تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون
فاضل نظری:)
-روحاء !:)
قبل از اینکه وارد زندگی ام بشود خیلی چیز هارا دوست نداشتم حالم از آن ها بهم میخورد دوست نداشتم کس
خواستم قلم دست بگیرم و از
زیبایی اش بگویم ، قلم گفت
از من می خواهی که زیبایی اش
را کلمه کنم و به کاغذ بگویم ؟؟
قبول نکرد ، کاغذ به زبان آمد
گفت : میخواهی بر روی من
زیبایی اش را رسم کنی؟ در
من زیبایی اش نمیگنجد ،
خواستم تعریف کنم ، دیدم
کلمات اعتراض کردند که ما
نمیتوانیم بگوییم چقدر زیباست :)))
#مخاطبخاصمن
#دفترنوشت
هدایت شده از حرفِدل ؛
آن قدر در بغل گرم تو ماندم که هنوز
بوی آغوش تو را میدهد این پیرهنم (:
شبتون به قشنگی به آغوش کشیدن ضریحش :))))))