برای 𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡 ◍✧* ~
« سلام!
اول از همه... خسته نباشی ~
حس میکنم سرت شلوغه.
با اینحال، تمام تلاشتو میکنی که به همه کارها برسی.
با اینکه خسته ای بازم هوای بقیه رو داری.
این نشون میده که چقدر قلب با محبتی داری...
همزمان، همونقدر که به دیگران احترام میذاری، مرزی که ساختی رو رعایت میکنی.
نمیذاری هر کسی از اون مرز عبور کنه و وارد قلمروت بشه.
برای همین میشه فرق بین کسایی که دوستشون داری، و کسایی که بهشون احترام میذاری رو فهمید.
امیدوارم یه روز از این اتوبوس که بی وقفه میره پیاده بشی، لباساتو بتکونی، و اون روز رو فقط به خودت اختصاص بدی.
و امیدوارم حمایتی که بی چشمداشت به دیگران میدی، در نهایت جمع بشه و تبدیل به همسفر و دوستی بشه که توی اتوبوس کنارت میشینه... »
برای شکلات نیمه شب؛ ◍✧* ~
« سلام!
تجربیات جدید استرس آوره، اینطور نیست؟
اما حس میکنم عاشق هیجان و علایق جدیدی.
شاید ورود به دبیرستان پر از چالش به نظر برسه، اما همیشه گفتن دوستایی که توی اون دوران پیدا میکنی تا دانشگاه، تا سر کار رفتنت، تا آینده ای دور... در کنارت خواهند موند.
بیشتر از اینکه بخوای نشون بدی، احساساتت رو درونت نگه داشتی و چطور به ما نشون میدی؟ با کتابها
متن هر کتابی که با ما به اشتراک میذاری، در واقع حرفایی هست که میخوای به ما بزنی.
امیدوارم اضطراب اجتماعی ازت دور بمونه، بتونی شوتش کنی توی سطل آشغال.
و آخرین روزایی که در کنار دوستات و مدرسهت هستی، تبدیل به بهترین خاطرات زندگیت بشه.
و هر وقت اون خاطرات رو به یاد میاری لبخند روی لبت بشینه... »
برای دنیای من ◍✧* ~
« سلام!
با خوندن خاطراتی که با دوستات داشتی، به این فکر کردم که یقینا عاشق اون دورانی...
روزایی که همه چی بی خیال میگذشت، نه درس، نه استرس، نه شاد!
سختی ها همیشه هستن، هیچوقت خبر نمیدن و یهویی جلومون سبز میشن،
با اینحال میتونم حس کنم که شجاع و قوی هستی.
هر چقدر هم زندگی سخت بگیره، به جای نگاه به اون سختی ها، نگاهت به اتفاقات خوب زندگیت هست. به روزایی خوبی که داشتی، به خاطرات، و روزایی که با آرامش میگذرونی، و اینو دوست دارم...
امیدوارم نگاهت همیشه به اتفاقات خوب و مثبت زندگیت گره بخوره، و هیچوقت برنگردی تا پشت سرت رو ببینی، رو به جلو برو. پر قدرت... »
برای انجمن فیلسوفان ابلهستیز به جز هگل ◍✧* ~
« سلام!
به کسی که عمیقا باهاش همذاتپنداری میکنم و احساس میکنم کسی که چند سال پیش بودم رو دارم میبینم.
چیزی که حس میکنم، اینه که به جزئیات توجه داری، و اینا اذیت کنندهست.
رفتارهای دیگران، حرف هاشون، نوع برخوردشون، قضاوت کردنشون... اینا هیچوقت تمومی نداره.
تنها کسی که داریم، خودمونه.
حس میکنم در قلبت رو بستی و نمیخوای صدای قلبت رو بشنوی.
این زمانی اتفاق میوفته که عمیقا از کسی رنجیده باشی.
و اون زخم نیاز به زمان داره تا التیام پیدا کنه.
با اینحال... باعث افتخاره که با کسایی مثل تو آشنا شدم. همیشه فکر میکردم کسی نیست که بتونه حرفامو درک کنه، و منم حرفاشو درک کنم.
اما حالا میبینم نه... کسایی که مثل هم باشن پیدا میشن، هر چقدر زمان بگذره همدیگه رو پیدا میکنن.
به خودت سخت میگیری، اینطور نیست؟
چیزی که احساس میکنم اینه که این زخم با وجود یک همدل، یک همراه، و یک هم مسیر بهتر میشه.
امیدوارم روزی برسه که با اون دوست آشنا بشی. بتونی زخم هایی که داری رو التیام بدی، و در کنار اون شخص، اونقدر خاطره بسازی که فراموش کنی گذشته ها رو چطور پشت سر گذاشتی... »
⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
این تقدیمی صرفا بر اساس دیدگاه من از شما بود، هیچکس نمیتونه تاییدش کنه، چون هیچکس نمیتونه عمق احساسا
اینم از تقدیمی ها
ممنون از اینکه شرکت کردین
احتمالا تا چند ساعت دیگه میذارمش اینجا
هدایت شده از ‹ خرت و پرتام ›
چـالش ²² روزه؛
اگه شمام دوست داشتین توی چنلاتون فور بدین و انجامش بدین🌀☁️
«خرت و پرتام»
روز¹←یک فیلم/انیمیشن معرفی کن.
روز²←به سوالات ممبر هات جواب بده.
روز³←چنل/دیلی هایی که دوسشون داریو بگو.
روز⁴←یکی از کتاباتو نشون بده و معرفیش کن.
روز⁵←استایلتو توصیف کن.
روز⁶←کشور مورد علاقتو بگو.
روز⁷←یک روز رندومتو از توی دفتر خاطرات بگو.
روز⁸←چرا چنل/دیلی زدی.
روز⁹←مدرستو توصیف کن(چون تموم شده همونی که بودی!!)
روز¹⁰←تعریفت از تنهایی چیه.
روز¹¹←نظرت در مورد ²²ین عکس توی گالریت.
روز¹²←اخرین نقاشی ای که کشیدی.
روز¹³←اسم دوستای سال پیشت چی بوده.
روز¹⁴←۳ تا چیزی که باهاشون خوشحال میشی.
روز¹⁵←یکی از وسایلتو نشون بده.
روز¹⁶←سبک آهنگ مورد علاقت چیه.
روز¹⁷←یک نقاشی پیکسلی بکش.
روز¹⁸←کاردستی بساز.
روز¹⁹←پروفایل چنلتو عوض کن.
روز²⁰←یک عکسی که وایبتو میده بفرست.
روز²¹←رنگ مورد علاقتو بگو.
روز²²←هنرتو معرفی کن.