به خاطر بسپار که زبان عشق، بسیار گسترده است و متفاوت. گاهی تپش قلب، گاهی سرخی گونه، گاهی مهربانی و ملاطفت، گاهی صبوری و گذشت. کافیست بدانی که هر کسی، با چه زبانی از عشق سخن میگوید. . .
عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی
بوی یک تک بیت ناگَه مست و مدهوشت کند
- فاضل نظری
فکر میکنم بخش بزرگی از رها کردن، پذیرفتن باشه. اینکه بپذیری یه موضوعی تموم شده، اینکه بپذیری که نباید به ایکاشها و اگرها فکر کنی ،چون دیگه مسئله اونجوری تو میخوای بازسازی نمیشه، اینکه بپذیری به قضایا به شکل دیگهای نگاه کنی تا آسیب نبینی. مهم نیست اون شکلی که نگاه میکنی منطقیه یا نه، مهم اینه به طور موقتی به پذیرفتن تو کمک میکنه و بعد از پذیرفتن؟ قطعا رها کردن میاد.