نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذرد من حتى نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم.
«أكثر ما يؤلم أن يتمنى الإنسان حقه»
+دردناک ترین چیز آن است که انسان
حقش را آرزو کند
تغافل میکنی یعنی که دردت را نمیدانم
نه میدانی و میدانی که میدانم که میدانی
- فیضکاشانی
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم
-روحاء !:)
ـ
هر چه دورتر میشوی
من؛
عاشق تر میشوم.
و هر چه نزدیک تر می آیی
بی تاب تر می شوم.
گویی عاشق که باشی
دور یا نزدیک
فرقی ندارد.
حتی اندک یاد تو
کافیست
برای بی تاب بودن.
افشین یداللهی چقدر قشنگ نتیجه دیر رسیدنو وصف کرده:
یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم :)