👤 | دکتر حمید النوفلی
🔖 | استاد دانشگاه از عمان
✍ | در مورد توییت آخر رئیس جمهور جنایتکار آمریکا نوشت:
🔻 به خدا سوگند، آیا ممکن است یک فرد عادی (نه رئیس کشور) در برابر جهان ظاهر شود و افتخار کند که پلی غیرنظامی و آشکار را که بمباران آن آسان بوده، منفجر کرده است؟ من از این انحطاط اخلاقی که میبینم در شوک هستم.*
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *خوانش راهبردی دکترین شهید باقری در عصر جنگهای طولانی*
🔻در ادبیات کلاسیک مطالعات استراتژیک، جنگ معمولاً با یک معادلهی خطی و دودویی (باینری) تعریف میشود؛
یا شکست (0) یا پیروزی (1).
بر اساس «عقلانیت ابزاری» که در آکادمیهای نظامی غرب تدریس میشود، تمام ماشین جنگی یک کشور برای رسیدن به نقطهی پایانی، یعنی همان «شوق پیروزی»، کوک میشود.
اما وقتی به جملهی شگفتانگیز شهید حسن باقری نگاه میکنیم، با یک «تغییر پارادایم» و یک دستگاه محاسباتی کاملاً متفاوت روبهرو میشویم که دقیقاً نقطهی کور استراتژیستهای غربی در مواجهه با مفهوم «مقاومت» است.
🔻شهید باقری میگوید: «جنگ یه روزش پدافنده، یه روزش صبره، یه روزش مقاومته... اگر ما وابسته به شوق پیروزی باشیم... یعنی برای اون حساب کتابایی که خدا برامون قرار داده نمیجنگیم.»
اما این جمله، صرفاً یک توصیهی اخلاقی یا عرفانی نیست؛ این دقیقاً یک «دکترین پیشرفتهی نظامی و شناختی» است. چرا؟
🔻*تلهی «نتیجهگرایی» و شکنندگی ارتشهای مدرن*
چرا ارتشهای مجهز و تا دندان مسلح، در جنگهای فرسایشی به سرعت دچار فروپاشی روانی میشوند؟ پاسخ در همان وابستگی به «شوق پیروزی» است. وقتی سرباز یا جامعهایی، تنها برای نتیجهی نهایی (فتح سریع و غنیمت) میجنگد، به محض اینکه جنگ طولانی شود یا پیروزی به تأخیر بیفتد، دچار یأس، فرسایش و در نهایت تسلیم میشود.
شهید باقری با هوشمندی یک جامعهشناس نظامی، این نقطه ضعف را میبندد
او میگوید اگر هدف غایی شما فقط «شوق پیروزی» باشد، شما برای «دنیا» (یعنی همان محاسبات مادی و زودگذر) میجنگید و چنین ساختاری، در برابر فشار، شکننده است.
🔻 *اصالت «فرآیند» در برابر اصالت «نتیجه»*
در دستگاه فکری شهید باقری، مقاومت یک طیف پیوسته است. او جنگ را به اجزای سازندهاش تجزیه میکند؛
پدافند، صبر، مقاومت و استقامت
در این نگاه، «صبر کردن» در روزهای سخت نبرد، خودش یک کنش فعال و یک دستاورد است، نه یک حالت انفعالی.
وقتی شما «تکلیفگرا» باشید (یعنی برای حساب و کتابهای الهی بجنگید)، تکتک روزهای نبرد—حتی روزهایی که در حالت پدافند و دفاع هستید—معنا پیدا میکند. در نتیجه، ماشین جنگ روانی دشمن که بر تولید «ناامیدی» متمرکز است، کاملاً فلج و بیاثر میشود.
🔻*بازدارندگی شناختی؛ چرا مقاومت شکستناپذیر است؟*
جملهی شهید باقری، راز ماندگاری ساختار مقاومت در سختترین شرایط است. وقتی دشمن با نیرویی مواجه میشود که شکست مقطعی او را ناامید نمیکند، محاصره او را نمیشکند و طولانی شدن جنگ ارادهاش را سست نمیکند، در واقع با یک «دیوار بتنی شناختی» برخورد کرده است.
نیرویی که به شوق پیروزی مادی وابسته نیست، هیچگاه به نقطهی «فروپاشی اراده» نمیرسد. این همان چیزی است که اندیشکدههای غربی از درک آن عاجزند؛ آنها با ماشینحسابهای مادی به جنگ نیرویی میآیند که معادلاتش را فراتر از برد و باختهای مادی، و در ترازوی «حساب و کتابهای الهی» تنظیم کرده است.
شهید حسن باقری، تنها یک فرماندهی میدانی نبود؛ او یک استراتژیست مؤلف بود که «معرفتشناسی جنگ» را تغییر داد. پیام امروز دکترین او برای ما بسیار روشن و قانعکننده است؛
در نبردهای پیچیده، پیروزی نهایی متعلق به کسی نیست که آتش سنگینتری دارد؛ پیروزی متعلق به کسی است که ظرفیت هضم «روزهای صبر و پدافند» را داشته باشد و ارادهاش، در گرو تشویقهای زودگذر دنیا نباشد. این همان فرمول طلایی و پنهانی است که جبههی حق را، حتی در محاصره، رویینتن میکند.
👤 سعید سپاهی
🔖 تحلیلگر امنیت شناختی
🆔 @saissut
📃 | فرهنگ عامه و حضور آنتایم
🔻 شاید اگر حضور به موقع لشگر مختار در کربلا شکل میگرفت، عاشورایی رقم نمیخورد و همچنین در دوره معاصر اگر حضور مردم استمرار داشت، دولت مصدق با کودتا شکست نمیخورد و حتی اگر مردم و تودهها در انقلاب ۵۷ و یا دفاع مقدس حضور نداشتند، ما هرگز طعم استقلال و پیروزی را نمیچشیدیم.
🔻 این شبها حضور مردم از طیفهای مختلف و اعتقادات و باورها و پوششهای بعضا متمایز و البته با انگیزه واحد دفاع از وطن و تمامیت ایران، تبلور همان حضور به موقع و وقتشناسی مدنظر قائد شهید است. این میدانداری شبانه که به تعبیر بعضی از بزرگان دین عبادت است، نقطه عطفی در تاریخ حضور و وقتشناسی مردم ایران است.
🔻 این بلوغ و نبوغ سیاسی و فهم استراتژیک عامه مردم، زاویه جدیدی برای مطالعات فرهنگ عامه در جامعه ایران میگشاید. امروز دیگر نمیتوان از فرهنگ عامه و توده، در قالبهای تئوریک گذشته سخن گفت و یا کنش آنها را حمل بر هیجان کرد؛ زیرا هم در مصاحبهها و هم استمرار اجتماعات قریب به یک ماه این عده، منطق و عقلانیت موج میزند.
🔻 شاید رمز این وقتشناسی، تجربه زیسته گذشته این مردمان است که در حافظه تاریخی آنها نگاشته شده است و امروز کنشهای آنها را راهبری میکند و البته نباید غافل شد که رجوع و عبرت از تاریخ نیز جز با امداد الهی و خودآگاهی بهواسطه رهبران میسر نخواهد شد و چه بسا مردمانی هنوز نیز در غفلت و جهل باشند.
🔻 سرزمین ایران با تمام ناملایماتی که از سر گذرانده است و حتی در مقاطعی جغرافیای سیاسی و اسم ایران و یا آثار فرهنگی و کتابخانهها و مفاخر آن به یغما رفتهاند، اما ایران مجددا، مثل نهالی زیر خاک، روییدن گرفت و از بین نرفت. مردم جامعه معاصر به این ریشه تعلق دارند و در خودآگاه و ناخودآگاه، آن تجربه تاریخی را حامل هستند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند ایران دوران مغول و یا محمود افغان تکرار شده و یا استعمارگران نو، مجدد در این مملکت سیطره یابند. این پایداری و مقاومت فرهنگ عمومی ایران معاصر است که آنها را خاص کرده است.
👤 | داود رحیمی سجّاسی
🔖 | عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد
🆔 @saissut
✍ | بانوی بلاگر تاجیکی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
🔻 در میان تاجیکها رسم است که پس از خوردن غذا برای سفره «آمین» میگویند. امروز در روستایمان رکنآباد، در خانهی همسایه مهمان بودم. زن سالخوردهای «آمین» گفت و در میان دعایش گفت: «خدایا، ایران را نگهدار». چنان لذت بردم… ریشهها تا کجا میرسند — ایران مادر است.
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | تخریب میراث فرهنگی: شبیخون تمدنستیزان بر پیکرهی هویت تاریخی ایرانزمین
🔻 در هنگامهای که ملت ایران داغدارِ شهیدانِ مظلوم خود است و زخمِ فقدانِ آنان هنوز بر دلها تازه است، آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی در پَسِ غبارِ جنگ و آشوب، تیر زهرآگین خود را به سوی بخش دیگری از پیکرهی ایرانزمین نشانه رفتهاند، آنها نه فقط جانِ انسانها، بلکه جانِ تاریخ را هدف گرفتهاند.
🔻 این شبیخونِ تمدنستیزانه، در قالبِ تخریبِ عامدانهی ابنیه و آثار تاریخی، تلاشی است حسابشده برای قطع رشتهی پیوندِ مردم با ریشههای تاریخی و فرهنگیشان.
هر بنای ویرانشده، بخشی از حافظهی جمعی ماست که در غبارِ جنگ و جهل، به آتش سپرده میشود.
🔻 تخریب میراث فرهنگی، صرفا
از میان بردنِ سنگ و آجر نیست ، بلکه تلاش ددمنشانه ای است برای از بین بردن حافظهی تاریخی و هویتِ تمدنیِ یک ملت. هر آجر از این بناها، فریادیست از عمقِ تاریخ؛ هر کاشی، روایتی است، از عشق، رنج، ایمان و زیبایی و ویران کردنِ چنین آثاری، یعنی بریدنِ ریشههای درختی که قرنها فرهنگ و معنا در جانِ آن جاری بوده است.
دشمن تمدنستیز میداند تا زمانیکه مردمانِ سرزمینی از گذشتهی خود آگاه و بدان دلبسته باشند، شکستِ آنان غیر ممکن است. پس در پیِ آن است که حافظهی تاریخی ملتها را نابود کند تا انسانِ بیریشه به راحتی در برابر سلطه تسلیم گردد. از همین رو، جنگِ امروز تنها نبردی نظامی نیست؛ نبردی است بر سرِ معنا، حافظه و تداوم فرهنگی.
🔻 مایهی تاسف و انزجار است که در میانهی این تهاجمِ ویرانگر، صدایِ برخی از آنان که خود را «ایرانی» مینامند، به همآوایی با دشمنانِ این سرزمین برمیخیزد. همانانی که در سایهی امنیت و رفاهِ ملل دیگر، نه از سرِ دردِ وطن، که از سرِ کینه و پوچی، در کورهی جنگ و ویرانی میدمند. آنان بیشرمانه فریادِ حمله سر میدهند و چنان غرقِ خودفراموشیاند که ارزشِ اجداد و خاکِ خود را به بهای توهمات و دروغ های رسانهای میفروشند. اینان، اگرچه با زبان ایرانی سخن میگویند، اما در حقیقت خنّاسانِ بیریشهای هستند که بر پیکرِ مادرِ خویش خنجر میزنند. تاریخ، از چنین فرومایگانی شرم خواهد کرد.
🔻 این جنایتها یادآورِ فجایعی است که مغولان بر سرِ تمدنها آوردند؛ با این تفاوت که آنها ادعایی از “حقوق بشر” و “تمدن” نداشتند، اما امروز تخریبگران، با نقابی از مدرنیته و انسانمداری، میراثِ هزارانسالهی بشریت را در هم میکوبند. بمباران ابنیه تاریخی نه تنها نقضِ آشکارِ حقوقِ فرهنگی و تاریخی ملتهاست، بلکه جنایتی علیه وجدانِ انسانی است.
🔻 برای آنهایی که هویت و فرهنگ ایرانی اسلامی را ستایش می کنند، هر بار که آجری از یک بنای تاریخی فرو میریزد، گویی پارهای از قلبِ آنها فرو میریزد. این آثار، صرفاً دیوارهایی از خشت و خاک نیستند؛ آنها حافظانِ خاموشِ تاریخاند، حاملانِ روایتهای جمعی، و تجسمِ تداومِ معنای ملی. اگر کشوری را بتوان با بمب از هم گسست، اما با ویرانیِ میراثِ فرهنگی میتوان روحِ آن ملت را از درون تهی کرد.
🔻 در چنین شرایطی، مسئولیتِ ما دوچندان است. باید این گنجینههای مادی و معنوی را پیش از نابودی، مستند و ثبت کنیم، دربارهی معنا و جایگاهِ آنها گفتوگو راه بیندازیم و به نسلِ جوان بیاموزیم که این بناها تنها آثار تاریخی نیستند، بلکه سندِ وجودیِ ما هستند. حفظِ آنها، حفظِ خودِ ملت است. هر سنگی از این سرزمین، تکهای از وجودِ ماست، و عدم صیانت از آن باعث می شود، هویت ملی در سکوتِ فراموشی فرو ریزد.
🔻 امروز بیش از همیشه باید به یاد آوریم که هیچ ملتی بدون حافظه زنده نمیماند، و هیچ حافظهای بیمیراث فرهنگی دوام نمییابد. ویرانیِ آثار تاریخی، خاموش کردنِ چراغِ هویت است؛ و حفاظت از آنها، یعنی پاسداری از روحِ ایران.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
📆 | اسفند ۱۴۰۴
🆔 @saissut
✍ | روزنامهنگار معروف انگلیسی:
این برنامه ۱۰ مادهای ایران است که ترامپ آن را بهعنوان “یک مبنای قابل اجرا برای مذاکره” پذیرفته است.
هیچ شکی نداشته باشید:
این بزرگترین شکست راهبردی است که ایالات متحده از زمان تبدیل شدنش به یک ابرقدرت متحمل شده است.
🆔 @saissut
📃 | *یازده نشانۀ ناکامی آمریکا در
دستیافتن به اهداف حملۀ نظامی به ایران*
🔻 آنچه از نظر میگذرانیم، هرگز به این معنا نیست که دولتهای تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران اسلامیمان شکست خوردهاند یا هیچ دستاوردی نداشتهاند یا ما برندۀ مطلق این نبردیم. برآورد شکست و پیروزی طرفهای جنگ، براساس چهارچوبهای نظری گوناگون، شاخصهای متفاوتی دارد و پس از پایان جنگ و بهکمک دادههای دقیق ممکن است. ما در این متن فقط میکوشیم براساس مدارک و شواهدی که تا روز سیویکم جنگ در اختیار داریم، بررسی کنیم که آمریکا تا چه اندازه توانسته است به اهداف اعلامیاش در آغاز جنگ، دست یابد.
🔻 هر حملۀ نظامی، مبتنی بر ارزیابی میدانی و محاسبۀ ریسکها و هزینههای دستیافتن به اهداف و... انجام میشود و براساس این ارزیابیها، تصمیم به انجام حملۀ نظامی اتخاذ و برای آن زمانبندی و اهدافی روشن و برنامههای عملیاتی اولویتبندیشده طراحی میشود. البته این نظم، چندان در اظهارات و رفتارهای ترامپ و تیم او به چشم نمیخورد؛ اما اینکه در پشت صحنۀ این دولت و تصمیمهای آنها چه میگذرد، بر ما پوشیده است و ناگزیریم بدون دسترسی به دادههای دستاول میدانی و اخبار رسانههای گوناگون جهان و مقایسۀ آنها با یکدیگر و فقط بهکمک نشانههای محدود در دسترس، موضوع را تحلیل میکنیم.
🔻 *نخست، دستنیافتن به اهداف آغازین:* آمریکا از ابتدا اهدافش از حمله به ایران را بهشکل مستقیم و غیرمستقیم مطرح کرد: براندازی جمهوری اسلامی، نابودی صنعت موشکی، ازبینبردن شهرهای موشکی، نابودی صنعت هستهای، خارجکردن اورانیومهای غنیشده، تسلط بر صنعت نفت ایران و... . براساس آنچه در میدان مشاهده میکنیم، موشکهای ایران، هم سیستم پدافند دشمن را تا حد زیادی از کار انداختهاند و هم اهداف راهبردی فراوانی را با موفقیت نشانه رفتهاند. اقدام ویژهای برای نابودی صنعت هستهای انجام ندادهاند و ایران روزانه در حال صادرات میلیونها بشکه نفت است.
🔻 *دوم، بیتابی برای مذاکره و تغییر تیم مذاکره:* دولتی که برای دومین بار در طول شش ماه، از مذاکره برای فریب بهره میبرد و در میانۀ مذاکره، به خیال خود، دست به حملۀ غافلگیرانۀ نظامی میزند، یعنی دست خود را در حملۀ نظامی بالاتر میداند و آن را برای دستیافتن به اهدافش مناسبتر میبیند؛ اما وقتی در میانۀ جنگ دستبهدامن مذاکره میشود، یعنی نتوانسته است در میدان نبرد به اهداف مدنظرش دست یابد؛ وگرنه سخنی از مذاکره به میان نمیآورد و با تکیه بر دستاوردهایش در جنگ که همان تحقق اهداف حملۀ نظامی باشد، پیروزیاش و پایان جنگ را اعلام میکرد. هماکنون آمریکا در چنین وضعیتی به سر نمیبرد؛ وگرنه لحظهای را برای اعلام پیروزی و پایان جنگ از دست نمیداد.
🔻 *سوم، تغییر چندبارۀ اهداف جنگ و متناقضگویی مکرر:* مهاجمی که با برنامهریزی و بهکمک مذاکرۀ فریبکارانه برای حملۀ نظامی آماده میشود، اهداف مشخصی از حملۀ نظامی در سر دارد و برای دستیافتن به آنها خود را آماده کرده است؛ اما وقتی پس از گذشت چند روز از آغاز جنگ، مدام اهدافش از جنگ را تغییر میدهد، نهتنها نشاندهندۀ دستنیافتن به اهداف آغازین حملۀ نظامی بلکه نشانۀ ناامیدیاش از دستیافتن به این اهداف است و این کنش را بارها و بارها در اظهارات دولتهای تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده کردهایم.
🔻 *چهارم، درخواست مکرر کمک از همپیمانان:* اگر آمریکا در حملۀ نظامی به ایران طبق برنامۀ ازپیشبرنامهریزیشدهاش پیش رفته و به اهدافش دست یافته بود، اینگونه آشکارا بارها و بارها و با زبان تهدید و تطمیع و خواهش و التماس و گلایه از بریتانیا و فرانسه و ناتو و... کمک نمیخواست. نکتۀ مهم دیگر اینکه اگر ایران ضربهای دردآور و ترسآور به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد نکرده بود، همپیمانان آمریکا در حملۀ نظامی به ایران تردید نمیکردند؛ چون آنها زبانی جز زور نمیفهمند و ذرهای دغدغۀ حقوق بشر و... ندارند.
🔻 *پنجم، تهدیدهای توخالی:* وقتی کشوری دست بالاتر در جنگ را داشته باشد، اهدافش را از ابتدا اعلام میکند و گامبهگام برای رسیدن به اهدافِ ازپیشتعیینشدهاش پیش میرود و مدیریت و نبض نبرد را در دست میگیرد. اما در نقطۀ مقابل، اگر از دستیافتن به اهدافش باز ماند و مدیریت بر جنگ را از دست بدهد، رو به تهدیدهای توخالی میآورد و هر بار بهانهای برای اجرانکردن آنها میتراشد تا بتواند دستکم میدان جنگ روانی و رسانهای را به حریف واگذار نکند. این رویکرد و روش را به روشنی در رفتارهای روسای دولتهای تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده میکنیم؛ هرچند در این حمله، نتانیاهو در تا حد زیادی پشت ترامپ مخفی شده است و مدیریت رسانه و جنگ روانی و افکار عمومی را به او سپرده است.
🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻
🆔 @saissut
👤 | دکتر لطیف پدرام
🔖 | از نخبگان تاجیک تبار افغانستان
🔻 رستم (قهرمانِ ملیِ ایران) با دیوها و اهریمنان و دشمنان ایران غالباً یکه و تنها روبهرو میشد و میجنگید. حالا که مقاومت بینظیرِ ملتِ بزرگِ ایران را در برابرِ دشمنانِ اهریمنخوی میبینم، به این میاندیشم که چگونه اسطورهها رنگ و بوی واقعیت میگیرند!
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *پساجنگ و معادلات تازه قدرت؛ چهار میدان سرنوشتساز برای ایران*
🔻 از غروب سه شنبه 18 فرودین مهمترین خبرگزاریها و رسانههای بین المللی را به طور دائم رصد میکردم. معلوم بود اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است، تا سحر که خبرهای موثقی از آتشبس دو هفتهای منتشر شد. اگر همانطور که در ظاهر، پیشنهاد 10 مادهای ایران پذیرفته شده، در عرصه دیپلماسی و تدوین اسناد معتبر بینالمللی با مصوبه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل هم اتفاق بیافتد و آمریکاییها دوباره فریب جدیدی رو نکنند، قطعا پیروزی بزرگ و بلامنازع ایران برای همگان روشن است. اما هدف اصلی متن اشاره به چهار عرصه مهم جهان پس از جنگ است.
🔻 چهار عرصه مهم در جهان پس از جنگ وجود دارد که میتواند شاهد تغییرات جدی و اثرگذاری باشد. تغییرات در دو عرصه اول یعنی عرصه نظامی و اقتصادی تغییراتی قهری و شگفتانگیز خواهند بود. تغییرات در عرصه اجتماعی و سیاسی محل تردید و نگرانی است که باید جدی گرفته شود و میتواند پاشنه آَشیل جمهوری اسلامی گردد. چهارمین عرصه به ارتباطات و تعاملات بینالمللی برمیگردد که بسیار جای امیدواری دارد که جمهوری اسلامی عملا تبدیل به یک بازیگر موثر بینالمللی نه تنها در سطح ساختارهای سیاسی و رسمی، بلکه در سطح فرهنگ عمومی و اجتماعی و دانشگاهی جهان شود.
1⃣ *عرصه نظامی*
جنگ تحمیلی هشت ساله دستمایه جدی برای پیشرفت و رشد شگفتآور نظامی برای ایران در حوزههای مختلف موشکی، پهپادی، جنگ الکترونیک و غیره شد، اما موشکها و پهپادها و تجهیزات بومی تولید شده در دهههای گذشته هیچ گاه به صورت کاملا جدی و واقعی مورد استفاده و بهکارگیری واقع نشد. هر چند در مقاطعی مثل مبارزه با داعش و یا جنگ اوکراین برخی مورد آزمایش قرار گرفتند، اما این تجربه سنگین استفاده از قدرت نظامی بومی، موجب شناخت نقاط قوت و ضعف و زمینهسازی برای توسعه و پیشرفت چند برابری آنها را فراهم میکند. از سوی دیگر، هیچ کشوری در این سالها چنین تجربه مستقیمی از مواجهه با پیشرفتهترین تکنولوژیهای نظامی دنیا که در اختیار ارتش آمریکاست را نداشته است. تسلط بر نقاط قوت و ضعف تجهیزات بومی و تسلیحات آمریکایی زمینهای قهری برای جهش ایران در عرصه نظامی در عصر پسا جنگ را رقم خواهد زد.
2⃣ *عرصه اقتصادی*
اگر آنگونه که در پیشنهاد ده مادهای ایران پیشبینی شده است، ایران بتواند با مصوبه قطعی شورای امنیت همه تحریمهای اولیه و ثانویه را کنار زده و علاوه بر آن درآمد حاصل از کنترل تنگه هرمز را نیز به دست آورد، چیزی قریب به 20 درصد بر درآمدهای خالص ایران خواهد افزود. در این صورت تغییرات اقتصادی و گشایشهای فراوانی به طور قهری در جامعه رخ خواهد داد. بهویژه اینکه، از ساعات اولیه اعلام آتشبس، شرکتها و پالایشگاههای بزرگی تقاضای خرید نفت ایران را رسما اعلام کردهاند، چرا که با مدیریت ایران بر تنگه هرمز، نفت ایران به امنترین نفت غرب آسیا بدل خواهد شد که در صورت بروز حوادث مشابه فروشش استمرار خواهد داشت.
3⃣ *عرصه اجتماعی و سیاسی*
بر خلاف تغییرات و پیشرفتهای نظامی و اقتصادی که به نظر میرسد به صورت قهری در جهان پس از جنگ رخ خواهد داد، تغییرات سیاسی و اجتماعی داخلی منوط به تصمیمات مقامات ارشد و مسئولان بلندپایه نظام است. ایران در سالهای اخیر از استمرار و حلنشدن برخی مسئلههای اجتماعی داخلی رنج برده است. مسائلی چون رانتخواری برخی نزدیکان به قدرت، ضرورت بروزرسانی برخی نهادها و سازمانهای کلان رسانهای، اقتصادی و رفاهی متناسب با نیازها و اقتضاءات جدید اجتماعی، مصلحتسنجیهای مضر و گاهی فداکردن مصلحت نظام بهخاطر حفظ افراد، ایجاد ساختارهای رسمی پذیرش اعتراضات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و ایجاد اصلاحات واقعی متناسب با آنها و یا نهادینه کردن الگوهای پذیرش تکثر اجتماعی و سیاسی، از جمله مواردی است که نظام جمهوری اسلامی در دوران پیروزی پرافتخار پس از جنگ باید به صورت جدی برای آنها الگوهای بومی و اصلاحات متناسب با اسناد بالادستی فراهم آورد. جمهوری اسلامی به همه جهان نشان داده که از ساختار اجتماعی و سیاسی بسیار توانمند و ویژهای مبتنی بر رابطه امام و امت برخودار است که آن را به تنها کشور دارای جسارت مقابله با ابرقدرتهای جهان تبدیل کرده است، اما این توانمندی باید در جریان ساختارها و نهادهای مدیریت داخلی جامعه نیز بیش از پیش جریان یافته و به الگوهای پایدار تبدیل شوند.
🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻
🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | *پساجنگ و معادلات تازه قدرت؛ چهار میدان سرنوشتساز برای ایران* 🔻 از غروب سه شنبه 18 فرودین مه
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺
4⃣ عرصه بینالملل*
با تثبیت پیروزی ایران و تسلط پایدارش بر تنگه هرمز، بدون شک ایران بهمثابه یک قدرت بلامنازع جهانی در نهادهای بینالمللی و منطقهای نقشآفرینی خواهد کرد، اما جمهوری اسلام باید بتواند یکی از چالشهای گذشته خود در عرصه ارتباطات و تعاملات بینالمللی را با استفاده از این ظرفیت نوپدید ترمیم کند.
🔻 در این سالها، بسیاری از شرکتهای بزرگ اقتصادی یا مراکز فرهنگی، علمی و دانشگاهی به بهانه تحریمها و یا ترس از عواقب همکاری با ایران، از تعامل جدی با ایران خودداری میکردند. حتی سایه تحریمها و فشار بر ایران، در سطح دانشگاهی و دعوت از شخصیتهای تراز اول بینالمللی و اجرای پژوهشها و یا همکاریهای دانشگاهی و هنری و سینمایی خودنمایی میکرد. اکنون جمهوری اسلامی در جهان پس از پیروزی باید برنامهای جدی برای تعامل با مردمان سایر کشورها در حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته باشد. بدون شک، الگوی موفق ایران در مواجهه و پیروزی بر استکبار جهانی جذابیتهای فراوانی برای مردم جهان خواهد داشت که دوست دارند بیایند و ببینند و حتی در آن سهیم باشند. این فرصت طلایی را باید مغتنم شمرد.
👤 | سیدهادی ساجدی
🔖 | عضو هیئت علمی دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🆔 @saissut
📃 | *آتشبس موقت؛ از میدان نبرد تا میدان ارادۀ اجتماعی*
🔻تحولات اخیر جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، با پذیرش یک آتشبس دو هفتهای با میانجیگری پاکستان وارد مرحلهای تازه شده است. بیانیه نهادهای رسمی نشان میدهد که این آتشبس نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحلهای پیچیدهتر از نبرد است؛ مرحلهای که در آن «روایت»، «اراده سیاسی» و «حضور مردمی» نقشی تعیینکننده در سرنوشت نهایی میدان خواهند داشت.
🔻 *آتشبس؛ پایان جنگ نیست، تغییر شکل آن است*
در ادبیات راهبردی جنگها، آتشبس اغلب نشانه پایان نبرد نیست بلکه نشانه انتقال جنگ از میدان سخت به عرصههای ترکیبی سیاسی، اقتصادی و رسانهای است. در این چارچوب، آتشبس اخیر را باید «وقفهای در جنگ» دانست نه خاتمه آن.
هنوز تا «نهایی شدن جزئیات پیروزی» فاصله وجود دارد و این مرحله نیازمند استقامت، تدبیر و حفظ وحدت ملی است.
🔻*چرا آتشبس در نقطه برتری میدانی اهمیت دارد؟*
یکی از نکات کلیدی در تحلیل شرایط فعلی آن است که پیشنهادهای دهگانه ایران به عنوان مبنای مذاکرات مطرح شده است. در عرف روابط بینالملل، معمولاً چارچوب مذاکرات را طرف پیروز یا دارای دست برتر تعیین میکند. بنابراین پذیرش این چارچوب توسط آمریکا، حتی در سطح «مبنای گفتوگو»، نشانهای از تغییر موازنه قدرت در میدان تلقی میشود.
🔻*تنگه هرمز؛ گره ژئوپلیتیکی نبرد*
در میان همه موضوعات مطرح شده، مسئله کنترل و مدیریت تنگه هرمز اهمیت راهبردی ویژهای دارد. این تنگه یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان است و هرگونه تغییر در وضعیت آن، اثر مستقیم بر اقتصاد جهانی دارد.
اگر ایران بتواند در این دوره آتشبس، مدیریت مؤثر و عملیاتی این گذرگاه را تثبیت کند، در واقع یک «اهرم ژئوپلیتیکی» قدرتمند در اختیار خواهد داشت که میتواند معادلات اقتصادی و سیاسی مذاکرات را به نفع خود تغییر دهد.
🔻*نبرد روایتها؛ جنگی که تازه آغاز شده است*
یکی از ویژگیهای جنگهای مدرن، همزمانی میدان نظامی و میدان روایت است. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش میکند تصویر پیروزی یا شکست را در افکار عمومی تثبیت کند.
در فضای رسانهای غرب نیز واکنشهایی دیده میشود که نشان میدهد بخشی از تحلیلگران آمریکایی این روند را نوعی شکست راهبردی برای واشنگتن ارزیابی کردهاند. اشاره آنان به مواردی مانند باقی ماندن برنامه هستهای ایران، حفظ توان موشکی و افزایش نقش ایران در تنگه هرمز، بیانگر همین نگرانی است.
با این حال، اتکای صرف به این روایتها کافی نیست. واقعیت آن است که شروط مطرح شده هنوز «دستاورد تثبیتشده» نیستند بلکه چارچوب مذاکرات محسوب میشوند. بنابراین مرحله کنونی بیش از آنکه زمان روایت پیروزی باشد، زمان درایت، مراقبت و پیگیری تحقق شروط است.
🔻*نقش مردم؛ از پشتیبانی میدان تا نظارت بر سیاست*
یکی از نکات برجسته در تحلیلهای ارائه شده، تأکید بر نقش مردم در این مرحله است. در دوران جنگ، حضور اجتماعی و همبستگی ملی نقش مهمی در تقویت قدرت بازدارندگی ایفا میکند.
در مرحله کنونی پشتوانه اجتماعی و حضور مردمی میتواند تضمینکننده استمرار دستاوردها باشد. این حضور چند کارکرد مهم دارد؛ تقویت روحیه مقاومت در داخل کشور، ارسال پیام انسجام ملی به دشمنان،
حمایت از تصمیمات کلان کشور در برابر فشارهای خارجی.
مطالبه تحقق کامل شروط اعلام شده
مردم در این مرحله «بازوی قدرت ملی» محسوب میشوند؛ قدرتی که میتواند اراده ملی را در برابر فشارهای سیاسی تثبیت کند.
🔻*ضرورت هوشیاری در برابر فریب راهبردی*
در عین حال تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان ممکن است از آتشبس به عنوان فرصتی برای بازسازی توان یا ایجاد غافلگیری استفاده کنند. به همین دلیل در منابع اسلامی نیز نسبت به خوشبینی سادهانگارانه هشدار داده شده است.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نامه خود به مالک اشتر میفرمایند؛ «پیشنهاد صلح دشمن را اگر رضای خدا در آن باشد رد مکن... اما پس از صلح، کاملاً از دشمن برحذر باش؛ زیرا گاه دشمن نزدیک میشود تا غافلگیر کند.»
آتشبس دو هفتهای را باید نقطهای حساس در روند جنگ دانست. نه میتوان آن را پایان قطعی نبرد تلقی کرد و نه میتوان اهمیت دستاوردهای میدانی ایران را نادیده گرفت. آنچه اکنون تعیینکننده است، سه عنصر اساسی است؛
۱- حفظ انسجام ملی
۲- هوشیاری در برابر فریبهای سیاسی و رسانهای
۳- استمرار حضور و حمایت مردمی از تحقق کامل مطالبات اعلام شده
اگر این سه عامل بهدرستی مدیریت شود، آتشبس فعلی میتواند به مرحلهای برای تثبیت دستاوردهای میدان و تبدیل آن به پیروزی راهبردی تبدیل شود. در غیر این صورت، این وقفه میتواند فرصتی برای بازسازی دشمن و آغاز مرحلهای جدید از فشارها باشد.
👤 | احمد کوثری
🔖 | مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
🆔 @saissut
📃 | *سوئز ناقوس مرگ امپراتوری بریتانیا بود. هرمز ممکن است همین کار را برای ایالات متحده انجام دهد*
🔻 *دکتر سامی عریان از تحلیلگران و متفکران برجسته جهان عرب به شمار میرود و استاد سابق دانشگاه فلوریدای امریکاست.* اما این متفکر فلسطینی بیش از هر چیزی، به خاطر حمایتهایش از مقاومت فلسطین شناخته میشود؛ حمایتهایی که برای او چندان هم بیهزینه نبوده است. در سال ۲۰۰۳ «عریان» به دلیل حمایت از جهاد اسلامی فلسطین، توسط امریکاییها محاکمه و به زندان محکوم شد. همچنین در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ نیز دادگاه امریکا «عریان» را به جرم حمایت از مقاومت فلسطین به دادگاه کشاند که در نهایت منجر به منع فعالیتهای آکادمیک او شد. «عریان» همچنین از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ و با حکم دادگاه امریکا در حبس خانگی به سر برد و در سال ۲۰۱۵ نیز به ترکیه تبعید شد.
🔻 *متن زیر نگاشته وی در وبگاه میدل ایست آی است که در آن وضعیت امروز آمریکا در نسبت با تنگه هرمز را با جنگ کانال سوئز در سال 1956 مقایسه می کند که آن جنگ به منزله پایان هیمنه و تسلط بریتانیا در منطقه خاورمیانه به شمار می آید.*
#ملل_مسلمان
🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻
🆔 @saissut