: «چیکار کنم حالا؟» به افرادی که توی سالن مشغول بازی والیبال بودن اشاره کردم.
«دیگه نمیتونم ورزش کنم!» باندپیچی مچ پای راستم رو تموم کرد و گفت: «میتونی. فقط باید چند روز استراحت کنی و از این به بعد هم حواست باشه زیاد روی توپ تمرکز نکنی که بیوفتی و آسیب ببینی.»
تصویر از دیدم محو شد، ولی همچنان صداها توی گوشم اکو میشد.
دستمو روی گوشم گذاشتم.
درد خفیفی کنار شقیقههام نقش بست...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد...
𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚