بعد دیدن داستان اسباب بازیها اینطوری بودم که عروسکام زندهن، فقط نمیخوان خودشونو لو بدن
کاملا ایزی گفتم اوکی اشکالی نداره
بعد شبا که توی کمد بودن یکی یکی همشونو ناز میکردم یه وقت یکیشون ناراحت نشه و دلش نشکنه
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا که وقت گریهست بذارین بیشتر گریه کنیم
هدایت شده از 𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞
برای صاحب اینجا ! ━☆゚.*
• احساس امنیت میدی...آروم و باهوشی!
(فکر کنم میتونم بدون نگران شدن تمام بعد از ظهر رو روی پات چرت بزنم...)
• به دوستی بدبینی!
( دوست بد وجود داره... تجربه ی بد هم وجود داره...این دوتا ممکن باعث بشن آدم از دوستس فرار کنه...
ولی به این معنی نیست که دوستی بده.
شاید الان نمیتونی درکش کنی...
ولی بعداً با آدمای جدیدی آشنا میشی که محبت و اعتمادت رو جلب میکنن و پیوند دوستی بینتون برقرار میشه...چه بخوای و چه نخوای! )
• دین وینچستر، دین وینچستر، دین وینچستر!
(شبا کابوسشو نمیبینی؟...)