کاش میتونستم این اعتماد به نفسی که جلوی آینهی دستشویی دارم رو همه جا با خودم ببرم.
محمود درویش چقدر قشنگ میگه:
تـو نَه دوری تا انتظارت کشم
و نَه نزدیکی تا ديدارت كنم
و نَه از آن مَنی تا قلبم آرام گیرد
و نَه مَن محروم از توام تا فراموشت کنم
تـو در میانهی همه چیزی:)!
هدایت شده از - ژیهات
صدپسر در خون بغلتد گم نگردد دختری
کاش آن دختر بداند قدرِ آن یکصد پسر :))))
هدایت شده از بیمارِاتاقِ77
میدونی از چی غصهم میگیره؟ از اینکه تو منو سرزنش میکنی بابت چیزایی که حتی روحتم از حقیقت پشتشون خبر نداره! مثل شبایی که حالم خوب نبود اما چون تو دوست داشتی حرف بزنیم سعی میکردم متعادل رفتار کنم که مبادا توام ناراحت بشی. مثل وقتایی که تلاش میکردم حالتو خوب کنم درحالی که روح خودم زانو زده داشت زار میزد. مثل وقتایی که واسه دلگرمیت حرف از آینده و خوشبختی میزدم اما از یک ثانیه بعد هم خبر نداشتم...
آره عزیزم؛ تو از خیلی چیزا خبر نداری و فکر میکنی من نخواستم که نشد...
آدم فقط یک بار عاشق میشه فقط یک بار حس ترس از دست دادن یه نفر و تجربه میکنه...فقط یک بار حس گم شدن تو وجود یه آدم دیگه رو پیدا میکنه..بقیه ی حسا همشون یه حس سطحیه...!