من گمان میکردم که
برای دلباخته کردنش باید لبخند بر لبانش بنشانم، ولی هربار که میخندید این من بودم که عاشقش میشدم!
دل به دریا زدم از عشق برایش خواندم
گفت عاشق شده ام حرف تو را میفهمم
- مرتضی درویشی
-ࢪوحاء !:)
میدانستم نباید؛
اما لمسَت کردم، که خاکستر شوم!
به دَرک که باد،
مرا خواهد بُرد. . .
احدهم فی نهایة البعد، لکنه الاقرب لقلبی
یکی هم هست که بینهایت دور است، اما به قلبم؟ نزدیکترین.
»اورج جورول«