eitaa logo
رآیحه🤍
166 دنبال‌کننده
447 عکس
45 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
تسلی می‌دهی خود را که شاید قسمتت دوری‌ است ولی گرمای دلتنگی تبش هرگز نمی‌میرد:)
چونکه اردیبهشت رسیده:)
موقع رفتن که میشد طاقت دوری نبود جسممان میرفت اما روحمان می‌ایستاد... پ.ن: حکایتِ همیشگی دلتنگی؛
مرا در آغوش بگير، كه هيچ‌ كجا خانهٔ خود آدم نمى‌شود...
بـر‌ خطوط‌ِ سبز‌ تَخیل‌ بنویسید اُمـید ...
رآیحه🤍
موقع رفتن که میشد طاقت دوری نبود جسممان میرفت اما روحمان می‌ایستاد... #کاظم_بهمنی پ.ن: حکایتِ همیشگی
اگر گریان به دیوار حرم تکیه نمی دادم... کدامین کوه طاقت داشت این حالِ پریشان را؟!
«متولد دی نبودی مگه؟ پس اردیبهشت چی میگه؟» دوستم پرسید. به علاقه‌ام نسبت به اردیبهشت فکر کردم. اولین بار به یکی از دوستانم که متولد اردیبهشت بود گفتم: «من ماه دی و اردیبهشت رو خیلی دوست دارم! دی رو هم بخاطر اینکه ماهِ تولدمه،هم اینکه شروع زمستون و برف و بآروونه، اردیبهشت رو هم بخاطر اسمش که یادآور بهشته، وهم حس و حال بهاری‌ش دوست دارم.» لبخند زد و خوشحال شد، چون از ماه تولدش تعریف کرده بودم! نه بخاطر اینکه اردیبهشت را چون اردیبهشت است دوست داشته باشد.اگر ماه تولد خودت را دوست داشته باشی، هر چقدر هم خاص باشد،بیشتر بخاطر این است که حس تعلق به آن داری، اما دوست داشتن اردیبهشت برایم این حس تعلق را ندارد و فکر میکنم این دوست داشتنم را رقیق تر میکند.. از آن روزی که گفتم،تقریبا ۶سال میگذرد، نه از آن دوستم خیلی خبر دارم نه اردیبهشت را مثل قبل دوست دارم! مثل آنجا که شاعر گفته: مثل دیروز تو را دوست ندارم دیگر متحول شده ام دوست ترت میدارم:) جنس دوست داشتن اردیبهشت برایم متفاوت تر شده است، یک دوست داشتن عمیق وبیشتر.. مهم ترین دلیلش شاید این است که اردیبهشت متعلق به بهار است و مثل اسمش بهشت؛ عطر بهارنارنج‌هاش روحت را بغل میکند و میتوانی سالها محو زیبایی‌هایش بشوی؛ بدون خسته شدن، یا حتی تکراری شدن! احساس میکنم اردیبهشت به دنیای نوشتن، ادبیات وشعر هم خیلی نزدیک است...آنقدر نزدیک که حس میکنم خودِ شعر است! ”اردیب‌هشت“، حتی از لحاظ نشانه بآز بودن هم پر از زیبآییست؛ مزهٔ شیرکاکائو دارد؛به لطافت گل نرگس است و مثل رفیقی که دیدنش برای آدم حکم تازه شدن روح را داشته باشد. اردیبهشت که می‌آید حس بغل کردن آسمان و لمس ابر‌ها به آدم دست میدهد! حسی مثل خیره شدن به طراوت و سرسبزی برگ‌ها و محکم گرفتن دست‌های درختها، مثل غرق شدن دستت توی خنکی رود،مثل محو آرامش وسکوت جنگل شدن و مثل یک نفس عمیق کشیدن بعد از گذراندن سخت ترین بخش زندگی... در وصف اردیبهشت،که ماه تولدم نیست ولی برایم دوست داشتنی‌ترین است. از نعمت های خآص نوشتن. چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴.
_ همان گدای قدیمی که داشتی، داری همان امام رضایی که داشتم، دارم:) . ولی این پیام، قلبمو گره زد به صحن انقلاب،به حوض صحن آزادی، به پنجره فولاد... پ.ن: گِرِه بزن دل ما را به زلفِ خویش :) ...
مشکل این بود که انسان ها به طور جمعی و اجتماعی دیگر قادر به فهم عشق نبودند. از کتابِ "اگر خدا بخواهد"
... از کتابِ "اگر خدا بخواهد"