eitaa logo
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
271 دنبال‌کننده
157 عکس
22 ویدیو
8 فایل
«انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران» ارتباط با دبیر انجمن: @m_b_abraham
مشاهده در ایتا
دانلود
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
🗒 | ما مردم نگاری مناسکی خیابان: جنگیدنِ باهم برای زندگی کردنِ باهم 🖇 تا اینجای جنگ را از منظر اجتم
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 🔹افطار و سحر و نوروز و جنگ و سوگ به هم پیوند می‌خورند، هیچ آیین و مناسک جمعی پیوند دهنده ای ترک نمی شود، زندگی در دل جنگ راه خودش را می رود، هیچ آژیر خطری نیست.مردم در پناهگاه نيستند،درحال زندگی اند. خریدهای عیدشان هم هست. 🔹چند جوان که‌ با خانواده دور میدان زیلو پهن کرده و سفره انداخته اند از پیرمرد سیدی که چهره اش شبیه این آدم خوب های فیلم‌های ایرانی است و اسفند دود کرده برای مردم؛ ذغال می گیرند برای سَریِ قلیانشان. برای تجمع آمده اند. 🔹جنگ هم هست البته؛ خبر حمله زمینی از غرب است، خبر خطیر شب چهارشنبه سوری است، زیرساخت‌های عسلویه را می زنند،ترامپ تهدید کرده نیروگاهها را می زند، خبر پیاده کردن نیروی زمینی در جزایر هست، مقامات بازهم شهید می شوند،صدبار ناامید و امیدوار میشویم،دهها بار به مو می رسد اما پاره؟ نه! بالاخره جنگ است و خاصیت جنگ همین است، شجاعان و باایمان ها می مانند؛ بقیه نه! 🔸می گویند اسم اینجور نشکستن ها«تاب اوری» است، اما درست ترش شاید استقامت و صبر و رام کردن مرگ و نابودی است، چیرگی هستی است بر نیستی، غلبه ماندن است بر نماندن؛ اسمش زندگی است.باور تاریخی بر بقا و پیروزی است. قدرت ایمان است، تجلی روح خداست در عرصه روزمره. 🔸شب قرعه کشی جام جهانی 2014 وقتی به آرژانتین خوردیم حمید درخشان در آنتن زنده شبکه دو گفت «کیو بگیریم؟ دی ماریا را بگیریم! هیگواین را بگیریم! مسی را بگیریم! چه کسی را بگیریم اخه! خدا کند پنج شش تا بیشتر نخوریم». عجب بازی شد آن بازی. حتی اگر سالها به آن ضربه سر و تیرک افقی دروازه فحش بدهیم. 🔹جواد ظریف هم میگفت اگر با آمريکا بجنگیم کارمان چندساعته تمام است. ناوهایشان را بگیریم! جنگنده هایشان را بگیریم! کدامشان را بگیریم؟ الان روزِ 25 ام جنگ است و ما هستیم قوی تر و ایرانی تر از قبل. خیلی ها شهید شده اند اما خدا هست. 🔹این مردم هزاران سال است اینگونه زیستن را آموخته اند، فهمیده اند که آتشین ترین بحران ها را با نیروی ایمان به خداوند بزرگ رویای و زندگی می توان عبور کرد، آن هم زندگی باهم، زندگی آمیخته با شادی و اندوه جمعی و نه فردی. ما در اینجا شادی فردی نداریم؛ آدمهای اینجا تنها شاد نیستندجمعی شادند، جمعی هم داغدار. 🔹این مردم در دل کویرِ بی آب برای زندگی کردن، دل زمین را به طول چند کیلومتر کنده اند و قنات ساخته اند،در فصولی که رمه ها شیر نداشته اند؛ واره های روستایی را شکل داده اند تا شیرهای تجمیع شده اهالی کفاف چند وعده درست کردن ماست و پنیر را بدهد، «جنگیدنِ با هم برای زندگی کردنِ باهم» را خوب بلد شده اند. 🔹این جامعه آنچنان مکانیسم های دینی و فرهنگی و تمدنی بی نظیری دارد که هیچ قدرتی را توان شکستن آن نیست، جنگ تمام می شود؛ ما نه یک نفرمان مثل سکانس پاپیون،بلکه همه مان باهم می ایستم و فریاد می زنیم: *«ماهنوز زنده ایم حرام زاده ها» * و زنده خواهیم ماند و در این خاک زندگی خواهیم کرد بهتر و بیشتر از قبل. 👤 اکبرشهبازی 📌 دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🆔 @saissut
📃 | جامعه‌شناسی در آینه واقعیت: ضرورت گذار از انفعال نظری به تولید دانش بومی بعد از جنگ آمریکایی صهیونی 📆 اسفند ۱۴۰۴ 👤 سهیلا صادقی 🔖 استاد دانشگاه تهران 🔻 جامعه‌شناسی ایران، در دهه‌های متمادی، مسیری پر فراز و نشیب را پیموده است. مسیری که اغلب با نگاهی از بیرون، و با ابزارهای مفهومی برگرفته از اندیشه غربی، به تحلیل واقعیت‌های اجتماعی خود پرداخته است. این رویکرد، گرچه در مقاطعی تلاش‌هایی برای فهم مدرنیته و چالش‌های پیش روی جامعه ایران صورت داد، اما در بسیاری از موارد، به دلیل عدم انطباق با بافت بومی و واقعیت‌های منحصر به فرد جامعه ایرانی، نتوانست تصویری دقیق و کارآمد از مسائل ارائه دهد. پیامد این امر، گرایش به سمت تحلیل‌هایی بود که غالباً بر ناامیدی، گسست اجتماعی، تضعیف نهادهای سنتی چون خانواده و دین، و رویکردهایی که به جای ارائه راهکار، به تشدید بحران‌ها دامن می‌زدند. نقد منصفانه این رویکرد، نه به معنای انکار جایگاه جامعه‌شناسی، بلکه به منظور هدایت آن به سمت مسیری اصیل‌تر و کارآمدتر است. بسیاری از مباحث و تحلیل‌هایی که در فضاهای عمومی و آکادمیک مطرح می‌شود، بیش از آنکه ریشه در واقعیت‌های جامعه ایران داشته باشند، بازتابی از نظریه‌هایی هستند که گاه با جهان‌بینی و مختصات جامعه ما همخوانی ندارند. این تقلید کورکورانه از نظریه‌های غربی، به قدری جدی است که گاه متفکران و جامعه‌شناسانی که بر ضرورت تولید دانش بومی و اتکا به مفاهیم برخاسته از متن جامعه تأکید دارند، با برچسب‌هایی چون “غیرعلمی” یا “تحجر” طرد و سرکوب می‌شوند. این رویکرد، که غالباً از چارچوب‌های پوزیتویستی و تقلیل‌گرایانه تبعیت می‌کند، قادر به درک لایه‌های عمیق‌تر فرهنگی و معنایی جامعه ایران، مانند هویت جمعی، باورهای دینی، و سرمایه اجتماعی ریشه‌دار نیست. 🔻 جامعه‌شناسی ایران، در بسیاری از موارد، جز در موارد معدودی، با شکست مواجه شده است. اکنون، در فضایی که جنگ آمریکا علیه ایران، فرصتی برای بازنگری جدی فراهم کرده است، لازم است تا از کلیشه‌های نظری که سال‌ها خوانده و تدریس شده‌اند، فاصله بگیریم. این بدان معنا نیست که بدنه دانش نظری موجود در جامعه‌شناسی را نادیده انگاریم؛ این نظریه‌ها بخشی از ذخیره دانشی ما هستند. بلکه، تاکید اصلی بر آن است که جامعه‌شناسان ما، آن‌گونه که باید، درگیر داده‌های میدانی و واقعیت‌های ملموس جامعه خود نیستند. متاسفانه، نظریه‌های موجود چنان بر ذهن و تحلیل آن‌ها مستولی شده‌اند که قدرت نوآوری و نظریه‌سازی اصیل، در آن‌ها عقیم گشته است. اگرچه رهایی از استیلا نظریه های موجود، کار آسانی نیست، اما ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، چرا که جامعه‌شناسی ایران، با بسیاری از نظریه‌پردازی‌های صرفاً وارداتی و انطباق‌نیافته، ناکام مانده است، لذا نیازمند شجاعت اعتراف به اشتباهات گذشته و انجام بازنگری و بازاندیشی عمیق دارد. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | جامعه‌شناسی در آینه واقعیت: ضرورت گذار از انفعال نظری به تولید دانش بومی بعد از جنگ آمریکایی صه
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 🔻 یکی از خطاهای اساسی جامعه‌شناسی ایران، در طول سال‌ها، اتخاذ الگوهای توسعه غربی به عنوان الگوی عملی بوده است. این رویکرد، منجر به فاصله گرفتن از دانش بومی و حتی تحقیر آن شده است. غرب، که سال‌ها به عنوان الگوی توسعه، آزادی، دموکراسی، و عقلانیت ابزاری مورد ستایش قرار گرفته بود، اکنون با رفتارهای بربریک و ددمنشانه در قبال مردم ایران، غزه، یمن، عراق، سوریه و…، ماهیت واقعی‌اش را آشکار ساخته است و در عمل آشکار شد که دموکراسی غربی، چیزی جز هیپوکراسی نیست؛ چرا که اراده ملت‌ها و حکومت‌های قانونی آن‌ها، در بسیاری موارد نادیده انگاشته می‌شود و یا مفهوم حقوق بشر نیز، به مثابه ابزاری انحصاری، غالباً برای انسان غربی سفیدپوست معنا می‌یابد و تجاوز به حقوق ملت‌های دیگر، شاهد این مدعاست. آزادی نیز، به واژه‌ای میان تهی بدل شده است؛ چرا که واقعیت جوامع دیگر، استعمار آن‌ها، و حتی جنبه‌های تاریک جامعه خود آمریکا، مانند پرونده جفری اپستین که سقوط اخلاقی جامعه غربی را فریاد می‌زند، سانسور و پنهان می‌شود. این “چپاول معنایی” از مفاهیم، نشان از بحران عمیق در گفتمان غرب دارد. 🔻 رویکرد جامعه‌شناختی، که سال‌ها نتوانسته واقعیت‌های جامعه ایران را آن‌گونه که هست ببیند، اکنون در مواجهه با جنگ، با فروپاشی “ویترین” خود روبرو شده است. از پشت این ویترین ترک‌خورده، نمی‌توان به درستی موضوعات ایران را نگریست. جامعه‌شناسی ایران، هنوز فاقد یک سنت نظریه‌پردازی بومی است و هر دم بر آستان یکی از نظریه‌های موجود، دخیل می‌بندد. جامعه‌شناسان، به جای خواندن نظریه‌ها از پشت میز، باید به میدان‌های شهر بروند، با مردم گفتگو کنند، روایت‌های آنان را بشنوند و با تجربه زیسته مردم ارتباط برقرار کنند. دغدغه‌های واقعی مردم باید درک شود، و نظریه از دل میدان و در تعامل با داده‌های عینی سر برآورد. شواهد میدانی فراوانی از دوران بحران‌های مختلف، از جمله دفاع مقدس و تحریم‌های ظالمانه، نشان داده است که جامعه ایران از ظرفیت‌های شگرفی در زمینه تاب‌آوری، انسجام اجتماعی، دین‌داری، امیدواری، ایثار، وطن‌پرستی و از خودگذشتگی برخوردار است؛ واقعیت‌هایی که بسیاری از جامعه‌شناسان، در پی تقلید از نظریه‌های غربی، از دیدنشان بازماندند. درک عمق وفاداری مردم به رهبران دینی و باورهای دینی که به آنان تاب‌آوری می‌بخشد، در عمده تحلیل‌های این جماعت جایگاهی ندارد، در حالی که این خود، یکی از پایه‌های کلیدی حفظ جامعه در برابر بحران‌هاست. 🔻 این جنگ وجودی و تمدنی، فرصتی است تا عمق این ظرفیت‌های بومی نمایان شود. بازنگری جدی، به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای علمی نیست، بلکه به معنای بومی‌سازی، عمق بخشیدن، و انطباق علم با نیازها و مختصات جامعه خویش است. جامعه‌شناسی ایران با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فکری داخلی، می‌تواند و باید به جای تقلید کورکورانه، مسیری نو در تولید دانش اجتماعی گشوده و به درک عمیق‌تر و راه‌حل‌های مؤثرتر برای مسائل جامعه خود دست یابد. این، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای اعتلای فکری و اجتماعی ایران است. 🆔 @saissut
📃 | *تبیین راهبردی دکترین «آسمان روشن» در عصر سردار سید مجید موسوی* 🔻وقتی در ادبیات علوم انسانی و جامعه‌شناسی قدرت از مفهوم «بازدارندگی» صحبت می‌کنیم، اغلب با یک معادله‌ی چندوجهی روبه‌رو هستیم که در آن تکنولوژی، اراده و شناخت متقابل به هم گره خورده‌اند. اگر بخواهیم این مفهوم را در قالب یک گزاره‌ی نمادین بیان کنیم، می‌توان گفت بازدارندگی تابعی از قابلیت، قابلیت اطمینان و اراده است. در هندسه‌ی قدرت جمهوری اسلامی، نیروی هوافضا تجلی‌گاه عینی این معادله است. با شهادت سردار امیرعلی حاجی‌زاده و انتصاب سردار سید مجید موسوی به فرماندهی این نیرو، ما نه با یک «تغییر مدیریتی»، بلکه با یک «شیفت پارادایمیک» در تاکتیک‌های عملیاتی مواجهیم. این یادداشت تلاش می‌کند از دریچه‌ی مطالعات راهبردی و با ادبیاتی فراتر از گزارش‌های صرفاً نظامی، به واکاوی نقش و جایگاه سردار موسوی بپردازد و نشان دهد چرا فرماندهان آمریکایی و صهیونیستی، به تعبیر ایشان، «انگشت به دهان» خواهند ماند. 🔻*از سایه‌ی استراتژیک تا خط مقدم عاملیت* برای فهم پدیده‌ای به نام «مجید موسوی»، باید به تبارشناسی قدرت موشکی ایران بازگشت. او سال‌ها در کنار شهید حسن طهرانی‌مقدم و شهید حاجی‌زاده، به عنوان «معمار خاموش زیرساخت‌های دفاعی» فعالیت کرده است. در فرهنگ سازمان‌های نظامی، فرماندهانی که از دل «تحقیق و توسعه»بیرون می‌آیند، تفاوت ماهوی با فرماندهان صرفاً میدانی دارند. سردار موسوی یک «تکنسین راهبردی» است؛ کسی که شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ی موشک‌های بالستیک، پهپادها و تجهیزات فضایی را نه فقط به عنوان یک ابزار نظامی، بلکه به مثابه‌ی یک «سرمایه‌ی نمادین تمدنی» بسط داده است. تحریم او توسط خزانه‌داری آمریکا در آذر ۱۴۰۳، دقیقاً نشان‌دهنده‌ی همین خوانش غربی‌ها از نقش اوست. آن‌ها می‌دانند که موسوی صرفاً یک پرتاب‌کننده‌ی موشک نیست، بلکه «تولیدکننده‌ی دانش پرتاب» است. او کسی است که منطق وابستگی در قدرت هوایی را به منطق «درون‌زایی تکنولوژیک» تغییر داده است. 🔻 *دکترین «نوآوری در تاکتیک»؛ عبور از تقارن‌سازی* نخستین موضع‌گیری سردار موسوی پس از انتصاب، حاوی یک کد معنایی بسیار مهم بود؛ «تاکتیک‌ها و سامانه‌های جدید وارد میدان می‌شوند». در فلسفه‌ی تکنولوژی نظامی، زمانی که دشمن به سامانه‌های پدافندی خود مغرور می‌شود، تنها راه شکستن این هژمونی، استفاده از «غافلگیری تکنولوژیک» و «عدم‌تقارن محاسباتی» است. ایشان به خوبی می‌دانست که جنگ‌های آینده، صرفا جنگ حجم آتش نیست، بلکه جنگ «الگوریتم‌ها، سرعت و فریب» است. ورود سامانه‌های جدید پرتاب که او وعده‌اش را داده، در واقع نوعی بی‌اعتبارسازی سیستم‌های پدافندی دشمن است. او می‌خواهد قواعد بازی را در آسمان منطقه بازنویسی کند؛ جایی که سرعت‌عمل سامانه‌های ایرانی از سرعت پردازش رادارهای غربی پیشی بگیرد. 🔻 *پدیدارشناسی «آسمان روشن»؛ تصرف شناختی دشمن* در همین ایام جنگ رمضان یکی از درخشان‌ترین بخش‌های پیام سردار موسوی، این گزاره بود؛ «امشب آسمان جنوب سرزمین‌های اشغالی ساعت‌ها روشن خواهد ماند». از منظر جنگ شناختی، این جمله یک شاهکار است. روشن نگه‌داشتن آسمان، تنها یک تهدید فیزیکی نیست؛ بلکه نابود کردن «امنیت روانی» جامعه‌ایی است که حیاتش به توهم گنبد آهنین گره خورده است. اعلام «تسلط موشکی فرزندان ایران بر آسمان سرزمین‌های اشغالی»، به معنای پایان دوران «بازدارندگی یک‌طرفه» است. موسوی با این گزاره، مفهوم فضا را در ذهن استراتژیست‌های صهیونیست بازتعریف کرد؛ آسمانی که روزگاری نقطه‌ی قوت آن‌ها بود، اکنون به سقف شیشه‌ایی و شکننده‌ایی تبدیل شده که کلید فروپاشی آن در دست هوافضای سپاه است. فرماندهی سردار سید مجید موسوی، ادامه‌ی منطقی مسیری است که با طهرانی‌مقدم آغاز شد و با حاجی‌زاده به اوج بلوغ رسید،اما ویژگی متمایز دوران جدید این است که ما اکنون از مرحله‌ی «اثبات توانمندی» عبور کرده و وارد مرحله‌ی «اعمال هژمونی فناورانه» شده‌ایم. حکم رهبر شهید مبنی بر لزوم ارتقای آمادگی‌ها و توسعه حضور مقتدرانه در فضا، نشان می‌دهد که مأموریت موسوی، فراتر از انتقام مقطعی است؛ مأموریت او، تثبیت قطعی ایران به عنوان یک «ابر قدرت منطقه‌ایی با دسترسی‌های فضایی و موشکی نامحدود» است. وقتی دشمن معماران قدرت ما را حذف می‌کند، ساختار پویای انقلاب اسلامی، معمارانی را به میدان می‌فرستد که فرمول‌های پیچیده‌تر برای ویرانی لانه‌ی عنکبوت طراحی کرده‌اند. سردار موسوی، نماد این «عقلانیت تهاجمی» است؛ مردی از جنس سایه‌ها که حالا قرار است آسمان دشمنان را به آتش بکشد و روشن کند. 👤 سعید سپاهی 🔖 تحلیلگر امنیت شناختی 🆔 @saissut
📃 | دفاعِ قدسی در رمضان ۱۴۰۴؛ پیوند وطن، ایمان و نظام معنا 🔻 ایران سرزمینی است که تاریخ بلند آن نه بر هیاهوی نبردهای آغازگرانه، بلکه بر صلح‌جویی، خرد، هنر و آفرینش‌های معنوی استوار است. در ذهنیت دیرینه این جامعه، جنگ امری مذموم و اضطراری است؛ رخدادی که همواره از بیرون تحمیل شده و نه آنکه از درون فرهنگ برخاسته باشد. ایرانیان جهان را از چشم زیبایی، اخلاق و معنا می‌نگرند و از همین روست که صلح برای آنان نه یک انتخاب سیاسی، بلکه فضیلتی فرهنگی است. 🔻 از این منظر، آثار فرهنگی ایران، از شعر جهانی سعدی که دعوت به وحدت انسانی را چون سرودی جاودانه طنین می‌اندازد، تا میراث‌های معماری، نگارگری، موسیقی و حکمت ، همه تصویری از جامعه‌ای می‌سازند که ستون اصلی قدرتش در «نظام معنا»ست، نه در ابزارهای نظامی. هر گردشگر و پژوهشگری که در برابر کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان، باغ‌های شیراز یا بناهای تاریخی کرمان می‌ایستد، در واقع به تقوای زیبایی‌شناختی ملتی گواهی می‌دهد که جهان را بیش از آنکه با خشونت شکل دهند، با هنر و فرهنگ ساخته‌اند. 🔻 با این همه، هرگاه این جهان معنا تهدید شده، مردم ایران نشان داده‌اند که اراده جمعی آنان شکست ناپذیر است. تاریخ بارها گواه بوده است که در لحظه‌های بحرانی، جامعه ایرانی تبدیل به پیکره‌ای واحد می‌شود؛ پیکره‌ای که حضورش نه از اجبار، بلکه از پیوند عمیق میان ایمان، وطن و اخلاق برمی‌خیزد. این حضور همواره استمرار همان الگوی معنایی است که در روز عاشورا در کربلا تکوین یافت و تا امروز ساختار تاب‌آوری ایرانیان را شکل می‌دهد: الگویی که در آن مقاومت در برابر ظلم، ادامه طبیعی یک زیست‌جهان اخلاقی است، نه کنشی سیاسی یا واکنشی زودگذر. 🔻 وطن در ذهن ایرانی اصیل، صرفاً محدوده‌ای جغرافیایی نیست؛ بلکه تجسد عاطفه، فرهنگ، خاطره و ریشه‌هاست. کسی که این لایه‌های وجودی را دریابد، می‌داند که آسیب دیدن کوچک‌ترین اثر فرهنگی، حتی فروریختن یک آجر از کاخ گلستان یا خدشه بر معماری یک بنای کهن، برای یک ایرانی واقعه‌ای جانکاه است. زیرا در این سرزمین، میراث فرهنگی صرفاً میراث نیست؛ حافظه‌ی زیسته‌ی یک ملت است و هر ضربه بر آن، ضربه‌ای بر هویت جمعی به شمار می‌رود، از این رو، در وطن‌پرستی موجودات حقیری که در مواجهه با حمله بیگانگان علیه کشورشان، دست به رقص جنون می‌زنند، باید تردید کرد. 🔻 در همین افق معنایی است که ایرانیان میان جنگ و دفاع تمایزی بنیادین قائلند. جنگ در نگاه آنان ویرانگر، مکروه و نافی حیات است؛ اما دفاع، کنشی اخلاقی و قدسی است برای صیانت از کرامت جمعی، سرزمین و ارزش‌های نمادینی که حیات فرهنگی بر آنها بنا شده است. از همین روست که در حافظه ایرانی، جان‌باختن در میدان دفاع «تلف شدن» نیست، بلکه ادامه‌ای از قداست معنوی است که قرن‌ها در فرهنگ این سرزمین جاری بوده؛ بخشی از سنتی که مرگ را در مسیر معنا به شهادت ارتقا می‌دهد. 🔻 این پیوند میان دفاع و امر قدسی، در زمان‌هایی که رخدادهای بزرگ تاریخی مانند ترور امام شهید با لحظه‌های معنوی، مانند دعاهای سحرگاهی ایشان در ماه رمضان، هم‌زمان می‌شوند، شدت و ژرفای بیشتری می‌یابد. چنین هم‌نشینی‌ای در حافظه جمعی ایرانیان بار نمادین رخدادها را افزایش می‌دهد و آنها را به نقاط عطفی در تجربه فرهنگی ملت بدل می‌سازد؛ نقاطی که تا سال‌ها پس از وقوع، الهام‌بخش انسجام، مسئولیت اخلاقی و مشارکت جمعی می‌مانند. 🔻 در تحلیل جامعه‌شناختی، آنچه در ایران مشاهده می‌شود نه واکنش‌های لحظه‌ای، بلکه استمرار تاریخی یک «هویت دفاعیِ معنابنیاد» است؛ ساختاری که در آن زیبایی، ایمان، خاک و اخلاق درهم تنیده‌اند و همین درهم‌تنیدگی، جامعه را در برابر تهدیدها پایدار و مقاوم نگه می‌دارد. قدرت این ملت نه از تجهیزات، بلکه از معنای مشترکی سرچشمه می‌گیرد که در اعماق ناخودآگاه فرهنگی‌اش رسوب کرده است. تا زمانی که این معنا زنده است، اراده جمعی نیز زنده خواهد ماند؛ اراده‌ای که آزمون‌های دشوار بسیاری را با موفقیت پشت سر گذاشته و هر بار قوی تر از گذشته خود را بازسازی کرده و این بار نیز شجاعانه در برابر استکبار مقاومت می‌کند، سازش یا تسلیم را نمی‌پذیرد تا سر از آستان پیروزی درآورد. 📆 فروردین ۱۴۰۵ 👤 سهیلا صادقی 🔖 استاد دانشگاه تهران 🆔 @saissut
📃 | *ما و وظایف اخلاقی اجتماعی در جنگ* 🔻ما در این جنگ باید روایتگر پیروزی‌ها و امید باشیم نه منعکس‌کننده یأس و نقاط ضعف. اساسا جنگ یک وجه تاریک و غم‌انگیز دارد که قطعا اجتناب ناپذیر است؛ مرگ هموطنان، تخریب اماکن و ... 🔻آنچه وظیفه اخلاقی و اجتماعی ماست این است که چه در بُعد فردی چه خانوادگی و چه در فضای اجتماعات خویشاوندی و شهروندی، روایتگر رویش‌ها و امیدها و پیروزی‌ها باشیم. سعی کنیم کمتر اخبار حملات و تخریب‌های کشور را بخوانیم و منتشر کنیم و از طرفی در محیط‌های جمعی به قابلیت‌ها و ظرفیت‌ها و داشته‌های جبهه حق اشاره کنیم. 🔻البته معنای این سخن عدم واقع بینی نیست و حتما باید وجه منفی ماجرا را در نظر گرفت. ولی یادمان باشد فرزندان ما در خانواده و خویشان و هم‌نوعان ما بیشتر به امید و سرزندگی و روشن‌بینی نسبت به آینده این جنگ ناعادلانه دارند تا روایت تیره و تار و همراه با ناامیدی و استیصال. 🔻در کنار فداکاری‌های نیروهای مسلح و جان برکفان پای لانچرها که این روزها جان برکف گرفته و مجاهدت می‌کنند، این کمترین کاری است که می‌توانیم درحق آن‌ها انجام دهیم. 👤 محمدجواد فلاح 🔖 مدیر گروه مطالعات خانواده پژوهشکده باقرالعلوم علیه‌السلام 🆔 @saissut
📃 | جنگ رمضان؛ سندی بر حقانیت حاکمیت 🔻 هر جنگی علی‌رغم مشقات و حرمان‌ها و مصائب، کارکردهای آشکار _ پنهان و مثبت _ منفی به همراه دارد. 🔻 یکی از کارکردهای مثبت جنگ رمضان شفاف‌سازی مدعیات حاکمیت و نظام اسلامی در طول این سال‌ها بود که با انواع تهمت‌ها، برچسب‌ها، مورد استهزاء قرار می‌گرفتند و حتی با تئوری‌های علمی برساختی، به حاشیه رانده می‌شدند. ۱. تئوری توهم توطئه: هرگاه قائد شهید دشمنی آمریکا یا غرب و اهداف آنها مبنی بر استثمار و استعمار و تجزیه کشور را گوشزد می‌کرد، عده‌ای در قالب تئوری توهم توطئه به شکل مستقیم و غیرمستقیم حاشیه‌رانی می‌کردند. ۲. پایمال کردن هزینه‌های رفاه: اگر فرماندهان هوا و فضا یا دست‌اندرکاران نظامی از ضرورت توسعه و سرمایه‌گذاری نظامی و موشکی و افزایش بودجه نظامی درخواستی داشتند، با پاسخ سیاسی متولیان امر، که دوران موشک به سر آمده و عصر گفتگو است و یا پاسخی از منظر اقتصادی که هزینه‌های رفاه زندگی و آسایش عمومی در بخش نظامی نباید صرف شود مواجه می‌شدند. ۳. عرب‌پرستی و حمایت از بشار اسد: اصرار حاکمیت بر تقویت و حمایت جبهه مقاومت در یمن و لبنان و عراق و نگاه داشتن جنگ در بیرون از مرزها با انگ اسلام‌گرایی افراطی و رادیکالیسم و بنیادگرایی و طالبانیسم و تمدن‌گرایی اسلامی و هلال شیعی و فدائیان بشار اسد طرد می‌شدند. ۴. عدم آشنایی با زبان بین‌الملل: هرگاه مشکوک بودن به غرب و عدم اعتماد به آن و احتیاط در تعامل از طرف حاکمیت مطرح می‌شد، با برچسب غرب‌ستیزی و عدم آشنایی با زبان بین‌الملل و فرهنگ غربی به حاشیه رانده می‌شدند. 🔻 در نهایت جنگ رمضان نشان داد حاکمیت و نظام اسلامی در تمام این سال‌ها مساله را درست تشخیص داده بود و مظلومانه برای این روزها آماده‌ می‌شد، اگر چه این سازهای مخالف، انرژی مضاعف مادی و انسانی از این گفتمان سلب می‌کرد. اما با عنایت الهی و تدابیر قائد شهید این مظلوم مقتدر در جنگ رمضان تجلی یافت و صحت این گفتمان را هویدا ساخت. وقتی دلقک‌هایی مثل ترامپ وارد کاخ سفید شدند، ما با سیرکی مواجهیم که انواع حیوانات در آن هستند و قانون جنگل بر آن حکم‌فرماست و در مقابل این وحوش باید با زبان اقتدار ظاهر شد. 👤 | داود رحیمی سجّاسی 🔖 | عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد 🆔 @saissut
👤 | رامی عبده فلسطینی 🔖 | استاد حقوق دانشگاه متروپولیتن منچستر: 🔻 ده‌ها دانشگاه ایرانی، از جمله دانشگاه اصفهان و دانشگاه علم و صنعت در تهران، هدف قرار گرفته‌اند. 🔻 در لبنان، جنگ اسرائیل با حمله به دانشگاه لبنان آغاز شد. در غزه، همه دانشگاه‌ها ویران شده‌اند. مشکل اسرائیل با آموزش چیست؟ 🆔 @saissut
📺 | مواضع شبکه‌های تلویزیونی عربی در قبال تجاوز به محور شیعی 👤 | دکتر علی المؤمن 🔖 | متفکر و مورخ عراقی 🔻 از طریق پیگیری مستمر شبکه‌های تلویزیونی عربی از آغاز تجاوز محور صهیونیستی-صلیبی علیه محور شیعی مقاوم، نمی‌توان پوشش‌های خبری را جدا از پیوندهای عمیق سیاسی در سطوح محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی درک کرد؛ 🔻 چراکه شبکه‌های تلویزیونی به ابزارهایی برای بیان منافع راهبردی کشورها و نظام‌های پشت‌پرده خود یا دستگاه‌های فکری و هویتی‌شان تبدیل می‌شوند. بر این اساس، گفتمان رسانه‌ای در اینجا نه تنها منعکس‌کننده یک موضع خبری صرف، بلکه تجسم‌بخش یک جایگیری سیاسی و ایدئولوژیک در درون منازعه‌ای پیچیده است که در آن جغرافیای سیاسی با مواضع ایدئولوژیک و موازین قدرت درهم می‌آمیزد. 🔻 با توجه به این امر، به نتیجه زیر که جهت‌گیری هر شبکه را به همراه تحلیلی موجز و مرتبط با هر موضع نشان می‌دهد، دست یافتم: 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📺 | مواضع شبکه‌های تلویزیونی عربی در قبال تجاوز به محور شیعی 👤 | دکتر علی المؤمن 🔖 | متفکر و مورخ
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 1⃣ شبکه RT (روسیه): جانبدار ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران و نظام‌های خلیجی. این موضع بیانگر رویکرد حمایتی روسیه از ایران در تقابل با غرب، همراه با پرهیز از برخورد با کشورهای حاشیه خلیج فارس است. 2⃣ شبکه CGTN (چین) جانبدار ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران و نظام‌های خلیجی. این امر با سیاست چین در حمایت از ایران در برابر واشنگتن، همراه با حفظ تعادل اقتصادی با کشورهای حاشیه خلیج فارس همسو است. 3⃣ شبکه BBC (بریتانیا) مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، و جانبدار آمریکا، اسرائیل و نظام‌های خلیجی. این جایگیری نشان‌دهنده هماهنگی با سیاست‌های غربی سنتی در قبال ایران است. 4⃣ شبکه TRT (ترکیه) جانبدار ایران در برابر اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران از یک سو و آمریکا و نظام‌های خلیجی از سوی دیگر. این بیانگر سیاست عمل‌گرایانه نظام ترکیه است که همراهی با ایران و هم تعادل با غرب و کشورهای حاشیه خلیج فارس را در بر می‌گیرد. 5⃣ شبکه العالم (ایران): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور مقاومت اسلامی. این شبکه به طور مستقیم بیانگر گفتمان دولت ایران در حمایت از محور مقاومت است. 6⃣ شبکه الکوثر (ایران): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور شیعی. این شبکه نقشی رسانه‌ای- اعتقادی در بیان دیدگاه ایران‌شیعی ایفا می‌کند. 7⃣ شبکه الأولى (مصر): جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این رویکرد بیانگر هم‌راستایی مصر با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایالات متحده، همراه با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل است. 8⃣ شبکه الحیاة (مصر): جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این موضع با خط رسانه‌ای رسمی مصر که به سیاست‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس نزدیک است، هماهنگ می‌باشد. 9⃣ شبکه الجزیره (قطر): مخالف محور شیعی، جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این رویکرد بیانگر جایگاهی رسانه‌ای مرکب است که دشمنی با ایران و تعادل با اسرائیل را در خود جمع می‌کند. 🔟 شبکه اسکای نیوز (امارات متحده عربی): سخنگوی ترامپ و نیروهای مسلح آمریکا، و سخنگوی نتانیاهو و ارتش اسرائیل، و به شدت مخالف محور شیعی. این بیانگر هم‌راستایی آشکار امارات با ایالات متحده و اسرائیل علیه محور شیعی است. 1⃣1⃣ شبکه العربیه (عربستان سعودی): سخنگوی ترامپ و نیروهای مسلح آمریکا، و سخنگوی نتانیاهو و ارتش اسرائیل، و به شدت مخالف محور شیعی. این رویکرد نشان‌دهنده اتحاد سعودی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در رویارویی با ایران است. 2⃣1⃣ شبکه الحدث (عربستان سعودی): سخنگوی ترامپ و نیروهای مسلح آمریکا، و سخنگوی نتانیاهو و ارتش اسرائیل، و به شدت مخالف محور شیعی. این موضع امتداد موضع سعودی متحد با آمریکا و اسرائیل را نشان می‌دهد. 3⃣1⃣ شبکه MBC عراق (عربستان سعودی): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، و جانبدار آمریکا و اسرائیل. این رویکرد رسانه‌ای سعودی را منعکس می‌کند که متوجه مخاطب عراقی و در چارچوب تخریب چهره محور شیعی به طور عام و ایران به طور خاص است. 4⃣1⃣ شبکه LBC (لبنان – عربستان سعودی): مخالف جمهوری اسلامی، محور شیعی و مقاومت لبنان، و جانبدار آمریکا و اسرائیل. این رویکرد بیانگر عمق نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس در رسانه‌های مسیحی لبنان است. 5⃣1⃣ شبکه MTV (لبنان): مخالف جمهوری اسلامی، محور شیعی و مقاومت لبنان، و جانبدار آمریکا و اسرائیل. این رویکرد بیانگر عمق نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس در رسانه‌های مسیحی لبنان است. 6⃣1⃣ شبکه المنار (لبنان): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور مقاومت اسلامی. این شبکه بازوی رسانه‌ای محور مقاومت در لبنان و منطقه را نمایندگی می‌کند. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 1⃣ شبکه RT (روسیه): جانبدار ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 7⃣1⃣ شبکه المیادین (لبنان): سخنگوی ایران و جریان‌های مقاومت، و جانبدار جریان‌های مقاومت چپ‌گرا در جهان. این شبکه رویکردی رسانه‌ای را منعکس می‌کند که از تمامی اشکال مقاومت جهانی علیه اسرائیل، آمریکا و غرب حمایت می‌نماید. 8⃣1⃣ شبکه الجدید (لبنان): جانبدار مقاومت لبنان در برابر اسرائیل، بی‌طرف میان مقاومت لبنان و محور شیعی از یک سو و اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر، و جانبدار نظام‌های خلیجی در برابر مقاومت لبنان و ایران. این امر تضادها را در جایگاه‌گیری رسانه‌ای سنی‌ها با درجه‌ای از استقلال، تجسم می‌بخشد. 9⃣1⃣ شبکه الاخباریه (عراق): همدل با جمهوری اسلامی و محور مقاومت، و بی‌طرف میان ایران و نظام‌های خلیجی. این شبکه بیانگر موضع رسمی عراق است که در پی توازن منطقه‌ای می‌باشد. 0⃣2⃣ شبکه الاتجاه (عراق): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور شیعی. این شبکه گفتمانی رسانه‌ای در عراق را نمایندگی می‌کند که با ایران و محور آن هم‌راستا و همسان است. 1⃣2⃣ شبکه الرابعه (عراق): جانبدار جمهوری اسلامی و محور شیعی، و منعکس‌کننده حمایتی رسانه‌ای نسبتاً معتدل از سوی عراق نسبت به محور مقاومت است. 2⃣2⃣ شبکه الفرات (عراق): جانبدار جمهوری اسلامی و محور شیعی. این امر با خط سیاسی شیعیِ متعهد و حامی ایران در عراق هماهنگ است. 3⃣2⃣ شبکه آفاق (عراق): جانبدار جمهوری اسلامی و محور شیعی. این امر با خط سیاسی شیعیِ متعهد و حامی ایران در عراق هماهنگ است. 4⃣2⃣ شبکه الشرقیه (عراق): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، جانبدار آمریکا و بی‌طرف نسبت به اسرائیل، و سخنگوی نظام‌های خلیجی. این شبکه رویکردی رسانه‌ای در عراق را منعکس می‌کند که تابع گفتمان کشورهای حاشیه خلیج فارس است. 5⃣2⃣ شبکه الرشید (عراق): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، جانبدار آمریکا و بی‌طرف نسبت به اسرائیل، و سخنگوی نظام‌های خلیجی. این شبکه رویکردی رسانه‌ای در عراق را منعکس می‌کند که تابع گفتمان کشورهای حاشیه خلیج فارس است. 6⃣2⃣ شبکه دجله (عراق): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، جانبدار آمریکا و اسرائیل، و سخنگوی نظام‌های خلیجی. این شبکه هم‌راستایی رسانه‌ای در عراق با اردوگاه مخالف ایران را منعکس می‌کند. 7⃣2⃣ شبکه السومریه (عراق): جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این شبکه بیانگر رویکردی رسانه‌ای است که به سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس گرایش دارد، در عین حال تعادلی نسبی نسبت به اسرائیل حفظ می‌کند. 🔻 این نقشه رسانه‌ای، ساختاری قطبی‌شده با سه بُعد را آشکار می‌سازد: ۱. بُعد بین‌المللی که تحت سلطه رویارویی قدرت‌های بزرگ (روسیه/چین در برابر غرب) است؛ ۲. بُعد منطقه‌ای که حول محور تقابل ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس شکل می‌گیرد؛ ۳. و بُعد داخلی که در شکاف‌های ملی در کشورهایی مانند عراق و لبنان بازتاب می‌یابد. 🔻 *در این بستر، شبکه‌ها نه به عنوان رسانه‌هایی بی‌طرف، بلکه به مثابه ابزارهایی برای بازتولید مشروعیت‌های سیاسی و روایت‌های ایدئولوژیک عمل می‌کنند؛ امری که رسانه را جزئی از معادله منازعه می‌سازد، نه صرفاً آینه‌ای تمام‌نما از آن، و آن را به عاملی مؤثر در شکل‌گیری آگاهی جمعی و جهت‌گیری‌های راهبردی آن تبدیل می‌کند.* 🆔 @saissut
👤 | تمیم البرغوثی 🔖 | شاعر برجسته فلسطینی 🔻 به احتمال زیاد آمریکا به‌زودی از این جنگ خارج خواهد شد، حتی اگر دست به مداخلهٔ زمینی یا بمباران حیاتی بزند، هیچ‌کدام آینده‌ای ندارند… و در نهایت خارج می‌شود و اسرائیل را پشت سر خود رها می‌کند… 🔻 پروژهٔ اسرائیل شکست خورده، و از امروز تا هنگام سقوط نظامش جز با شکست روبه‌رو نخواهد بود…. و شاید برای هر کسی که اسرائیل را شرِّ کمتر می‌دانست، عاقلانه باشد که اندکی تجدید نظر کند، چه از منظر منافع ملی خودش و چه از منظر منافع منطقه‌ای عمومی…. 🔻 *نتیجهٔ جنگ قطعی شده، هر کاری هم دشمن بکند شکست خورده، و جز این نمانده که شکستش را با کمترین میزان شرمندگی به پایان ببرد….* 🔻 و به احتمال زیاد این مسئله، هرچند مدتی با کشمکش همراه باشد، جز با خروج نیروهای آمریکایی از منطقه (به‌صورت جزئی یا کلی) و سقوط نظام در تل‌آویو به پایان نخواهد رسید. 🆔 @saissut