نمره ی نهایی اومده
یادم افتاد سال دوازدهمم درس نخونده بودم، همه ی امتحانارو شب امتحانی میخوندم
خلاصه امتحان فیزیک داشتیم، من واقعا نمیتونستم درس رو بفهمم و وقت نداشتم، زمان گذشته بود ساعت چند شده بود؟ هشت شب
داشتم دیوونه میشدم...
برای اولین بار از یکی کمک گرفتم که بیاد درس رو بهم توضیح بده دیگه وقتی واسه خوندن نداشتم،
اومد بهم توضیح داد، رشتهش هم ریاضی فیزیک بود، بهم میگفت از روی متن بخونم و بهش توضیح بدم، بعد برام اصلاح میکرد و خودش توضیح میداد
میگفت فیزیک حفظ کردنی نیست، فقط باید درکش کنی
خلاصه که فردا رفتم امتحان دادم، میدونستم مثل بقیه نخوندم، بچه زرنگا با هم کلی مرور میکردن
امتحانو دادیم، منم خیلی سعی میکردم توی برگه بزرگ و مرتب بنویسم مصحح بتونه بخونه بهونه در نیاد نمره کم کنه، یه ساعت فرمول ها رو کامل مینوشتم
زمانیکه نمرات اومد، بالاترین نمرهم فیزیک بود :» ( فکرشم نمیکردم این نمره بشم، چون از فیزیک فراری بودم )
۱۹.۲۵ شده بودم.
⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
🎧 چالش 50 روز نوشتن :: 1. شخصیت خود را توصیف کنید . 2. چه چیز هایی باعث
روز 6
نمیشه همزمان از شهر محافظت کرد و تلفن عشقو جواب داد
من محافظت از شهرو انتخاب میکنم 🦇
https://eitaa.com/109958151/182
آره از یه طرف اون استرسی که داره انگار آدم توی میدون جنگه
بعد که نمرهی خوبی میگیره انگار توی اون جنگ بالاخره برنده شده ( با چهره ای آش و لاش لبخند میزند و بیهوش میشود )
https://eitaa.com/tolidy_tiriyak/2649
آره زمان زود میگذره... هعی...
( یعنی چی؟ من هنوز آمادگی شروع سال تحصیلیو ندار- )
همیشه یه سریالی هست که حس خونه رو میده،
هر چقدرم کلی سریال ببینی، هیچوقت جای اونو نمیگیره