📃 | *واکاوی یک بحران خاموش در امنیت ملی*
🔻یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک در دوران گذار، تقلیل دادن مفهوم مرز به سیم خاردار، خاکریز و رادارهای پدافندی است. ما در دورانی زندگی میکنیم که جغرافیای نبرد تغییر کرده است. امروز مسئله اصلی، فقط تصرف خاک نیست، بلکه تصرف توجه و نظام محاسباتی انسانهاست. این پدیده بسیار خطرناک را میتوانیم «استعمار الگوریتمی» بنامیم؛ بحرانی که در آن، بدون شلیک حتی یک گلوله، ذهن جامعه به اشغال پلتفرمهای بیگانه در میآید. اگر بخواهیم امنیت ملی را در عصر جدید فرمول بندی کنیم، با این معادله روبه رو هستیم؛ امنیت = بازدارندگی فیزیکی+حاکمیت شناختی
در این معادله، اگر حاکمیت شناختی (یا همان استقلال دیجیتال و الگوریتمی) برابر با صفر باشد، حتی اگر شما قدرتمندترین ارتش فیزیکی جهان را داشته باشید، حاصل ضرب کل امنیت شما مساوی با صفر خواهد بود.
🔻 *استخراج داده به جای استخراج نفت*
در قرن بیستم، قدرتهای هژمونیک برای غارت منابع طبیعی به کشورها لشکرکشی میکردند اما در مدل جدید استعمار، ماده خام ارزشمند دیگر نفت نیست، بلکه داده های رفتاری و زمان توجه جامعه است. پلتفرمهای جهانی با استفاده از الگوریتمهای پیچیده هوش مصنوعی، ذائقه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نسل جدید را مهندسی میکنند.
این یعنی دشمن شما، بدون عبور از مرزهای جغرافیایی، در گوشی موبایل شهروندان شما پایگاه زده است.
🔻*بحران جزایر منزوی متصل*
الگوریتمها با ایجاد حبابهای فیلتر، افراد جامعه را از یکدیگر دور کرده و به شبکههای جهانی متصل میکنند. نتیجه جامعه شناختی این فرایند، از بین رفتن همبستگی اجتماعی و هویت ملی است. ما با نسلی مواجه میشویم که به لحاظ فیزیکی در یک جغرافیا زیست میکند، اما به لحاظ شناختی، شهروند یک جغرافیای نامرئی دیگر است.
این گسست هویتی، درست همان شکافی است که ماشین جنگ روانی دشمن از آن برای تولید بحرانهای امنیتی و اجتماعی استفاده میکند.
🔻*ضرورت گذار به بازدارندگی سایبرنتیک*
پاسخ به این بحران، تنها فیلترینگ یا برخوردهای سلبی سنتی نیست؛ چرا که عقلانیت ابزاری تکنولوژی، همواره راهی برای دور زدن موانع فیزیکی پیدا میکند. مسئله، ایجاد حاکمیت پلتفرمی و تولید محتوای بومی قدرتمندی است که بتواند در بازار بیرحم توجه، مخاطب را نگه دارد. ما نیازمند معمارانی در فضای دیجیتال هستیم که بتوانند الگوریتمهایی مبتنی بر عقلانیت اخلاقی و هویت بومی طراحی کنند؛ الگوریتمهایی که به جای انفعال، عاملیت را به کاربر برگردانند.
مادامی که ما پدافند هوایی خود را تقویت میکنیم اما آسمان شناختی جامعه را بیدفاع رها کردهایم، در یک تله راهبردی گرفتاریم. دفاع از سرزمین در سال ۱۴۰۵، نیازمند فهم دیالکتیک پیچیده میان سخت افزار نظامی و نرم افزار شناختی است.
اگر نپذیریم که مرزهای ما امروز تا درون صفحه نمایشگرها امتداد یافته است، در آیندهایی نه چندان دور متوجه میشویم که سنگرها را حفظ کردهایم، اما سربازانی برای دفاع در آنها باقی نماندهاند.
👤 | سعید سپاهی
🔖 | تحلیلگر امنیت شناختی
🆔 @saissut
📃 | شکست استراتژی ترور: نقش «آتش به اختیار» بودنِ جمعی در حفظ اقتدار نظام جمهوری اسلامی.
🔻 سالهاست که آمریکا و اسرائیل، در راستای اهداف براندازانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران، «استراتژی ترور هدفمند» را به عنوان یکی از محورهای اصلی و مستمر خصومت خود به کار گرفتهاند. این رویکرد، که ماهیتی خصمانه و «نامتقارن» دارد، فراتر از یک تاکتیک موقت، به سیاستی دیرینه و سیستماتیک تبدیل شده است. این استراتژی، نه تنها رهبران ارشد سیاسی و نظامی، بلکه دانشمندان برجسته کشور را نیز هدف قرار داده است؛ رویدادهایی که اوج آن را میتوان در «شهادت رهبر عظیم الشان ایران» و شمار کثیری از سرداران گرانقدر سپاه و چهرههای علمی و فرهنگی کشور مشاهده کرد. این حملات، که با هدف ایجاد رعب، از هم گسیختگی ساختار مدیریتی و القای ناامیدی در جامعه صورت میپذیرد، در ادبیات سیاسی ذیل مفهوم «تروریسم دولتی» قرار میگیرد؛ عملیاتی سازمانیافته و فراقانونی که با نقض صریح موازین بینالمللی، ثبات و امنیت یک کشور مستقل را نشانه می گیرد.
نقطه ضعف و پاشنه آشیل این استراتژی، نادیده گرفتن این حقیقت مسلم است که اراده جمعی ماهیتی پویا و تجدید پذیر دارد.
🔻 دشمنان، در محاسبات خود، غالباً بر حذف فیزیکی کنشگران کلیدی تمرکز میکنند و گمان میبرند که با از میان برداشتن چند چهره شاخص، نظم جامعه فرو میپاشد. اما در واقعیت این اقدامات ددمنشانه به فعالسازیِ سطوحِ عمیقترِ «اعتماد عمومی» و تراکمِ «سرمایه اجتماعی» منجر می شود. به عبارتی پایداریِ نظام، تنها محصول ساختارهای رسمی نیست، بلکه مرهونِ یک «مواجهه جمعی» است که در آن، هر فرد ایرانی، خود را در قبال سرنوشتِ کشور، مسئول مییابد.
🔻 در این بسترِ منحصر به فرد، مفهوم «آتش به اختیار»، که ریشه در اندیشه امام شهید دارد، جلوهای عملی و جامعهشناختی به خود میگیرد. این مفهوم، صرفاً یک دستورِ صریح نیست، بلکه «صورتبندیِ فعالانهی آحاد جامعه در جایگاه متولیانِ مسئولیت» است. «آتش به اختیار» بدین معناست که با گسسته شدن هر حلقه از زنجیره مسئولیت توسط دشمن، بلافاصله حلقههای دیگر، آن بارِ سنگین را بر دوش میگیرند. این، یک «مقاومتِ پیشدستانه» و «انتشارِ هوشمندانه مسئولیت» در تار و پودِ جامعه است. جامعه به یک «شبکه عصبیِ هوشمند و خودترمیمگر» تبدیل میشود که قادر است خلأهای ایجاد شده را با اتکا به ظرفیتهای درونی خود پُر کند.
🔻 این «انتشارِ مسئولیت»، نظام را در برابر ترور بیمه میکند. دشمن با ترور یک سردار یا دانشمند، نه تنها نمی تواند ضربه نهایی را وارد کند، بلکه هزاران «آتش به اختیارِ» بالقوه را برای ایفای نقش فرا میخواند؛ این همان «مخزنِ استراتژیکِ انسانی» است که در منطقِ متعارفِ دشمن جایی ندارد. این ارادهی جمعی، هر تهدیدی را به فرصتی برای نمایشِ وحدت ملی تبدیل میکند. «آتش به اختیار» تجلیِ این حقیقت است که در نظامی مبتنی بر ایمان و اعتماد، فقدانِ یک فرد، سرآغازِ ظهورِ صدها کنشگرِ متعهد دیگر است؛ و این همان پایداریِ مقدسی است که استراتژیِ تروریسم دولتی را به شکستِ قطعی محکوم میسازد.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
🆔 @saissut
👤 | وجدان بوعبدالله
🔖 | روزنامه نگار تونسی
🔻 ما از واقعیت تواناییهای نظامی ایران خبر نداشتیم، تا زمانی که واشنگتن اجازه داد این تواناییها برای جهان آشکار شود.
🔻 ما نمیدانستیم که نظام در ایران میتواند با وجود دهها ترور همچنان پابرجا بماند، تا اینکه واشنگتن شواهد (زیادی) از استحکام آن به ما ارائه داد.
🔻 این واشنگتن بود که غول را از چراغ بیرون آورد، اما حالا کسی هست آن را به داخل چراغ برگرداند؟
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *فروپاشی رؤیای تجدد در ذهن انسان ایرانی؟!*
🔻عموم روشنفکران، دانشگاهیان و طبقه متوسط و نیز نسل جوان و نوجوان ایرانی، نه تنها تحت تاثیر غرب، تجدد و هر آنچه برآمده از آن است، قرار دارند، بلکه مقهور و تحت سیطره چنین نگرشی، نگرشی تحقیر آمیز به خود اعم از خود (هویت) ایرانی و اسلامی دارند. چنین نگرشی، روح حاکم بر این اقشار از جامعه ایرانی است و تحت تاثیر چنین نگرشی، روایتی اخلاقی از غرب و اندیشه تجدد را برساخته و از طریق شبکههای اجتماعی و خاصه از طریق نظام دانشگاهی و فرآوردههای رسانهای به جامعه ایرانی تزریق میکند.
🔻در این نگرش اخلاقی _که البته برساخته خود اروپایی و آمریکاییها از خود است که در نظامهای دانشگاهیشان تئوریک و از طریق رسانههایشان تزریق میشود_ لیبرالدموکراسی که در اروپای غربی و آمریکای شمالی حاکم است، بهترین صورت مثالی نظام سیاسی و اندیشهای در عالم و در تاریخ است و لذا باید چهار نعل به سوی آن رفت و از هرآنچه برآمده از تاریخ و اندیشه و تحولات درونی ایران است، مانند نظام جمهوری اسلامی و نظام اندیشهای پشتیبان آن باید احتراز کرد و این را به هزار زبان در دانشگاهها و رسانهها و جامعه تکرار میکنند.
🔻آنها که اهل مطالعه تاریخ و تاریخ اندیشه هستند، میدانند که اندیشه مدرن، در شرایط پس از دو جنگ جهانی و قتل عام بیش از ۶۰ میلیون نفر در آنها به دست اندیشه، انسان و تکنولوژی اروپایی و آمریکایی، دچار بحرانی عمیق از حیث مشروعیت شد، اما روشنفکر و دانشگاهی ایرانی از چنان حادثهای هیچ درسی نیاموخت و همچنان، تنها راه رهایی را در الحاق به عالم اروپایی آمریکایی میبینند و مدینه فاضله خود را همچنان در صورتبندی قرن هجده و نوزدهمی آن میبیند و از آنجا که کمتر با صورت خشونتبار آن مواجهه مستقیم داشت، همچنان مقهور آن است و به تجربه ۲۰ ساله در دانشگاههای مختلف کشور دریافتم که عموم این مقهورین، نه تنها انتقادی به آن جهان اندیشهای ندارند، بلکه هیچ نگاه انتقادی را بر نمیتابند!
🔻امروز و در سایه جنگ تحمیلی سوم، انسان ایرانی بیش از هر زمان دیگری با این صورت خشن و متوحشانه از اندیشه و عالم تجدد روبروست که نه برای جان انسان ایرانی ارزشی قائلاند و نه برای زیرساختهای مدنی مانند بیمارستان و مدرسه و دانشگاه، همانگونه که پیشتر در ویتنام و عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و غزه و غیره قائل نبودند و نه حتی برای افکار عمومی. حال که این سویه خشن تکنولوژیهای مدرن بر سر انسان ایرانی از طرف لیبرال_دموکراتترین نظام سیاسی عالم، آوار میشود، و نهاد علم و شاخصترین آنها در ایران یعنی دانشگاه شریف بر سر اساتید و دانشجویان ایرانی ویران میشود، آیا مانند آنچه در اروپای پس از جنگ جهانی دوم در اروپا رخ داد، روشنفکر ایرانی و طبقه متوسط را از این خواب عمیق بیدار میکند تا در آن برساخت اخلاقی که از اندیشه متجدد و لیبرال دموکراسی به عنوان مدینه فاضله عالم هستی داشت، تجدید نظر کند؟ یا در فردای پس از جنگ، مجددا، با خرد کردن همه کاسه کوزهها بر سر جمهوری اسلامی و مقصر قلمداد کردن آن، رویافروشی مجدد از دموکراسی و توسعه و زیباییشناسی مدرنیته را به انسان ایرانی قالب میکند؟ یا اینکه مجددا صورتهای مبتذل توسعه، مانند آنچه در امارات رخ داد _و اکنون شاهد فروپاشی چنین رویا و رویا فروشی هستیم_ را به خورد انسان ایرانی میدهد؟
🔻اگر این جنگ یک نتیجه داشته باشد و در فردای پساجنگ، آن گروههایی که در آغاز نوشتار نام بردم را به تجدیدنظر در نگرششان نسبت به تجدد و مدینه فاضله لیبرال دموکراسی _که امروز وحشیهای خونخوار و خودشیفتهای مانند ترامپ، به صراحت، هر آنچه را که پیشینیان در لفافه میگفتند را در علن میگوید و میکند_ وادار کند، به هزینه آن میارزد؛ چرا که باور دارم از دلایل مهم آشفتگی فکری، انحرافات اندیشهای و اعوجاجات هویتی نسل جوان و خاصه دانشگاهی و نیز از دلایل مهم عقبماندگی در بسیاری از حوزهها همین نگرش است. دقیقا همین نگرش است که ترس از آمریکا را در بطن جامعه ایران نهادینه میکند و مدام انسان ایرانی را تحقیر میکند. انسانی که امروز با گذشت حدود ۴۰روز از جنگ، با اتکاء به دانش بومی جوانان همین کشور، با احاطه بر پیچیدهترین دانش جهان یعنی دانش در صدها حوزه مرتبط با صنایع نظامی، قدرت تکنولوژی، سیاسی و نظامی آمریکای ابرقدرت را به چالش کشیده و او را بهجایی رسانده که رئیس جمهور وحشیاش، علنا فحاشی میکند و یا زدن پل و دانشگاه و بیمارستان را دستاورد خود در جنگ معرفی میکند. اگر یک نفر و تنها یک نفر در ۱۰۰سال اخیر به توانایی انسان ایرانی برای ساخت ایرانی مستقل و توانمند با اتکاء بر دانش بومی ایمان داشت و جامعه را به آن سو هدایت میکرد، شخص امام شهیدمان بود که یکتنه در برابر این تحقیر کنندهگان انسان ایرانی ایستاد.
👤 | عبدالله بیننده
🔖 | پژوهشگر
🆔 @saissut
📃 | همبستگی دانشگاهی در آینهٔ تابآوری: فراسوی رنج، به سوی آینده.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
📆 | فروردین ۱۴۰۵
🔻 این روزها که دشمنان آمریکایی -صهیونی سایه شوم خود را بر پیکر این سرزمین افکندهاند و با حملات ددمنشانه به زیرساختهای حیاتی، ابنیه تاریخی، مناطق مسکونی و مراکز آموزشی چون مدرسهٔ میناب، مردم شریف ایران را در سوگ و اندوه فرو بردهاند، به روشنی پیداست که این اقدامات، نشان از هجومی سازمانیافته علیه ریشههای هویت و نمادهای تمدنی ما دارد؛ ضربهای به میراث مشترکمان و دستاوردهایی که در طول سالها با عشق و تلاش ساختهایم.
در این میان، حمله به دانشگاه علم و صنعت، جراحتی عمیق بر یکی از مهمترین نمادهای علمی و فرهنگی ماست. این واقعه، در کنار سایر حملات، تصویری روشن از نیتی شوم برای تخریب آنچه نماد پیشرفت، دانش و امید این سرزمین است، ارائه میدهد.
🔻 دانشگاه، فراتر از یک بنا، زیستجهان جوانان این سرزمین است؛ جایی که امید، اندیشه و رؤیای ساختن فردایی بهتر در آن شکل میگیرد. آسیبی که در پی این اقدام سفاکانه بر این مرکز علمی وارد آمده، تنها تخریب بخشی از کالبد دانشگاه نیست؛ جراحتی است بر سرمایه انسانی، اجتماعی و حافظه نسلی که با شور و اشتیاق آینده را میسازد.
نهاد دانشگاه قلب تپندهٔ سرمایهٔ انسانی و نماد توان جمعی برای پیشرفت است. از اینرو، هر لطمهای به آن، ضربهای به مسیر رشد، به چرخهٔ تولید دانش، و به امید جوانانی است که سالهاست با هزاران دشواری، چراغ علم را روشن نگه داشتهاند. اما در دل همین رنج، حقیقتی بزرگ نهفته است: تابآوری جمعی. همان نیروی دیرینهای که به ما اجازه میدهد از دل بحران، راه بازسازی را آغاز کنیم؛ و از ویرانی، امکانی تازه برای ساختن بیافرینیم.
🔻 دانشجویان عزیز، همکاران گرامی و خانواده بزرگ دانشگاهی، این روزها بیش از هر زمان دیگری شایستهٔ همدلی، همراهی و درک متقابل هستیم. درد شما، درد یک نفر یا یک گروه نیست؛ رنجی مشترک است که به تمامی جامعهٔ علمی کشور و حافظهٔ ملی تعلق دارد. با این حال، باور دارم که همان نیروی همبستگی، خرد جمعی و عشق به دانش، ما را از دل این سختی عبور خواهد داد. ما بار دیگر کلاسها را برپا خواهیم کرد، پژوهشها را ادامه خواهیم داد، و آنچه فرو ریخته را با توان جمعی از نو خواهیم ساخت.
🔻 در این روزهای سخت، کنار هم خواهیم ایستاد. با همت و همصدایی، ویرانیها را آباد خواهیم کرد و زندگی علمی را با استواری و امید دوباره در دانشگاههای کشور از سر خواهیم گرفت.
🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻
🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | همبستگی دانشگاهی در آینهٔ تابآوری: فراسوی رنج، به سوی آینده. 👤 | سهیلا صادقی 🔖 | استاد دانشگاه
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺
🔻 موضوعات مربوط به تاب آوری را که مشاوران و روانشناسان بهتر از ماها در حال انجام آن هستند و اما بنده چند سئوال طرح می کنم ، فقط از حیث احتمال ایجاد یک فضای ذهنی مشترک.
🔻 موضوعات را می شود در قالب طرح سئوالاتی معطوف به دوران پیش ازجنگ ، تجربه زیسته حین جنگ و مسائل پس از جنگ طرح کرد
ایا نباید تحلیلی بر اغتشاشات پیشا جنک و جنگ ارائه کرد
آیا کار ما گفتمان سازی در سطح ملی و جهانی درباره خشونت ، جنک ، کشتار و از بین رفتن زیر ساخت ها نیست ؟!
آیا نباید کشتار دختران میناب را فریاد کشید ؟ جایی که زن زندگی آزادی یکجا به مسلخ برده می شود ، قبل از آنکه به بار بنشیند ؟
ایا نباید انسجام اجتماعی را تقویت کرد
آیا نباید از کارنوال های اجتماعی که مراقبت و صیانت از امنیت را به صورت خود جوش در این روزهای خطیر بر عهده گرفته اند بعنوان یک پدیده بی نظیر صورت بندی ارائه کرد
آیا نباید از ترور وحشیانه رهبر بزرگ ایران که دنیایی اعم از دوست و دشمن آن را محکوم کرده اند سخن گفت؟
آیا نباید توهم دنیای نامتمدن غرب را که در پی براندازی یک حکومت قانونی است ، عالمانه به نقد کشید
و صدها سئوال دیگر
و اما پس از جنک ، موضوع بازسازی ،
در اولویت است
ایا جامعه شناسان به جنبه های عینی جنگ توجه خواهند داشت ؟ آیا
معطوف به میدان عمل خواهند کرد؟...
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
📆 | فروردین ۱۴۰۵
🆔 @saissut
👤 | فاطمه الصمادی
🔖 | کارشناس امور ایران مرکز مطالعات الجزیره
✍ | وی این جملهٔ آنتونیو گرامشی را منتشر کرد:
🔻 جهانِ کهن در حال مرگ است، و جهانِ نو هنوز زاده نشده است، و در میانِ تاریکی و روشنی، هیولاها پدیدار میشوند.
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *ما هم ملت ایران را نشناختیم*
🔻معروف این است که میگویند دشمنان ایران، ملت ایران را نشناختهاند. اما من میگویم ما خودمان هم آنگونه که باید مردم را نشناختهایم. چه کسی تصور میکرد که ملت اینگونه حضور پیدا کند. مردم ما را یک نفر هزار و چهارصد و خوردهای سال قبل شناخت و آن هم پیامبر عظیم الشأن اسلام بود. وقتی آیۀ ۵۴ سوره مائده نازل شد «مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّة عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»، پیامبر عظیم الشأن دستی به شانۀ سلمان زدند و فرمودند مراد خداوند از این جمعیت که خداوند به آنها مباهات میکند، مردم ایران هستند؛ و بعد آن جملۀ ماندگار را فرمودند: «لو كانَ العِلمُ بالثُّريّا لَتَناوَلَهُ رِجالٌ مِن فارِسَ». عقل اول و عقل آخر، حضرت خاتم مردم ما را شناخت. این عظمت را مردم ما در زبان پیامبر ما دارند.
🔻البته این تحرکات به مردم ایران خلاصه نمیشود. چه کمکها که مردم سراسر دنیا نکردهاند؛ داستانهای عجیبی در این رابطه به گوش انسان میرسد. یکی از دوستان میگفت در کشمیر با اینکه دولت موافق نظام ایران نیست، مردم آنجا چنان همدردی و همراهیای با ملت ایران دارند که یک زن آمده است و یک خروس آورده و میگوید چیزی جز این ندارم و میخواهم این را به ایران هدیه کنم. یک نفر این خروس را یک میلیارد تومان به پول ایران میخرد و خروس را به پیرزن برمیگرداند و پول را برای جبهۀ ایران ارسال میکند. دیگری آمده و فرزند خود را آورده و میگوید میخواهم این فرزندم را در راه ایران هدیه کنم. یک نفر این فرزند را به ۱۰ میلیارد تومان میخرد و فرزند آن خانم را به او باز میگرداند و پول را به حساب ایران میریزد. برخی که از عراق میآیند، میگویند آنچنان ازدحامی در دفتر آیتالله سیستانی برای کمک به ایران شکل گرفته که اگر برای این افراد بخواهیم قبض صادر کنیم، یک ماه به طول میانجامد.
🔻من وقتی این قبیل داستانها را شنیدم به یاد جریانی افتادم. وقتی یحیی بن زید بن علی بن حسین از زندان بنی مروان آزاد شد، آن زنجیری که یحیی با آن بسته شده بود را آوردند بیرون که بفروشند. قیمتی روی این زنجیر گذاشته شد که هیچ کس نتوانست آن را بخرد. آمدند زنجیر را قطعه قطعه کردند هر قطعهای را به یک نفر فروختند و آن زنجیر شد نگین انگشتر و مسلمانان خراسان در نماز به دست کردند. این حوادث در گذشته بوده و الان هم رخ میدهد.
🔻با این وجود دشمن در پی این است که در صفوف مردم اختلاف ایجاد کند. میخواهند بگویند که حضور در خیابان دیگر کافی است و ضرورتی ندارد. حضور مردم باید تا زمان رفع فتنه پابرجا باشد. مسائل صلح و جنگ نیز از مسائل کلان کشور است و خدا را شکر کشور، رهبر، دولت و سپاه دارد. انشاءالله در فرصتی کوتاه خداوند دشمنان اسلام را خوار و دلیل کند.
👤 | ابوالقاسم علیدوست
🔖 | عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
🆔 @saissut
👤 | عزام التمیمی
🔖 | از چهره های اخوان مصر
🔻 ترامپ و نتانیاهو ممکن است اعلام کنند که جنگشان علیه ایران به پیروزی رسیده است. اما حقیقت کاملاً برعکس است.
🔻 جنگ آنها نتوانسته به هیچ یک از اهداف خود دست یابد، و ایران به لطف ایستادگی، مقاومت و فداکاری های خود، پیروز میدان بوده است.
🔻 غبار جنگ ممکن است بر خاورمیانه ای بنشیند که کاملاً متفاوت از چشم انداز نتانیاهو برای هژمونی کامل صهیونیستی است.
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | هشتم مارس؛ از شکوفههای میناب تا «سوژه تمدنساز»: هویتِ زن ایرانی؛ فراتر از «ظاهرگرایی تنزلیافته غربی»
🔻 هشتم مارس، روزی که در غرب به نمادی نمایشی از «روز زن» بدل گشته، ما در ایران، واقعیتِ متفاوتی را تجربه میکنیم. این روز، نه یک جشنِ صوری، بلکه یادآور تهاجم تلخی است که سرزمینمان را در برگرفته؛ تهاجمی که در آن، مدعیانِ «حقوق زنان و حقوق بشر»، با گستاخی و بیرحمی، حقوقِ مسلمِ انسانی را لگدمال میکنند. حادثهی دلخراشِ بمباران دختران میناب، جایی که ۱۶۸ دخترِ معصوم به خاک و خون کشیده شدند، گواهیِ عینی بر تناقضِ عریانِ مدعیانِ دفاع از حقوقِ زن در غرب است و این سئوال را پیش روی ما می کذارد که چگونه میتوان ادعای «آزادی زنان» را سر داد، در حالی که دختران معصوم میناب را در روزهای آغازینِ جنگ آمریکایی -صهیونی، هدفِ موشکهایِ خود قرار میدهند؟ این موضوع نه یک اتفاقِ ساده، بلکه تجلیِ بحرانِ عمیقِ تمدنی است که زن را در ابعادِ تنزلیافتهی «بدن» و «جسمانیت» خلاصه میکند، چنانکه رسوایی بزرگ «جفری اپستین» گواهیِ تلخ بر این مدعاست.
و اما در مقابلِ این نگاه تقلیلگرایانه به زن در غرب، با «زنِ ایرانی» مواجهیم؛ زنی که هویتش در تلاقیِ فرهنگ ایرانی و اسلامی، ساخته می شود، هویتی که نه ساخته و پرداختهی روایتهایِ جاعلانه غربی است، و نه قربانیِ نمایشهایِ سطحی. زنِ ایرانی، «سوژهای» است که در بزنگاهِ تاریخیِ انقلاب اسلامی، تولدی دوباره می یابد و انقلاب دریچهای نو به سویِ شناختِ اصیلِ برای او می گشاید و او را از قیدِ نگاههایِ ابزاری و تقلیلگرایانه می رهاند.
🔻 تبارِ این زن، به آنانی بازمیگردد که همواره در بطنِ تاریخِ این سرزمین، نقشِ «مراقبت» و «مقاومت» را بر عهده داشتهاند. او میراثدارِ همان زنانی است که در دورانِ دفاع مقدس، در قامتِ مادران، همسران، و پرستاران، حامیِ جبههها بودند و اکنون نیز، در مواجهه با تهاجمِ همهجانبهی دشمن، در خطِ مقدمِ نبرد ایستاده اند. او صرفاً یک «کنشگرِ» منفعل نیست؛ بلکه یک «مبارزِ» تمام عیاری است که در بطنِ میدانِ خطر، با روحیهی جهادی، از وطن، از خانواده، و از تمامیتِ ارزشهایِ دینی و انسانی پاسداری میکند.
🔻 این زن، نمادِ «اصالت اندیشه» و «صلابتِ روح» است؛ نه صرفاً «جسمی» که در ویترینِ غرب به نمایش گذاشته شود. او در بحبوحهیِ جنگ، با ارادهی پولادین، بنیانِ خانواده را پاس میدارد و همزمان، چون یک سربازِ دلیر، در دفاع از تمامیتِ ارضیِ میهن، نقشی حیاتی ایفا میکند.
🔻 در هشتم مارس، ما نه شکوهِ زنِ غربی را که در تناقضِ اعمال و گفتارش غرق شده، بلکه اوجِ «کنشگریِ مقاومت» و «ایستادگیِ تمدنساز» زنِ ایرانی را پاس میداریم؛ زنی که حقیقتِ وجودیِ خود را نه در نمایش، بلکه در میدانِ عمل و در دفاع از آرمانهایش، متجلی ساخته و بدینسان، الگویی اصیل و الهامبخش برایِ جهانیان ارائه میدهد.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
📆 | اسفند ۱۴۰۴
🆔 @saissut
📃 | *رهبر شهید انقلاب، ایران را به مرکز جهان منتقل کرد*
🔻اربعین شهادت رهبر مقاومت، تنها یک ایستگاه برای سوگواری نیست. بزنگاهی تاریخی برای بازخوانیِ نظمی است که این خون در رگهای فرهنگ سیاسی ما جاری کرده است. پرسش بنیادین این است «این شهادت چه تغییری در مختصات ما و جهان ایجاد کرد؟»
برای پاسخ، باید به ریشههای ایمان مردم نگریست. همان ظرفیت عظیمی که امام خمینی (ره) در عزاداریهای پس از رحلت آیتالله بروجردی کشف کرد و مدرس آن را «انبار باروت» نامید. شهادت رهبر شهید، جرقهای بر این انبار باروت بود که شعلههایش نظم کهنه جهانی را به چالش کشیده است.
🔻 *«اتحاد مقدس» تبدیل به «ملت مقدس» شد*
هنر بزرگ رهبر شهید، «تربیت اجتماع» از طریق ساخت افکار و عواطف بود. او جنگ ترکیبی را پیش از هر چیز در ساحت «روایتها» میدید. در نگاه ایشان، فرهنگ بر سیاست، اقتصاد و امور نظامی اشراف داشت حتی «اقتصاد مقاومتی» و «خودکفایی نظامی» محصول یک نگاه فرهنگی به مقوله استقلال بودند.
نقطه عطف این مسیر، مفهوم «قداست» است. اگر در جنگ ۱۲ روزه با تعبیر «اتحاد مقدس» روبهرو بودیم، امروز و پس از این چهل روز مقاومت، به مقام «ملت مقدس» رسیدهایم. این ارتقا، محصول مستقیم ریخته شدن خون «پیشوا» در میدان نبرد است. شهادت علنی رهبر در خط مقدم، با الهام از حماسه عاشورا، موجی از جوشش را ایجاد کرد که فراتر از دفاع از منافع ملی، به ریشههای عمیق تشیع و تاریخ انبیا پیوند میخورد.
🔻*پیوند بیسابقه هویت ملی و آرمان امتی*
در تاریخ معاصر، معمولاً حرکت به سمت ملیگرایی باعث کمرنگ شدن ابعاد بینالمللی میشود اما در نهضت اخیر، شاهد پدیدهای استثنایی هستیم؛ تقویت همزمان «ایران» و «امت». امروز حتی ایرانیان خارج از کشور و کسانی که لزوماً مذهبی نیستند، با عرق ملیِ ارزشمندی به میدان آمدهاند و همزمان، مردم یمن، عراق و لبنان، ایران را قلب تپنده خود میبینند.
این همافزایی، خط بطلانی بر دههها تبلیغات وهابیت و پانعربیسم کشید که ایران را بیگانه معرفی میکردند. الگوی «سرباز وطن» که پیشتر در چهره شهید سلیمانی تجلی یافته بود، اکنون در قامت رهبر شهید به یک نماد جهانی مبارزه با استعمار تبدیل شده است؛ پیشوایی که جرأت کرد شاخ قلدرمآبی آمریکا را بشکند.
🔻*عبور از «پیرامون» و استقرار در «مرکز» تمدن*
ریشه درگیری غرب با ما در نپذیرفتن «نظریه مرکز پیرامون» است. غرب پس از رنسانس، خود را «مرکز» مطلق جهان پنداشته و دیگران را «پیرامون» و پیرو میخواست. تاریخ بیداری ایران، از نهضت تنباکو تا امروز، تلاشی برای خروج از این وضعیت بوده است. اگر دهه اول انقلاب صرف تثبیت نظام شد، تمرکز رهبر شهید در دهههای بعد، بر انتقال ایران از وضعیت «پیرامونی» به ساحت «مرکزیت» بود. تغییر واژگان از «خاورمیانه» به «غرب آسیا» و ایستادگی در پرونده هستهای، نه یک لجبازی سیاسی، بلکه یک کنش تمدنی برای بازپسگیری جایگاه ایران بود. برخلاف کشورهایی که ثروتشان غارت شد چون در پیرامون ماندند، ایران به برکت این بیداری، دیگر اقمار هیچ قدرتی نخواهد بود.
🔻*نفی الگوی پوشالی «ژاپن اسلامی»*
سالهاست برخی جریانات الگوهایی چون «ژاپن اسلامی» را ترویج میکنند اما باید پرسید کشوری که مقاماتش مجبورند به خلبان بمبافکن اتمی هیروشیما ادای احترام کنند، چه استقلالی دارد؟ ما به دنبال توسعه در مدار پیرامونی غرب نیستیم. قدرت ما در پیوند «غیرت دینی» به «غرور ملی» است. ترکیبی که با شهادت رهبر مقاومت، ایران را به مرکزیت جهان منتقل کرد. عظمت رهبر شهید، حاصل ترکیب راهبردی سه عامل بود: «جغرافیای مقتدر ایران»، «ملت باهوش و با اراده» و «شخصیتبخشی انقلاب اسلامی». ایشان نشان داد که تقابل ما با استعمار، یک تاکتیک موقت نیست، بلکه ذاتیِ یک انقلابِ مرکزگراست. شهادت ایشان پردهها را کنار زد و اکنون، مأموریت تداوم این راهبرد کلان و تبدیل این شور عظیم به یک گفتمان ماندگار سیاسی، بر عهده خلف صالح ایشان است. ایران امروز، به برکت این خون، دیگر پیرامونِ کسی نیست؛ ایران، خودِ «مرکز» است.
👤 | موسی نجفی
🔖 | رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🆔 @saissut
👤 | عبدالعزیز الخاطر
🔖 | نویسنده و کارشناس قطری
🔻 جهان به سمت نیروهای دیگری در حرکت است، ارزانتر و کارآمدتر، و در این مسیر بسیاری از کشورها با یکدیگر برابر خواهند شد و مفهوم قطب واحد به تدریج از بین خواهد رفت.
◀️ ایران و غزه معادله را تغییر دادند.
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut