یه بلوز نارنجی داشتم خدا تومن خریده بودم
یکی دوبار پوشیدم بعدش خیلی عجیب طور وقتی رو جارختی بوده همسرم حولهی نَم دارش رو آویزون کرده بود روش و رنگ داده بود به بلوز نارنجی.
با هر لکه بری امتحان کردم نرفت.
خشکشویی هم گفت چاره ای نداره
امروز به سرم زد با همون حوله بندازمش
تو ماشین لباسشویی
و نتیجه عالی بود
الان یه بلوز آجری رنگ دارم که هرچند دیگه نارنجی پرتقالی نیست
ولی کاملا سالمه و میشه پوشید
این داستان: نجاتِ از دست رفته 😂
🗣: بچه چهارم
@Rouyesh
هدایت شده از بانوی مدیر| مرضیه خدابنده لو
وقتی حواست به رابطه نباشه
وقتی نادیده بگیری شکاف های کوچیکی که خودشون رو نشون میدن.
یواش یواش فاصله ها انقدر زیاد میشه که دیگه بافاصله کم هم صدای همدیگرو نمیشنوید.
احساسات همدیگرو حس نمیکنید
و اون زمانه که هزینه ای که بابت ندیدن میپردازید
خیلی زیاده....
@wisely_life
هدایت شده از بانوی مدیر| مرضیه خدابنده لو
از مسیر لذت ببر
هر هدف اگر بهش برسی تو رو به جلو میبره و اگر هم شکست بخوری درسهایی داره که بازهم بدرد مسیری که داری میری میخوره...
پس کم نیار و ادامه بده
@wisely_life
هدایت شده از ندای اندیشه
ایدهٔ ساختن ساعت به شکل دایره، ایدهٔ جادوگری فریبکار بوده است! ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو نشان مي دهد که دانه ای که افتاد، دیگر باز نمی گردد. و به یادمان میآورد که زمان، «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر باز نمیگردد.....
#آنتوان_چخوف
https://eitaa.com/nedayandisheh
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بی زاریم
نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم
آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزم؟
هنگامه ی حیرانی است خود را به که بسپاریم؟
تشویش هزار "آیا" وسواس هزار "اما"
کوریم و نمی بینیم ورنه همه بیماریم
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته است
امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی بریم ابریم و نمی باریم
ما خویش نداستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیداریم گفتیم که بیداریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
@Rouyesh
هدایت شده از فوتبالیون
صدشکر در تلاطم امواج دردها
رد میشوند گاهی از این کوچه مردها...
#مجتبی_خرسندی
#امتحان
#حمیدرضا_الداغی
@Mojtaba_Khorsandi