eitaa logo
صحیح الاحادیث
340 دنبال‌کننده
319 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
علامه مجلسی ذیل حدیث فوق گفته است : 👇 و دلالت میکندکه شک در خدا و شک در پیامبر، کفر است. اما این فرمایش امام (ع) به زراره که «انسان تنها زمانی کافر می‌شود که انکار کند»، چند احتمال و وجه دارد : 👇 اول: هدف امام (ع) این بوده که نظریه زراره را درباره وجود مرتبه‌ای میانی بین ایمان و کفر رد کند. امام می‌خواهد به زراره بفهماند که از حکم به کفرِ کسی که در خدا و پیامبر شک می‌کند، گمان نبرد که شک در امام نیز موجب کفر می‌شود. بلکه تا زمانی که امام را انکار نکند، کافر نیست. این معنا با خبر اول باب آینده تأیید می‌شود. دوم: احتمال دارد که منظور این باشد که شک در اصول دین، به طور کلی، زمانی موجب کفر می‌شود که پس از روشن شدن حقایق و اقامه دلیل باشد. اما کسی که حجت بر او تمام نشده، چنین نیست. پس فرد مستضعف که نمی‌تواند حق را از باطل تشخیص دهد و دلیل برای او تمام نشده، آن طور که زراره گمان می‌کرد، کافر نیست. برخی هم گفته‌اند که این حکم (کافر نبودنِ شاک تا پیش از انکار) فقط مربوط به شک در پیامبر است؛ اما کسی که در وجود خدا شک کند، کافر است، زیرا دلایل روشنی که بر وجود او دلالت دارد، آنقدر واضح است که جای شک باقی نمی‌گذارد و کسی جز فردی لجباز و یکدنده آن را انکار نمی‌کند. سوم: آنچه گفته شده این است که منظور از شخص شک‌کننده، کسی است که گاهی اقرار می‌کند و گاهی انکار می‌نماید. در این صورت، هر وقت اقرار کند مؤمن است و هر وقت انکار کند کافر محسوب می‌شود. چهارم: معنای سخن امام این است که شک زمانی موجب کفر می‌شود که با انکار ظاهری همراه باشد. در غیر این صورت، شخص منافق است و در ظاهر، احکام اسلام بر او جاری می‌شود. : ج¹¹ ص¹⁸³
از امام باقر علیه السلام منقول است که فرمود: در کتاب امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که : سه خصلت است كه هر كس داشته باشد نميرد و تا آنكه سرانجام آنها را ببيند: ستم قطع رحم قسم دروغ كه با آن به جنگ خداوند برود،و براستی‌ طاعتی‌ كه زودتر ثوابش به انسان می‌‌رسد صله‌رحم است و چه‌بسا مردمی‌ كه از حق روگردانند ولی‌ صله‌رحم می‌‌كنند ثروتشان زياد شود و بيقين كه سوگند دروغ و قطع رحم خانه‌ها را ويران و بيابانها را خشك و اهلش را نابود می‌‌سازد و خويشاوندی‌ را از جای‌ بركند و سبب قطع نسل شود. : ج² حدیث⁴ ( ذیل بَابُ قَطِيعَةِ اَلرَّحِمِ ) بحث سندی : 👇 محمد بن يحيى ✅ أبو جعفر العطار القمي، شيخ أصحابنا في زمانه، ثقة، عين، كثير الحديث. : رقم⁹⁴⁶ أحمد بن محمد بن عيسى ✅ بن عبد الله بن سعد بن مالك بن الأحوص بن السائب بن مالك بن عامر الأشعري. من بني ذخران بن عوف بن الجماهر بن الأشعر يكنى أبا جعفر. وأبو جعفر رحمه الله شيخ القميين، ووجههم، وفقيههم، غير مدافع. وكان أيضا الرئيس الذي يلقى السلطان بها، ولقى الرضا عليه السلام. : رقم¹⁹⁸ الحسن بن محبوب السراد ✅ ، ويقال له الزراد، ويكني أبا علي، مولي بجيلة، كوفي ثقة، روي عن أبي الحسن الرضا عليه السلام وروي عن ستين رجلا من أصحاب أبي عبد الله عليه السلام، و كان جليل القدر، ويعد في الأركان الأربعة في عصره. : رقم¹⁵¹ مالك بن عطية✅ الأحمسي أبو الحسين، البجلي، الكوفي، ثقة. روى عن أبي عبد الله عليه السلام. : رقم¹¹³² زياد بن عيسى✅ أبو عبيدة الحذاء كوفي، ثقة. : رقم⁴⁴⁹
هدایت شده از فضائل امام علي
از سلمان فارسی (رحمت‌الله علیه) منقول است که گفت: از رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) پرسیدم: وصیّ و جانشین تو از میان امّتت کیست؟ زیرا هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آنکه از میان امّتش وصی‌ای داشت. رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) فرمودند: «هنوز برای من روشن نشده است.» پس مدتی هر چه خدا خواست درنگ کردم. سپس وارد مسجد شدم. رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) مرا صدا زد و فرمود: «ای سلمان! از وصی من از میان امتم پرسیدی. آیا می‌دانی وصی موسی از میان امتش چه کسی بود؟» گفتم: وصی او، یوشع بن نون، همان جوان [همراه] او بود. فرمود: «آیا می‌دانی چرا به او وصیت کرد؟» گفتم: خدا و رسولش داناترند. فرمود: «به او وصیت کرد چون او داناترین فرد امت موسی پس از وی بود. و وصی من و داناترین امتم پس از من، علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) است.» : مجلس⁴ حدیث¹
تفسیر آیه¹⁷⁸-¹⁷⁹ سوره بقره : 👇
امام علیه‌السلام فرمود: علی بن الحسین علیهما‌السلام در تفسیر آیه‌ی «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بر شما قصاص در قتل واجب شد» گفت: یعنی مساوات؛ و اینکه با قاتل همان راهی پیموده شود که او با مقتول پیمود آنگاه که او را کشت. «آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده و زن در برابر زن»؛ یعنی اگر زنی زنی را بکشد، او در برابرش کشته می‌شود. «پس اگر کسی از جانب برادرش (ولیّ مقتول) بخشیده شود» یعنی اگر قاتل بخشیده شود و او و ولیّ مقتول راضی گردند که قاتل دیه بپردازد و ولیّ در برابر آن او را ببخشد، پس «پیروی» بر عهده ولیّ است (یعنی مطالبه‌ی دیه) و «پرداخت» بر عهده‌ی قاتل است «به نیکویی»، نه اینکه او را آزار دهد یا در پرداخت آن تأخیر کند. «این، تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان»؛ زیرا خدا اجازه داد ولیّ مقتول از قاتل بگذرد در برابر دیه‌ای که می‌گیرد؛ چرا که اگر تنها دو راه می‌بود: یا کشتن یا عفو بدون عوض، به ندرت دل ولیّ مقتول به عفو بی‌چشمداشت راضی می‌شد، و در این صورت قاتل به ندرت از کشته شدن نجات می‌یافت. «و هر کس پس از آن تجاوز کند» یعنی اگر پس از آنکه به گرفتن دیه راضی شد و قاتل را بخشید، باز هم قاتل را بکشد، چنین کسی «عذابی دردناک» دارد؛ در آخرت عذابی سخت از جانب خداوند عزوجل، و در دنیا به قصاص کشته می‌شود، زیرا کسی را کشته که کشتن او برایش روا نبوده است. خداوند عزوجل فرمود: «و برای شما ای امت محمد در قصاص زندگی است»؛ زیرا آن کس که قصد قتل دارد، وقتی بداند که قصاص می‌شود، از کشتن بازمی‌ایستد؛ و این موجب حیات همان کسی می‌شود که می‌خواست کشته شود، و نیز حیات همان جنایتکاری که قصد قتل داشت، و حیات دیگر مردمان؛ چون وقتی دانستند قصاص واجب است، جرأت بر کشتن نمی‌کنند از بیم قصاص. «ای خردمندان، باشد که پرهیزگار شوید.» : رقم³⁵⁵ ( ذیل آيات¹⁷⁸-¹⁷⁹ سوره بقره )
دعاء برای قوت حافظه 👇 پيامبر اكرم صلّی‌ اللّه عليه و آله به امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:اگر می‌‌خواهی‌ هرچه می‌‌شنوی‌ يا می‌‌خوانی‌ حفظ‍‌ كنی‌،اين دعا را بعد از هرنماز بخوان. ( سُبْحَانَ مَنْ لاَ يَعْتَدِي عَلَی‌ أَهْلِ مَمْلَكَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لاَ يَأْخُذُ أَهْلَ اَلْأَرْضِ بِأَلْوَانِ اَلْعَذَابِ سُبْحَانَ اَلرَّءُوفِ اَلرَّحِيمِ اَللَّهُمَّ اِجْعَلْ لِي فِي قَلْبِي نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً إِنَّكَ عَلی‌ٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) ( منزّه است آن‌كه بر اهل مملكت خويش ستم نمی‌‌كند،منزّه است آن‌كه اهل زمين را به عذاب‌های‌ گونه‌گون گرفتار نمی‌‌سازد،منزّه است خدای‌ مهربان بخشنده. خدايا در قلب من نور و بينايی‌ و فهم و دانش قرار ده كه تو بر هرچيز توانايی‌ ) : ص²⁰²
جعفری‌ »،گويد: ابو الحسن عليه السّلام به من فرمود:چرا تو را نزد عبد الرحمن يعقوب می‌‌نگرم‌؟در پاسخ گفت:راستش او دائی‌ من است.امام فرمود كه:او سخن ناهمواری‌ می‌‌زند،خدا را وصف می‌‌كند(به صورت و اوصاف جسم)با اينكه خدا به وصف درنيايد يا با او بنشين و ترك ما كن،و يا با ما بنشين و ترك او كن!گفتم:او هرچه خواهد بگويد چه مسؤليتی‌ برای‌ من دارد هرگاه من نگويم آنچه كه او می‌‌گويد؟ ابو الحسن عليه السّلام فرمود:آيا نمی‌‌ترسی‌ كه به او عذابی‌ وارد شود و به همه شما(كه اطراف او هستيد برسد)آيا نمی‌‌شناسی‌ كسی‌ را كه خود از اصحاب موسی‌ عليه السّلام و پدرش از ياران فرعون بود و چون سواران فرعون (در كنار دريا)به موسی‌ (و يارانش رسيدند(آن پسر)از موسی‌ جدا شد كه پدرش را پند دهد و او را به موسی‌ و يارانش همراه سازد،پدرش به راه خود می‌‌رفت و جوان با او پيرامون مذهبش با او ستيزه می‌‌كرد تا آنكه هر دو به كنار دريا رسيدند و همين‌كه لشكريان فرعون غرق شدند آن دو نيز باهم غرق شدند، خبر به موسی‌ عليه السّلام رسيد،فرمود:او در رحمت خداست ولی‌ چون عذاب نازل شود از آن كسی‌ كه نزديك گناهكار است دفاعی‌ نشود. : ج² حدیث² ( ذیل بَابُ مُجَالَسَةِ أَهْلِ اَلْمَعَاصِي )
سليمان بن هارون عجلی‌ّ‌ گويد:شنيدم امام صادق عليه السّلام می‌‌فرمود:«همانا صاحب اين امر يارانش برای‌ او نگهداری‌ شده‌اند،اگر همۀ مردم نيز از بين بروند خداوند يارانش را به او می‌‌رساند،و آنان همان كسانی‌ هستند كه خدای‌ عزّ و جلّ‌ فرموده:« فَإِنْ‌ يَكْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ »-الآية«اگر اينان بدان كافر شوند پس به تحقيق ما گروهی‌ را كه بدان كافر نيستند بر آن موكّل كرده‌ايم» و باز آنان همان كسانی‌ هستند كه خداوند در بارۀ آنان فرموده:« فَسَوْفَ‌ يَأْتِي اَللّٰهُ‌ بِقَوْمٍ‌ يُحِبُّهُمْ‌ وَ يُحِبُّونَهُ‌ »-الآية«خداوند به زودی‌ گروهی‌ را خواهد آورد كه آنان را دوست می‌‌دارد و آنان نيز او را دوست می‌‌دارند،در برابر مؤمنان فروتن و در برابر كافران با عزّت و درشتخو و سختگير هستند» . : باب²⁰ رقم⁴³⁶
هدایت شده از فضائل امام علي
ابو عبد الرحمان سلمی‌ گفت: كسی‌ را قاری‌‌تر از علی‌ّ‌ بن ابی‌ طالب نديدم، او می‌‌گفت: ( از من بپرسيد كه به خدا سوگند چيزی‌ از كتاب خدا را از من نمی‌‌پرسيد، مگر اينكه به شما خبر می‌‌دهم كه در شب يا روز در بيابان يا كوه نازل شده است ) : ج¹ رقم³² ( ذیل الفصل الرابع في توحده بمعرفة القرآن و معانيه، و تفرده بالعلم بنزوله و ما فيه )
منظر عامه ( شمس الدین الذهبی ) در مورد حاکم حسکانی : 👇 الحسکانی عبید الله بن عبد الله بن احمد امام، محدث، نابغه، قاضی، ابوالقاسم عبید الله بن عبد الله بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد بن حسکان قرشی، عامری، نیشابوری، حنفی، حاکم. او همچنین به ابن الحذاء معروف است، از نسل امیری که خراسان را فتح کرد؛ یعنی عبدالله بن عامر بن کریز. او از: جدش، و از ابوالحسن علوی، و ابوعبدالله حاکم، و ابوطاهر بن محمش، و عبدالله بن یوسف، و ابن فنجویه دینوری، و ابوالحسن بن سقا، و علی بن احمد بن عبدان، و گروهی (خلق)، تا آنجا که به ابوسعید کنجروذی و هم‌نسلانش می‌رسد، حدیث نقل کرد. او به طور خاص ملازم ابوبکر بن حارث نحوی بود و او را پیگیری می‌کرد، و همچنین از حافظ احمد بن علی بن منجويه آموخت. و نزد قاضی صاعد بن محمد فقه فرا گرفت. او کتاب تألیف و جمع‌آوری کرد، و به این امر توجه نمود. حافظ عبدالغافر بن اسماعیل ملازم او بود و بسیار از او روایت کرد، و او را در (تاریخش) ذکر کرد، اما من تاریخ وفات او را نیافتم، و ظاهر این است که تا پس از هفتاد و چهارصد (۴۷۰ هجری) زنده بوده است. از او روایت کرد: وجیه شحامی در (مشیخه) خود حدیثی را روایت کرد، که آن را از عبدالله بن یوسف بن بامویه روایت می‌کند. اما: ابوسعید عبید الله بن عبد الله بن محمد بن احمد بن حسکویه پس شیخ بود و پس از هشتاد و چهارصد (۴۸۰ هجری) زنده بود. : جلد¹⁸ رقم¹³⁶
هدایت شده از فضائل امام علي
زيد بن وهب از حذيفة بن يمان نقل كرده است كه طايفه‌ای‌ از مردم با هم مذاكره می‌‌كردند و می‌‌گفتند: هر آيه‌ای‌ از قرآن با خطاب« يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ‌ آمَنُوا »نازل شده خطاب به اصحاب محمد صلی‌ اللّٰه عليه و آله است. حذيفه گفت:ای‌ دوستان!بدانيد هر آيه‌ای‌ كه با خطاب« يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ‌ آمَنُوا »نازل شده علی‌ عليه السّلام لبّ‌ و لباب آن است . : ج¹ رقم⁶⁷
منظر عامه ( ابن حجر عسقلانی )در مورد ابن شهر آشوب : 👇 محمد بن علی بن شهرآشوب ملقب به ابوجعفر سروری مازندرانی، از مبلغان شیعه بود. ابن ابی طی در کتاب «تاریخ» خود آورده است: او به مطالعه حدیث پرداخت و با علمای بسیاری دیدار کرد، سپس به فراگیری فقه روی آورد و در فقه اهل بیت به بالاترین درجه رسید و در اصول فقه نیز سرآمد شد. پس از آن در زمینه‌های قرائت قرآن، واژه‌شناسی، تفسیر و ادبیات عرب تبحر یافت. خوش‌صورت بود و در استخراج معانی عمیق، بسیار توانا. او آثاری در زمینه‌های «اتفاقات و افتراقات»، «تشابهات و تفاوت‌ها» و «فصل و وصل» تألیف کرد و راویان شیعه و عامه (یعنی اهل سنت و شیعه) را از یکدیگر تفکیک نمود. ابن ابی طي در ادامه می‌گوید: او بسیار خاشع و فروتن بود. وی در ماه شعبان سال ۵۸۸ هجری قمری درگذشت. : ج⁵ رقم⁷⁸⁸³