هدایت شده از بیمارِاتاقِ77
قسمت غم انگیزش وقتیه که متوجه میشی کسی که قبلاً همه چیو بهش میگفتی، نمیدونه الان چه اتفاقی تو زندگیت داره میفته:)))
نمیدونم قصه زندگیم چجوری تموم میشه خوب یا بد؟!
اما واقعا دوس دارم بگم (ک دیگه نمیتونم) این حجم از ناراحتیو اگه توی ی تانکرم میزاشتی میترکید چ برسه ب ی آدم...
بعضیها مثل يک اتفاق عجيب، حال آدم را خوب مىكنند. بعضیها مثل هواى تازهاند. آدم دلش مىخواهد در روياهايش دستشان را بگيرد و بگويد، تو كه باشی، مگر آرزوى ديگرى مىماند ؟
یادمه وقتی یچیزیو جا میزاشتم به شوخی میگفتن "یوقت خودتو جا نزاری"!
بزرگتر شدم دیدم نه مثه اینکه واقعا بعضی وقتا خودتو یجاهاییجا میزاری؛
مثلا تو فرودگاه، کافه، توی یه خاطره(: