غریب نه آن است که تنش در این جهان غریب
باشد، غریب آن است که دلش در تن غریب است.
و ما این چنینیم با دلی غریبه در تن خویش...
از جوانمرد پرسیدند نشان کسی که
خدا او را در بر گرفته است، چیست؟
گفت: آن که از فرق تا قدمش همه
از خدا بگوید. دستش از خدا بگوید،
پایش از خدا بگوید، نشستن و رفتن و
دیدنش از خدا بگوید، و حتی نَفَسش،
نَفَسش از خدا بگوید.
مثل مجنون که به هرکه میرسید
از لیلی میگفت، به زمین و به دریا
و به دیوار، به مردم و به درخت وبه
گوسفندان...
اما راه خدا را با پا نمیتوان پیمود؛
این راهی است که تنها با دل میتوان
رفت. با دلت برو، آنقدر تا دلت تاول بزند.
رآیحه🤍
گفتم که با فراق مُدارا کنم، نشد ...
جسمم اینجاست ولی روح و روانم آنجاست
چقدر فاصله انداخته از من تا من ...
زینب کبری سلام الله علیها، دو نکته را نشان داد:
یک نکته اینکه زن میتواند اقیانوس عظیمی باشد از صبر و تحمل؛
دوم اینکه زن میتواند قلهٔ بلندی باشد از خردمندی و تدبیر؛
اینها را عملاً زینب کبری سلام الله علیها نشان داد؛ نه فقط به آن عدهای که در کوفه و شام بودند؛ به تاریخ نشان داد، به همهٔ بشر نشان داد.
:))
از کتابِ جاذبهٔ حسینی.