eitaa logo
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
271 دنبال‌کننده
157 عکس
22 ویدیو
8 فایل
«انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران» ارتباط با دبیر انجمن: @m_b_abraham
مشاهده در ایتا
دانلود
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📺 | مواضع شبکه‌های تلویزیونی عربی در قبال تجاوز به محور شیعی 👤 | دکتر علی المؤمن 🔖 | متفکر و مورخ
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 1⃣ شبکه RT (روسیه): جانبدار ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران و نظام‌های خلیجی. این موضع بیانگر رویکرد حمایتی روسیه از ایران در تقابل با غرب، همراه با پرهیز از برخورد با کشورهای حاشیه خلیج فارس است. 2⃣ شبکه CGTN (چین) جانبدار ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران و نظام‌های خلیجی. این امر با سیاست چین در حمایت از ایران در برابر واشنگتن، همراه با حفظ تعادل اقتصادی با کشورهای حاشیه خلیج فارس همسو است. 3⃣ شبکه BBC (بریتانیا) مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، و جانبدار آمریکا، اسرائیل و نظام‌های خلیجی. این جایگیری نشان‌دهنده هماهنگی با سیاست‌های غربی سنتی در قبال ایران است. 4⃣ شبکه TRT (ترکیه) جانبدار ایران در برابر اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران از یک سو و آمریکا و نظام‌های خلیجی از سوی دیگر. این بیانگر سیاست عمل‌گرایانه نظام ترکیه است که همراهی با ایران و هم تعادل با غرب و کشورهای حاشیه خلیج فارس را در بر می‌گیرد. 5⃣ شبکه العالم (ایران): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور مقاومت اسلامی. این شبکه به طور مستقیم بیانگر گفتمان دولت ایران در حمایت از محور مقاومت است. 6⃣ شبکه الکوثر (ایران): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور شیعی. این شبکه نقشی رسانه‌ای- اعتقادی در بیان دیدگاه ایران‌شیعی ایفا می‌کند. 7⃣ شبکه الأولى (مصر): جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این رویکرد بیانگر هم‌راستایی مصر با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایالات متحده، همراه با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل است. 8⃣ شبکه الحیاة (مصر): جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این موضع با خط رسانه‌ای رسمی مصر که به سیاست‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس نزدیک است، هماهنگ می‌باشد. 9⃣ شبکه الجزیره (قطر): مخالف محور شیعی، جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این رویکرد بیانگر جایگاهی رسانه‌ای مرکب است که دشمنی با ایران و تعادل با اسرائیل را در خود جمع می‌کند. 🔟 شبکه اسکای نیوز (امارات متحده عربی): سخنگوی ترامپ و نیروهای مسلح آمریکا، و سخنگوی نتانیاهو و ارتش اسرائیل، و به شدت مخالف محور شیعی. این بیانگر هم‌راستایی آشکار امارات با ایالات متحده و اسرائیل علیه محور شیعی است. 1⃣1⃣ شبکه العربیه (عربستان سعودی): سخنگوی ترامپ و نیروهای مسلح آمریکا، و سخنگوی نتانیاهو و ارتش اسرائیل، و به شدت مخالف محور شیعی. این رویکرد نشان‌دهنده اتحاد سعودی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در رویارویی با ایران است. 2⃣1⃣ شبکه الحدث (عربستان سعودی): سخنگوی ترامپ و نیروهای مسلح آمریکا، و سخنگوی نتانیاهو و ارتش اسرائیل، و به شدت مخالف محور شیعی. این موضع امتداد موضع سعودی متحد با آمریکا و اسرائیل را نشان می‌دهد. 3⃣1⃣ شبکه MBC عراق (عربستان سعودی): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، و جانبدار آمریکا و اسرائیل. این رویکرد رسانه‌ای سعودی را منعکس می‌کند که متوجه مخاطب عراقی و در چارچوب تخریب چهره محور شیعی به طور عام و ایران به طور خاص است. 4⃣1⃣ شبکه LBC (لبنان – عربستان سعودی): مخالف جمهوری اسلامی، محور شیعی و مقاومت لبنان، و جانبدار آمریکا و اسرائیل. این رویکرد بیانگر عمق نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس در رسانه‌های مسیحی لبنان است. 5⃣1⃣ شبکه MTV (لبنان): مخالف جمهوری اسلامی، محور شیعی و مقاومت لبنان، و جانبدار آمریکا و اسرائیل. این رویکرد بیانگر عمق نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس در رسانه‌های مسیحی لبنان است. 6⃣1⃣ شبکه المنار (لبنان): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور مقاومت اسلامی. این شبکه بازوی رسانه‌ای محور مقاومت در لبنان و منطقه را نمایندگی می‌کند. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 1⃣ شبکه RT (روسیه): جانبدار ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، و بی‌طرف میان ایران
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 7⃣1⃣ شبکه المیادین (لبنان): سخنگوی ایران و جریان‌های مقاومت، و جانبدار جریان‌های مقاومت چپ‌گرا در جهان. این شبکه رویکردی رسانه‌ای را منعکس می‌کند که از تمامی اشکال مقاومت جهانی علیه اسرائیل، آمریکا و غرب حمایت می‌نماید. 8⃣1⃣ شبکه الجدید (لبنان): جانبدار مقاومت لبنان در برابر اسرائیل، بی‌طرف میان مقاومت لبنان و محور شیعی از یک سو و اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر، و جانبدار نظام‌های خلیجی در برابر مقاومت لبنان و ایران. این امر تضادها را در جایگاه‌گیری رسانه‌ای سنی‌ها با درجه‌ای از استقلال، تجسم می‌بخشد. 9⃣1⃣ شبکه الاخباریه (عراق): همدل با جمهوری اسلامی و محور مقاومت، و بی‌طرف میان ایران و نظام‌های خلیجی. این شبکه بیانگر موضع رسمی عراق است که در پی توازن منطقه‌ای می‌باشد. 0⃣2⃣ شبکه الاتجاه (عراق): سخنگوی جمهوری اسلامی و محور شیعی. این شبکه گفتمانی رسانه‌ای در عراق را نمایندگی می‌کند که با ایران و محور آن هم‌راستا و همسان است. 1⃣2⃣ شبکه الرابعه (عراق): جانبدار جمهوری اسلامی و محور شیعی، و منعکس‌کننده حمایتی رسانه‌ای نسبتاً معتدل از سوی عراق نسبت به محور مقاومت است. 2⃣2⃣ شبکه الفرات (عراق): جانبدار جمهوری اسلامی و محور شیعی. این امر با خط سیاسی شیعیِ متعهد و حامی ایران در عراق هماهنگ است. 3⃣2⃣ شبکه آفاق (عراق): جانبدار جمهوری اسلامی و محور شیعی. این امر با خط سیاسی شیعیِ متعهد و حامی ایران در عراق هماهنگ است. 4⃣2⃣ شبکه الشرقیه (عراق): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، جانبدار آمریکا و بی‌طرف نسبت به اسرائیل، و سخنگوی نظام‌های خلیجی. این شبکه رویکردی رسانه‌ای در عراق را منعکس می‌کند که تابع گفتمان کشورهای حاشیه خلیج فارس است. 5⃣2⃣ شبکه الرشید (عراق): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، جانبدار آمریکا و بی‌طرف نسبت به اسرائیل، و سخنگوی نظام‌های خلیجی. این شبکه رویکردی رسانه‌ای در عراق را منعکس می‌کند که تابع گفتمان کشورهای حاشیه خلیج فارس است. 6⃣2⃣ شبکه دجله (عراق): مخالف جمهوری اسلامی و محور شیعی، جانبدار آمریکا و اسرائیل، و سخنگوی نظام‌های خلیجی. این شبکه هم‌راستایی رسانه‌ای در عراق با اردوگاه مخالف ایران را منعکس می‌کند. 7⃣2⃣ شبکه السومریه (عراق): جانبدار نظام‌های خلیجی و آمریکا در برابر جمهوری اسلامی، و بی‌طرف میان ایران و اسرائیل. این شبکه بیانگر رویکردی رسانه‌ای است که به سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس گرایش دارد، در عین حال تعادلی نسبی نسبت به اسرائیل حفظ می‌کند. 🔻 این نقشه رسانه‌ای، ساختاری قطبی‌شده با سه بُعد را آشکار می‌سازد: ۱. بُعد بین‌المللی که تحت سلطه رویارویی قدرت‌های بزرگ (روسیه/چین در برابر غرب) است؛ ۲. بُعد منطقه‌ای که حول محور تقابل ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس شکل می‌گیرد؛ ۳. و بُعد داخلی که در شکاف‌های ملی در کشورهایی مانند عراق و لبنان بازتاب می‌یابد. 🔻 *در این بستر، شبکه‌ها نه به عنوان رسانه‌هایی بی‌طرف، بلکه به مثابه ابزارهایی برای بازتولید مشروعیت‌های سیاسی و روایت‌های ایدئولوژیک عمل می‌کنند؛ امری که رسانه را جزئی از معادله منازعه می‌سازد، نه صرفاً آینه‌ای تمام‌نما از آن، و آن را به عاملی مؤثر در شکل‌گیری آگاهی جمعی و جهت‌گیری‌های راهبردی آن تبدیل می‌کند.* 🆔 @saissut
👤 | تمیم البرغوثی 🔖 | شاعر برجسته فلسطینی 🔻 به احتمال زیاد آمریکا به‌زودی از این جنگ خارج خواهد شد، حتی اگر دست به مداخلهٔ زمینی یا بمباران حیاتی بزند، هیچ‌کدام آینده‌ای ندارند… و در نهایت خارج می‌شود و اسرائیل را پشت سر خود رها می‌کند… 🔻 پروژهٔ اسرائیل شکست خورده، و از امروز تا هنگام سقوط نظامش جز با شکست روبه‌رو نخواهد بود…. و شاید برای هر کسی که اسرائیل را شرِّ کمتر می‌دانست، عاقلانه باشد که اندکی تجدید نظر کند، چه از منظر منافع ملی خودش و چه از منظر منافع منطقه‌ای عمومی…. 🔻 *نتیجهٔ جنگ قطعی شده، هر کاری هم دشمن بکند شکست خورده، و جز این نمانده که شکستش را با کمترین میزان شرمندگی به پایان ببرد….* 🔻 و به احتمال زیاد این مسئله، هرچند مدتی با کشمکش همراه باشد، جز با خروج نیروهای آمریکایی از منطقه (به‌صورت جزئی یا کلی) و سقوط نظام در تل‌آویو به پایان نخواهد رسید. 🆔 @saissut
👤 | دکتر حمید النوفلی 🔖 | استاد دانشگاه از عمان ✍ | در مورد توییت آخر رئیس جمهور جنایتکار آمریکا نوشت: 🔻 به خدا سوگند، آیا ممکن است یک فرد عادی (نه رئیس کشور) در برابر جهان ظاهر شود و افتخار کند که پلی غیرنظامی و آشکار را که بمباران آن آسان بوده، منفجر کرده است؟ من از این انحطاط اخلاقی که میبینم در شوک هستم.* 🆔 @saissut
📃 | *خوانش راهبردی دکترین شهید باقری در عصر جنگ‌های طولانی* 🔻در ادبیات کلاسیک مطالعات استراتژیک، جنگ معمولاً با یک معادله‌ی خطی و دودویی (باینری) تعریف می‌شود؛ یا شکست (0) یا پیروزی (1). بر اساس «عقلانیت ابزاری» که در آکادمی‌های نظامی غرب تدریس می‌شود، تمام ماشین جنگی یک کشور برای رسیدن به نقطه‌ی پایانی، یعنی همان «شوق پیروزی»، کوک می‌شود. اما وقتی به جمله‌ی شگفت‌انگیز شهید حسن باقری نگاه می‌کنیم، با یک «تغییر پارادایم» و یک دستگاه محاسباتی کاملاً متفاوت روبه‌رو می‌شویم که دقیقاً نقطه‌ی کور استراتژیست‌های غربی در مواجهه با مفهوم «مقاومت» است. 🔻شهید باقری می‌گوید: «جنگ یه روزش پدافنده، یه روزش صبره، یه روزش مقاومته... اگر ما وابسته به شوق پیروزی باشیم... یعنی برای اون حساب کتابایی که خدا برامون قرار داده نمی‌جنگیم.» اما این جمله، صرفاً یک توصیه‌ی اخلاقی یا عرفانی نیست؛ این دقیقاً یک «دکترین پیشرفته‌ی نظامی و شناختی» است. چرا؟ 🔻*تله‌ی «نتیجه‌گرایی» و شکنندگی ارتش‌های مدرن* چرا ارتش‌های مجهز و تا دندان مسلح، در جنگ‌های فرسایشی به سرعت دچار فروپاشی روانی می‌شوند؟ پاسخ در همان وابستگی به «شوق پیروزی» است. وقتی سرباز یا جامعه‌ایی، تنها برای نتیجه‌ی نهایی (فتح سریع و غنیمت) می‌جنگد، به محض اینکه جنگ طولانی شود یا پیروزی به تأخیر بیفتد، دچار یأس، فرسایش و در نهایت تسلیم می‌شود. شهید باقری با هوشمندی یک جامعه‌شناس نظامی، این نقطه ضعف را می‌بندد او می‌گوید اگر هدف غایی شما فقط «شوق پیروزی» باشد، شما برای «دنیا» (یعنی همان محاسبات مادی و زودگذر) می‌جنگید و چنین ساختاری، در برابر فشار، شکننده است. 🔻 *اصالت «فرآیند» در برابر اصالت «نتیجه»* در دستگاه فکری شهید باقری، مقاومت یک طیف پیوسته است. او جنگ را به اجزای سازنده‌اش تجزیه می‌کند؛ پدافند، صبر، مقاومت و استقامت در این نگاه، «صبر کردن» در روزهای سخت نبرد، خودش یک کنش فعال و یک دستاورد است، نه یک حالت انفعالی. وقتی شما «تکلیف‌گرا» باشید (یعنی برای حساب و کتاب‌های الهی بجنگید)، تک‌تک روزهای نبرد—حتی روزهایی که در حالت پدافند و دفاع هستید—معنا پیدا می‌کند. در نتیجه، ماشین جنگ روانی دشمن که بر تولید «ناامیدی» متمرکز است، کاملاً فلج و بی‌اثر می‌شود. 🔻*بازدارندگی شناختی؛ چرا مقاومت شکست‌ناپذیر است؟* جمله‌ی شهید باقری، راز ماندگاری ساختار مقاومت در سخت‌ترین شرایط است. وقتی دشمن با نیرویی مواجه می‌شود که شکست مقطعی او را ناامید نمی‌کند، محاصره او را نمی‌شکند و طولانی شدن جنگ اراده‌اش را سست نمی‌کند، در واقع با یک «دیوار بتنی شناختی» برخورد کرده است. نیرویی که به شوق پیروزی مادی وابسته نیست، هیچ‌گاه به نقطه‌ی «فروپاشی اراده» نمی‌رسد. این همان چیزی است که اندیشکده‌های غربی از درک آن عاجزند؛ آن‌ها با ماشین‌حساب‌های مادی به جنگ نیرویی می‌آیند که معادلاتش را فراتر از برد و باخت‌های مادی، و در ترازوی «حساب و کتاب‌های الهی» تنظیم کرده است. شهید حسن باقری، تنها یک فرمانده‌ی میدانی نبود؛ او یک استراتژیست مؤلف بود که «معرفت‌شناسی جنگ» را تغییر داد. پیام امروز دکترین او برای ما بسیار روشن و قانع‌کننده است؛ در نبردهای پیچیده، پیروزی نهایی متعلق به کسی نیست که آتش سنگین‌تری دارد؛ پیروزی متعلق به کسی است که ظرفیت هضم «روزهای صبر و پدافند» را داشته باشد و اراده‌اش، در گرو تشویق‌های زودگذر دنیا نباشد. این همان فرمول طلایی و پنهانی است که جبهه‌ی حق را، حتی در محاصره، رویین‌تن می‌کند. 👤 سعید سپاهی 🔖 تحلیلگر امنیت شناختی 🆔 @saissut
📃 | فرهنگ عامه و حضور آن‌تایم 🔻 شاید اگر حضور به موقع لشگر مختار در کربلا شکل می‌گرفت، عاشورایی رقم نمی‌خورد و همچنین در دوره معاصر اگر حضور مردم استمرار داشت، دولت مصدق با کودتا شکست نمی‌خورد و حتی اگر مردم و توده‌ها در انقلاب ۵۷ و یا دفاع مقدس حضور نداشتند، ما هرگز طعم استقلال و پیروزی را نمی‌چشیدیم. ‌ 🔻 این شب‌ها حضور مردم از طیف‌های مختلف و اعتقادات و باورها و پوشش‌های بعضا متمایز و البته با انگیزه واحد دفاع از وطن و تمامیت ایران، تبلور همان حضور به موقع و وقت‌شناسی مدنظر قائد شهید است. این میدان‌داری شبانه که به تعبیر بعضی از بزرگان دین عبادت است، نقطه عطفی در تاریخ حضور و وقت‌شناسی مردم ایران است. 🔻 این بلوغ و نبوغ سیاسی و فهم استراتژیک عامه مردم، زاویه جدیدی برای مطالعات فرهنگ عامه در جامعه ایران می‌گشاید. امروز دیگر نمی‌توان از فرهنگ عامه و توده، در قالب‌های تئوریک گذشته سخن گفت و یا کنش آنها را حمل بر هیجان کرد؛ زیرا هم در مصاحبه‌ها و هم استمرار اجتماعات قریب به یک ماه این عده، منطق و عقلانیت موج می‌زند. 🔻 شاید رمز این وقت‌شناسی، تجربه زیسته گذشته این مردمان است که در حافظه تاریخی آنها نگاشته شده است و امروز کنش‌های آنها را راهبری می‌کند و البته نباید غافل شد که رجوع و عبرت از تاریخ نیز جز با امداد الهی و خودآگاهی به‌واسطه رهبران میسر نخواهد شد و چه بسا مردمانی هنوز نیز در غفلت و جهل باشند. 🔻 سرزمین ایران با تمام ناملایماتی که از سر گذرانده است و حتی در مقاطعی جغرافیای سیاسی و اسم ایران و یا آثار فرهنگی و کتابخانه‌ها و مفاخر آن به یغما رفته‌اند، اما ایران مجددا، مثل نهالی زیر خاک، روییدن گرفت و از بین نرفت. مردم جامعه معاصر به این ریشه تعلق دارند و در خودآگاه و ناخودآگاه، آن تجربه تاریخی را حامل هستند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند ایران دوران مغول و یا محمود افغان تکرار شده و یا استعمارگران نو، مجدد در این مملکت سیطره یابند. این پایداری و مقاومت فرهنگ عمومی ایران معاصر است که آنها را خاص کرده است. 👤 | داود رحیمی سجّاسی 🔖 | عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد 🆔 @saissut
✍ | بانوی بلاگر تاجیکی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: 🔻 در میان تاجیک‌ها رسم است که پس از خوردن غذا برای سفره «آمین» می‌گویند. امروز در روستایمان رکن‌آباد، در خانه‌ی همسایه مهمان بودم. زن سالخورده‌ای «آمین» گفت و در میان دعایش گفت: «خدایا، ایران را نگه‌دار». چنان لذت بردم… ریشه‌ها تا کجا می‌رسند — ایران مادر است. 🆔 @saissut
📃 | تخریب میراث فرهنگی: شبیخون تمدن‌ستیزان بر پیکره‌ی هویت تاریخی ایران‌زمین 🔻 در هنگامه‌ای که ملت ایران داغدارِ شهیدانِ مظلوم خود است و زخمِ فقدانِ آنان هنوز بر دل‌ها تازه است، آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی در پَسِ غبارِ جنگ و آشوب، تیر زهرآگین خود را به سوی بخش دیگری از پیکره‌ی ایران‌زمین نشانه رفته‌اند، آنها نه فقط جانِ انسان‌ها، بلکه جانِ تاریخ را هدف گرفته‌اند. 🔻 این شبیخونِ تمدن‌ستیزانه، در قالبِ تخریبِ عامدانه‌ی ابنیه و آثار تاریخی، تلاشی است حساب‌شده برای قطع رشته‌ی پیوندِ مردم با ریشه‌های تاریخی و فرهنگی‌شان. هر بنای ویران‌شده، بخشی از حافظه‌ی جمعی ماست که در غبارِ جنگ و جهل، به آتش سپرده می‌شود. 🔻 تخریب میراث فرهنگی، صرفا از میان بردنِ سنگ و آجر نیست ، بلکه تلاش ددمنشانه ای است برای از بین بردن حافظه‌ی تاریخی و هویتِ تمدنیِ یک ملت. هر آجر از این بناها، فریادی‌ست از عمقِ تاریخ؛ هر کاشی، روایتی است، از عشق، رنج، ایمان و زیبایی و ویران کردنِ چنین آثاری، یعنی بریدنِ ریشه‌های درختی که قرن‌ها فرهنگ و معنا در جانِ آن جاری بوده است. دشمن تمدن‌ستیز می‌داند تا زمانی‌که مردمانِ سرزمینی از گذشته‌ی خود آگاه و بدان دل‌بسته باشند، شکستِ آنان غیر ممکن است. پس در پیِ آن است که حافظه‌ی تاریخی ملت‌ها را نابود کند تا انسانِ بی‌ریشه به راحتی در برابر سلطه تسلیم گردد. از همین رو، جنگِ امروز تنها نبردی نظامی نیست؛ نبردی است بر سرِ معنا، حافظه و تداوم فرهنگی. 🔻 مایه‌ی تاسف و انزجار است که در میانه‌ی این تهاجمِ ویرانگر، صدایِ برخی از آنان که خود را «ایرانی» می‌نامند، به هم‌آوایی با دشمنانِ این سرزمین برمی‌خیزد. همانانی که در سایه‌ی امنیت و رفاهِ ملل دیگر، نه از سرِ دردِ وطن، که از سرِ کینه و پوچی، در کوره‌ی جنگ و ویرانی می‌دمند. آنان بی‌شرمانه فریادِ حمله سر می‌دهند و چنان غرقِ خودفراموشی‌اند که ارزشِ اجداد و خاکِ خود را به بهای توهمات و دروغ های رسانه‌ای می‌فروشند. اینان، اگرچه با زبان ایرانی سخن می‌گویند، اما در حقیقت خنّاسانِ بی‌ریشه‌ای‌ هستند که بر پیکرِ مادرِ خویش خنجر می‌زنند. تاریخ، از چنین فرومایگانی شرم خواهد کرد. 🔻 این جنایت‌ها یادآورِ فجایعی است که مغولان بر سرِ تمدن‌ها آوردند؛ با این تفاوت که آن‌ها ادعایی از “حقوق بشر” و “تمدن” نداشتند، اما امروز تخریب‌گران، با نقابی از مدرنیته و انسان‌مداری، میراثِ هزاران‌ساله‌ی بشریت را در هم می‌کوبند. بمباران ابنیه تاریخی نه تنها نقضِ آشکارِ حقوقِ فرهنگی و تاریخی ملت‌هاست، بلکه جنایتی علیه وجدانِ انسانی است. 🔻 برای آنهایی که هویت و فرهنگ ایرانی اسلامی را ستایش می کنند، هر بار که آجری از یک بنای تاریخی فرو می‌ریزد، گویی پاره‌ای از قلبِ آنها فرو می‌ریزد. این آثار، صرفاً دیوارهایی از خشت و خاک نیستند؛ آن‌ها حافظانِ خاموشِ تاریخ‌اند، حاملانِ روایت‌های جمعی، و تجسمِ تداومِ معنای ملی. اگر کشوری را بتوان با بمب از هم گسست، اما با ویرانیِ میراثِ فرهنگی می‌توان روحِ آن ملت را از درون تهی کرد. 🔻 در چنین شرایطی، مسئولیتِ ما دوچندان است. باید این گنجینه‌های مادی و معنوی را پیش از نابودی، مستند و ثبت کنیم، درباره‌ی معنا و جایگاهِ آن‌ها گفت‌وگو راه بیندازیم و به نسلِ جوان بیاموزیم که این بناها تنها آثار تاریخی نیستند، بلکه سندِ وجودیِ ما هستند. حفظِ آن‌ها، حفظِ خودِ ملت است. هر سنگی از این سرزمین، تکه‌ای از وجودِ ماست، و عدم صیانت از آن باعث می شود، هویت ملی در سکوتِ فراموشی فرو ریزد. 🔻 امروز بیش از همیشه باید به یاد آوریم که هیچ ملتی بدون حافظه زنده نمی‌ماند، و هیچ حافظه‌ای بی‌میراث فرهنگی دوام نمی‌یابد. ویرانیِ آثار تاریخی، خاموش کردنِ چراغِ هویت است؛ و حفاظت از آن‌ها، یعنی پاسداری از روحِ ایران. 👤 | سهیلا صادقی 🔖 | استاد دانشگاه تهران 📆 | اسفند ۱۴۰۴ 🆔 @saissut
✍ | روزنامه‌نگار معروف انگلیسی: این برنامه ۱۰ ماده‌ای ایران است که ترامپ آن را به‌عنوان “یک مبنای قابل اجرا برای مذاکره” پذیرفته است. هیچ شکی نداشته باشید: این بزرگ‌ترین شکست راهبردی است که ایالات متحده از زمان تبدیل شدنش به یک ابرقدرت متحمل شده است. 🆔 @saissut
📃 | *یازده نشانۀ ناکامی آمریکا در دست‌یافتن به اهداف حملۀ نظامی به ایران* 🔻 آنچه از نظر می‌گذرانیم، هرگز به این معنا نیست که دولت‌های تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران اسلامی‌مان شکست خورده‌اند یا هیچ دستاوردی نداشته‌اند یا ما برندۀ مطلق این نبردیم. برآورد شکست و پیروزی طرف‌های جنگ، براساس چهارچوب‌های نظری گوناگون، شاخص‌های متفاوتی دارد و پس از پایان جنگ و به‌کمک داده‌های دقیق ممکن است‌. ما در این متن فقط می‌کوشیم براساس مدارک و شواهدی که تا روز سی‌ویکم جنگ در اختیار داریم، بررسی کنیم که آمریکا تا چه اندازه توانسته است به اهداف اعلامی‌اش در آغاز جنگ، دست یابد. 🔻 هر حملۀ نظامی، مبتنی بر ارزیابی میدانی و محاسبۀ ریسک‌ها و هزینه‌های دست‌یافتن به اهداف و... انجام می‌شود و براساس این ارزیابی‌ها، تصمیم به انجام حملۀ نظامی اتخاذ و برای آن زمان‌بندی و اهدافی روشن و برنامه‌های عملیاتی اولویت‌بندی‌شده طراحی می‌شود. البته این نظم، چندان در اظهارات و رفتارهای ترامپ و تیم او به چشم نمی‌خورد؛ اما اینکه در پشت صحنۀ این دولت و تصمیم‌های آن‌ها چه می‌گذرد، بر ما پوشیده است و ناگزیریم بدون دسترسی به داده‌های دست‌اول میدانی و اخبار رسانه‌های گوناگون جهان و مقایسۀ آن‌ها با یکدیگر و فقط به‌کمک نشانه‌های محدود در دسترس، موضوع را تحلیل می‌کنیم. 🔻 *نخست، دست‌نیافتن به اهداف آغازین:* آمریکا از ابتدا اهدافش از حمله به ایران را به‌شکل مستقیم و غیرمستقیم مطرح کرد: براندازی جمهوری اسلامی، نابودی صنعت موشکی، ازبین‌بردن‌ شهرهای موشکی، نابودی صنعت هسته‌ای، خارج‌کردن اورانیوم‌های غنی‌شده، تسلط بر صنعت نفت ایران و... . براساس آنچه در میدان مشاهده می‌کنیم، موشک‌های ایران، هم سیستم پدافند دشمن را تا حد زیادی از کار انداخته‌اند و هم اهداف راهبردی فراوانی را با موفقیت نشانه رفته‌اند. اقدام ویژه‌ای برای نابودی صنعت هسته‌ای انجام نداده‌اند و ایران روزانه در حال صادرات میلیون‌ها بشکه نفت است‌. 🔻 *دوم، بی‌تابی برای مذاکره و تغییر تیم مذاکره:* دولتی که برای دومین بار در طول شش ماه، از مذاکره برای فریب بهره می‌برد و در میانۀ مذاکره، به خیال خود، دست به حملۀ غافل‌گیرانۀ نظامی می‌زند، یعنی دست خود را در حملۀ نظامی بالاتر می‌داند و آن را برای دست‌یافتن به اهدافش مناسب‌تر می‌بیند؛ اما وقتی در میانۀ جنگ دست‌به‌دامن مذاکره می‌شود، یعنی نتوانسته است در میدان نبرد به اهداف مدنظرش دست یابد؛ وگرنه سخنی از مذاکره به میان نمی‌آورد و با تکیه بر دستاوردهایش در جنگ که همان تحقق اهداف حملۀ نظامی باشد، پیروزی‌اش و پایان جنگ را اعلام می‌کرد. هم‌اکنون آمریکا در چنین وضعیتی به سر نمی‌برد؛ وگرنه لحظه‌ای را برای اعلام پیروزی و پایان جنگ از دست نمی‌داد. 🔻 *سوم، تغییر چندبارۀ اهداف جنگ و متناقض‌گویی مکرر:* مهاجمی که با برنامه‌ریزی و به‌کمک مذاکرۀ فریبکارانه برای حملۀ نظامی آماده می‌شود، اهداف مشخصی از حملۀ نظامی در سر دارد و برای دست‌یافتن به آن‌ها خود را آماده کرده است؛ اما وقتی پس از گذشت چند روز از آغاز جنگ، مدام اهدافش از جنگ را تغییر می‌دهد، نه‌تنها نشان‌دهندۀ دست‌نیافتن به اهداف آغازین حملۀ نظامی بلکه نشانۀ ناامیدی‌اش از دست‌یافتن به این اهداف است‌ و این کنش را بارها و بارها در اظهارات دولت‌های تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده کرده‌ایم. 🔻 *چهارم، درخواست مکرر کمک از هم‌پیمانان:* اگر آمریکا در حملۀ نظامی به ایران طبق برنامۀ از‌پیش‌برنامه‌ریزی‌شده‌اش پیش رفته و به اهدافش دست یافته بود، این‌گونه آشکارا بارها و بارها و با زبان تهدید و تطمیع و خواهش و التماس و گلایه از بریتانیا و فرانسه و ناتو و... کمک نمی‌خواست. نکتۀ مهم دیگر اینکه اگر ایران ضربه‌ای دردآور و ترس‌آور به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد نکرده بود، هم‌پیمانان آمریکا در حملۀ نظامی به ایران تردید نمی‌کردند؛ چون آن‌ها زبانی جز زور نمی‌فهمند و ذره‌ای دغدغۀ حقوق بشر و... ندارند. 🔻 *پنجم، تهدیدهای توخالی:* وقتی کشوری دست بالاتر در جنگ را داشته باشد، اهدافش را از ابتدا اعلام می‌کند و گام‌به‌گام برای رسیدن به اهدافِ از‌پیش‌تعیین‌شده‌اش پیش می‌رود و مدیریت و نبض نبرد را در دست می‌گیرد. اما در نقطۀ مقابل، اگر از دست‌یافتن به اهدافش باز ماند و مدیریت بر جنگ را از دست بدهد، رو به تهدیدهای توخالی می‌آورد و هر بار بهانه‌ای برای اجرانکردن آن‌ها می‌تراشد تا بتواند دست‌کم میدان جنگ روانی و رسانه‌ای را به حریف واگذار نکند. این رویکرد و روش‌ را به ‌روشنی در رفتارهای روسای دولت‌های تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده می‌کنیم؛ هرچند در این حمله، نتانیاهو در تا حد زیادی پشت ترامپ مخفی شده است و مدیریت رسانه و جنگ روانی و افکار عمومی را به او سپرده است. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
👤 | دکتر لطیف پدرام 🔖 | از نخبگان تاجیک تبار افغانستان 🔻 رستم (قهرمانِ ملیِ ایران) با دیوها و اهریمنان و دشمنان ایران غالباً یکه و تنها روبه‌رو می‌شد و می‌جنگید. حالا که مقاومت بی‌نظیرِ ملتِ بزرگِ ایران را در برابرِ دشمنانِ اهریمن‌خوی می‌بینم، به این می‌اندیشم که چگونه اسطوره‌ها رنگ و بوی واقعیت می‌گیرند! 🆔 @saissut
📃 | *پسا‌جنگ و معادلات تازه قدرت؛ چهار میدان سرنوشت‌ساز برای ایران* 🔻 از غروب سه شنبه 18 فرودین مهمترین خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین المللی را به طور دائم رصد می‌کردم. معلوم بود اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است، تا سحر که خبرهای موثقی از آتش‌بس دو هفته‌ای منتشر شد. اگر همان‌طور که در ظاهر، پیشنهاد 10 ماده‌ای ایران پذیرفته شده، در عرصه دیپلماسی و تدوین اسناد معتبر بین‌المللی با مصوبه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل هم اتفاق بیافتد و آمریکایی‌ها دوباره فریب جدیدی رو نکنند، قطعا پیروزی بزرگ و بلامنازع ایران برای همگان روشن است. اما هدف اصلی متن اشاره به چهار عرصه مهم جهان پس از جنگ است. 🔻 چهار عرصه مهم در جهان پس از جنگ وجود دارد که می‌تواند شاهد تغییرات جدی و اثرگذاری باشد. تغییرات در دو عرصه اول یعنی عرصه نظامی و اقتصادی تغییراتی قهری و شگفت‌انگیز خواهند بود. تغییرات در عرصه اجتماعی و سیاسی محل تردید و نگرانی است که باید جدی گرفته شود و می‌تواند پاشنه آَشیل جمهوری اسلامی گردد. چهارمین عرصه به ارتباطات و تعاملات بین‌المللی برمی‌گردد که بسیار جای امیدواری دارد که جمهوری اسلامی عملا تبدیل به یک بازیگر موثر بین‌المللی نه تنها در سطح ساختارهای سیاسی و رسمی، بلکه در سطح فرهنگ عمومی و اجتماعی و دانشگاهی جهان شود. 1⃣ *عرصه نظامی* جنگ تحمیلی هشت ساله دست‌مایه جدی برای پیشرفت و رشد شگفت‌آور نظامی برای ایران در حوزه‌های مختلف موشکی، پهپادی، جنگ الکترونیک و غیره شد، اما موشک‌ها و پهپادها و تجهیزات بومی تولید شده در دهه‌های گذشته هیچ گاه به صورت کاملا جدی و واقعی مورد استفاده و به‌کارگیری واقع نشد. هر چند در مقاطعی مثل مبارزه با داعش و یا جنگ اوکراین برخی مورد آزمایش قرار گرفتند، اما این تجربه سنگین استفاده از قدرت نظامی بومی، موجب شناخت نقاط قوت و ضعف و زمینه‌سازی برای توسعه و پیشرفت چند برابری آنها را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، هیچ کشوری در این سالها چنین تجربه‌ مستقیمی از مواجهه با پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های نظامی دنیا که در اختیار ارتش آمریکاست را نداشته است. تسلط بر نقاط قوت و ضعف تجهیزات بومی و تسلیحات آمریکایی زمینه‌ای قهری برای جهش ایران در عرصه نظامی در عصر پسا جنگ را رقم خواهد زد. 2⃣ *عرصه اقتصادی* اگر آنگونه که در پیشنهاد ده ماده‌ای ایران پیش‌بینی شده است، ایران بتواند با مصوبه قطعی شورای امنیت همه تحریم‌های اولیه و ثانویه را کنار زده و علاوه بر آن درآمد حاصل از کنترل تنگه هرمز را نیز به دست آورد، چیزی قریب به 20 درصد بر درآمدهای خالص ایران خواهد افزود. در این صورت تغییرات اقتصادی و گشایش‌های فراوانی به طور قهری در جامعه رخ خواهد داد. به‌ویژه اینکه، از ساعات اولیه اعلام آتش‌بس، شرکت‌ها و پالایشگاه‌های بزرگی تقاضای خرید نفت ایران را رسما اعلام کرده‌اند، چرا که با مدیریت ایران بر تنگه هرمز، نفت ایران به امن‌ترین نفت غرب آسیا بدل خواهد شد که در صورت بروز حوادث مشابه فروشش استمرار خواهد داشت. 3⃣ *عرصه اجتماعی و سیاسی* بر خلاف تغییرات و پیشرفت‌های نظامی و اقتصادی که به نظر می‌رسد به صورت قهری در جهان پس از جنگ رخ خواهد داد، تغییرات سیاسی و اجتماعی داخلی منوط به تصمیمات مقامات ارشد و مسئولان بلندپایه نظام است. ایران در سال‌های اخیر از استمرار و حل‌نشدن برخی مسئله‌های اجتماعی داخلی رنج برده است. مسائلی چون رانت‌خواری برخی نزدیکان به قدرت، ضرورت بروزرسانی برخی نهادها و سازمان‌های کلان رسانه‌ای، اقتصادی و رفاهی متناسب با نیازها و اقتضاءات جدید اجتماعی، مصلحت‌سنجی‌های مضر و گاهی فداکردن مصلحت نظام به‌خاطر حفظ افراد، ایجاد ساختارهای رسمی پذیرش اعتراضات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و ایجاد اصلاحات واقعی متناسب با آنها و یا نهادینه کردن الگوهای پذیرش تکثر اجتماعی و سیاسی، از جمله مواردی است که نظام جمهوری اسلامی در دوران پیروزی پرافتخار پس از جنگ باید به صورت جدی برای آنها الگوهای بومی و اصلاحات متناسب با اسناد بالادستی فراهم آورد. جمهوری اسلامی به همه جهان نشان داده که از ساختار اجتماعی و سیاسی بسیار توانمند و ویژه‌ای مبتنی بر رابطه امام و امت برخودار است که آن را به تنها کشور دارای جسارت مقابله با ابرقدرت‌های جهان تبدیل کرده است، اما این توانمندی باید در جریان ساختارها و نهادهای مدیریت داخلی جامعه نیز بیش از پیش جریان یافته و به الگوهای پایدار تبدیل شوند. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut