eitaa logo
"Rusty Lake Motel"
158 دنبال‌کننده
263 عکس
24 ویدیو
5 فایل
به متل دریاچه زنگ زده خوش اومدین!
مشاهده در ایتا
دانلود
خبخب بعد از اینکه اون شب گوشش رو میبره و میدش به راشل ونگوگ بخاطر خونریزی زیاد گوشش میره بیمارستان و همونطور که میدونیم گوگن هیچوقت نرفت دیدنش
و کلا اونموقع وضعیت روحی و جسمیش هردو خراب و دچار توهم و حملات روانی زیاد شده بود (توی بعضی روایات هم میگن چون ونگوگ دچار توهم شنیداری شدید بوده گوش چپش رو بریده چون یبار به برادرش گفته بود از گوشش صدا و زمزمه میشنوه)و توی این مدتی که توی بیمارستان بوده منتظر نامه گوگن بود:(
(چونکه انقد بیخبر فرار کرده رفته بنظر میاد گوگن کلا به ونگوگ اونقدر اهمیت نمیداد(به عنوان دوست))
بعد از اینکه از بیمارستان مرخص میشه حملات روانیش ادامه داشته و مردم دیگه داشتن ازش میترسیدن و بخاطر همین ونگوگ داوطلبانه خودش رو توی آسایشگاه روانی بستری میکنه
اسم بیمارستانه «سن-پل-دو-موزول» بوده توی سن-رمی ونگوگ اونجارو پناهگاهی برای دیوانگان توصیف میکرد
و همونجا یعالمه نقاشی کشید که معروف ترینشون شب پر ستاره بود
این جریان دعوا هاش با گوگن از سال ۱۸۸۸ و از سال ۱۸۸۹ تا ۱۸۹۰ تو بیمارستان بستری میشه تا اینکه اوایل ۱۸۹۰ بلاخره یه منتقدی به اسم آلبر اوریه میاد و توی یکی از مقاله هاش کلی تحسینش میکنه و اونو نابغه صدا میزنه
"Rusty Lake Motel"
این جریان دعوا هاش با گوگن از سال ۱۸۸۸ و از سال ۱۸۸۹ تا ۱۸۹۰ تو بیمارستان بستری میشه تا اینکه اوایل
و از همون موقع ها یکی از نقاشیاش به یه قیمت خوبی فروخته میشه و به نمایشگاه های مختلف دعوت میشه خلاصه یهو همه چی گل و بلبل میشه ولی ونگوگ فکر میکرده لیاقت اینهمه تحسین رو نداره و ممکنه دوباره دچار جنون و حملات روانی بشه و دوباره همه چیز رو خرابکنه
خب اینجا از آسایشگاه میره بیرون به نظر میومد که حالش خوبه یعالمه نقاشی کشید که بیشترشون مثل نقاشی «گندم زار با کلاغ ها» حس ناامیدی و تنهایی رو منتقل میکنه اون توی این دوره فکر میکرد مانع خوشبختی برادرشه چون تازه ازدواج کرده بود و بچه دار شده بود و وضع مالی خوبی نداشت
توی ژانویه ۱۸۹۰ ونگوگ برای نقاشی به یه مزرعه میره و به سینه خودش شلیک میکنه که توی بعضی از روایات هم میگن ممکنه خودکشی نباشه و ونگوگ برای اینکه مقصر اصلی توی دردسر نیوفته خودش میگه خودکشی کرده اینجا اون بلافاصله از شلیک گلوله نمیمیره و به یه مسافرخونه ای که اونجا اقامت داشت میره و برادرش میاد پیشش و ونگوگ بهش میگه که «غم برای همیشه باقی خواهد ماند» و در ۲۹ ژانویه در آغوش برادرش تئو از دنیا میره
چه جالب اطلاعاتتو دوستدارم😭
560.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چون داشتی درباره ونگوگ حرف میز-