در آخرین پیامِ خداحافظیاش به او نوشت :
خداحافظ به تو که اندوه مرا نفهمیدی، و نگرانیها و ترسهایم را به تمسخر گرفتی .
در ایتا هرکس یک شوهر گرفته است در دستش و تولید محتوا مینماید.
وا بدهید ؛ نمیخواهیم چای خوردنتان با همسرتان را در چشم ما بنمایید.
هدایت شده از مجمع الروحاء؛
سلام عزیزِ جان !
متاسفم که نمیتوانم تسکینی بر قلب تو که از غم های این جهان آکنده و لبریز است باشم ، نمیتوانم دست بر شانه شادی بگذارم و آن را با مهر و بوسه روانه ی قلب تو کنم که شاید غم ها از قلبت بروند و روانهی ناکجا آباد شوند ، متاسفم که آغوشم به اندازه بزرگی غم تو نیست که بتواند آن را در خود جمع کند و به سطل زباله فراموشی بیاندازد . .
#چرتپرتایمن
هدایت شده از مجمع الروحاء؛
سلام قلب عزیز!
جویای احوال شما از ذهن و مغزتان بودم ، چیز های خوبی برایم از حال و احوال شما تعریف نمیکرد ، گویا حرف او را به زمین انداخته بودید و درد را وارد رگ های خود کرده بودید آیا درست شنیده ام؟
برایم تعریف میکرد که شما غم را برای خود رفیق میدانید و اورا پای سفره خود نشانده ایدد ، چگونه میتوان این را باور کرد که رفیق شفیق خود را غم گذاشته اید و درد و رنجی که از او میرسد را متحمل میشوید !
غیر قابل باور است شما به من قول مراقبت از خود داده بودید ، این مراقبت است یا آسیب به خود !
#چرتپرتایمن
الان اونجام که آلبرکامو میگه:
«رو به سوی آن بخش از وجودم کردم که هیچکس را دوست نداشت و در همانجا پناه گرفتم» .