-ࢪوحاء !:)
جان دلم ! تو که اومدی دردسر های قلب ارامم شروع شد ! منظور از دردسر این نیست باعث اتفاق بدی شدی. نه !
اوهههه 🤣 کی میره این همه راهووو
-ࢪوحاء !:)
_ گم شده ای در، جزیره سبز رنگی در وسط دریای بیکران ؛ درختان قدیمی و بلند بالا . رودخانه هایی که س
این همه متن رو از کجای ذهنم در آوردم خدایی
عزیزم من نمیتونم منتظر بمونم ، تا تو بلکه بفهمی چقدر با ارزشم ؛ من از پنجره قلبم پرتت میکنم بیرون.
-ࢪوحاء !:)
شنیدن صدای زنگ از شنیدن صدای آژیر خطر ترسناک تره .
مخصوصا زنگ خونه وقتی میخوره و یهویی مهمونی میاد که باهاش رودروایسی داری.