📃 | هشتم مارس؛ از شکوفههای میناب تا «سوژه تمدنساز»: هویتِ زن ایرانی؛ فراتر از «ظاهرگرایی تنزلیافته غربی»
🔻 هشتم مارس، روزی که در غرب به نمادی نمایشی از «روز زن» بدل گشته، ما در ایران، واقعیتِ متفاوتی را تجربه میکنیم. این روز، نه یک جشنِ صوری، بلکه یادآور تهاجم تلخی است که سرزمینمان را در برگرفته؛ تهاجمی که در آن، مدعیانِ «حقوق زنان و حقوق بشر»، با گستاخی و بیرحمی، حقوقِ مسلمِ انسانی را لگدمال میکنند. حادثهی دلخراشِ بمباران دختران میناب، جایی که ۱۶۸ دخترِ معصوم به خاک و خون کشیده شدند، گواهیِ عینی بر تناقضِ عریانِ مدعیانِ دفاع از حقوقِ زن در غرب است و این سئوال را پیش روی ما می کذارد که چگونه میتوان ادعای «آزادی زنان» را سر داد، در حالی که دختران معصوم میناب را در روزهای آغازینِ جنگ آمریکایی -صهیونی، هدفِ موشکهایِ خود قرار میدهند؟ این موضوع نه یک اتفاقِ ساده، بلکه تجلیِ بحرانِ عمیقِ تمدنی است که زن را در ابعادِ تنزلیافتهی «بدن» و «جسمانیت» خلاصه میکند، چنانکه رسوایی بزرگ «جفری اپستین» گواهیِ تلخ بر این مدعاست.
و اما در مقابلِ این نگاه تقلیلگرایانه به زن در غرب، با «زنِ ایرانی» مواجهیم؛ زنی که هویتش در تلاقیِ فرهنگ ایرانی و اسلامی، ساخته می شود، هویتی که نه ساخته و پرداختهی روایتهایِ جاعلانه غربی است، و نه قربانیِ نمایشهایِ سطحی. زنِ ایرانی، «سوژهای» است که در بزنگاهِ تاریخیِ انقلاب اسلامی، تولدی دوباره می یابد و انقلاب دریچهای نو به سویِ شناختِ اصیلِ برای او می گشاید و او را از قیدِ نگاههایِ ابزاری و تقلیلگرایانه می رهاند.
🔻 تبارِ این زن، به آنانی بازمیگردد که همواره در بطنِ تاریخِ این سرزمین، نقشِ «مراقبت» و «مقاومت» را بر عهده داشتهاند. او میراثدارِ همان زنانی است که در دورانِ دفاع مقدس، در قامتِ مادران، همسران، و پرستاران، حامیِ جبههها بودند و اکنون نیز، در مواجهه با تهاجمِ همهجانبهی دشمن، در خطِ مقدمِ نبرد ایستاده اند. او صرفاً یک «کنشگرِ» منفعل نیست؛ بلکه یک «مبارزِ» تمام عیاری است که در بطنِ میدانِ خطر، با روحیهی جهادی، از وطن، از خانواده، و از تمامیتِ ارزشهایِ دینی و انسانی پاسداری میکند.
🔻 این زن، نمادِ «اصالت اندیشه» و «صلابتِ روح» است؛ نه صرفاً «جسمی» که در ویترینِ غرب به نمایش گذاشته شود. او در بحبوحهیِ جنگ، با ارادهی پولادین، بنیانِ خانواده را پاس میدارد و همزمان، چون یک سربازِ دلیر، در دفاع از تمامیتِ ارضیِ میهن، نقشی حیاتی ایفا میکند.
🔻 در هشتم مارس، ما نه شکوهِ زنِ غربی را که در تناقضِ اعمال و گفتارش غرق شده، بلکه اوجِ «کنشگریِ مقاومت» و «ایستادگیِ تمدنساز» زنِ ایرانی را پاس میداریم؛ زنی که حقیقتِ وجودیِ خود را نه در نمایش، بلکه در میدانِ عمل و در دفاع از آرمانهایش، متجلی ساخته و بدینسان، الگویی اصیل و الهامبخش برایِ جهانیان ارائه میدهد.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
📆 | اسفند ۱۴۰۴
🆔 @saissut
📃 | *رهبر شهید انقلاب، ایران را به مرکز جهان منتقل کرد*
🔻اربعین شهادت رهبر مقاومت، تنها یک ایستگاه برای سوگواری نیست. بزنگاهی تاریخی برای بازخوانیِ نظمی است که این خون در رگهای فرهنگ سیاسی ما جاری کرده است. پرسش بنیادین این است «این شهادت چه تغییری در مختصات ما و جهان ایجاد کرد؟»
برای پاسخ، باید به ریشههای ایمان مردم نگریست. همان ظرفیت عظیمی که امام خمینی (ره) در عزاداریهای پس از رحلت آیتالله بروجردی کشف کرد و مدرس آن را «انبار باروت» نامید. شهادت رهبر شهید، جرقهای بر این انبار باروت بود که شعلههایش نظم کهنه جهانی را به چالش کشیده است.
🔻 *«اتحاد مقدس» تبدیل به «ملت مقدس» شد*
هنر بزرگ رهبر شهید، «تربیت اجتماع» از طریق ساخت افکار و عواطف بود. او جنگ ترکیبی را پیش از هر چیز در ساحت «روایتها» میدید. در نگاه ایشان، فرهنگ بر سیاست، اقتصاد و امور نظامی اشراف داشت حتی «اقتصاد مقاومتی» و «خودکفایی نظامی» محصول یک نگاه فرهنگی به مقوله استقلال بودند.
نقطه عطف این مسیر، مفهوم «قداست» است. اگر در جنگ ۱۲ روزه با تعبیر «اتحاد مقدس» روبهرو بودیم، امروز و پس از این چهل روز مقاومت، به مقام «ملت مقدس» رسیدهایم. این ارتقا، محصول مستقیم ریخته شدن خون «پیشوا» در میدان نبرد است. شهادت علنی رهبر در خط مقدم، با الهام از حماسه عاشورا، موجی از جوشش را ایجاد کرد که فراتر از دفاع از منافع ملی، به ریشههای عمیق تشیع و تاریخ انبیا پیوند میخورد.
🔻*پیوند بیسابقه هویت ملی و آرمان امتی*
در تاریخ معاصر، معمولاً حرکت به سمت ملیگرایی باعث کمرنگ شدن ابعاد بینالمللی میشود اما در نهضت اخیر، شاهد پدیدهای استثنایی هستیم؛ تقویت همزمان «ایران» و «امت». امروز حتی ایرانیان خارج از کشور و کسانی که لزوماً مذهبی نیستند، با عرق ملیِ ارزشمندی به میدان آمدهاند و همزمان، مردم یمن، عراق و لبنان، ایران را قلب تپنده خود میبینند.
این همافزایی، خط بطلانی بر دههها تبلیغات وهابیت و پانعربیسم کشید که ایران را بیگانه معرفی میکردند. الگوی «سرباز وطن» که پیشتر در چهره شهید سلیمانی تجلی یافته بود، اکنون در قامت رهبر شهید به یک نماد جهانی مبارزه با استعمار تبدیل شده است؛ پیشوایی که جرأت کرد شاخ قلدرمآبی آمریکا را بشکند.
🔻*عبور از «پیرامون» و استقرار در «مرکز» تمدن*
ریشه درگیری غرب با ما در نپذیرفتن «نظریه مرکز پیرامون» است. غرب پس از رنسانس، خود را «مرکز» مطلق جهان پنداشته و دیگران را «پیرامون» و پیرو میخواست. تاریخ بیداری ایران، از نهضت تنباکو تا امروز، تلاشی برای خروج از این وضعیت بوده است. اگر دهه اول انقلاب صرف تثبیت نظام شد، تمرکز رهبر شهید در دهههای بعد، بر انتقال ایران از وضعیت «پیرامونی» به ساحت «مرکزیت» بود. تغییر واژگان از «خاورمیانه» به «غرب آسیا» و ایستادگی در پرونده هستهای، نه یک لجبازی سیاسی، بلکه یک کنش تمدنی برای بازپسگیری جایگاه ایران بود. برخلاف کشورهایی که ثروتشان غارت شد چون در پیرامون ماندند، ایران به برکت این بیداری، دیگر اقمار هیچ قدرتی نخواهد بود.
🔻*نفی الگوی پوشالی «ژاپن اسلامی»*
سالهاست برخی جریانات الگوهایی چون «ژاپن اسلامی» را ترویج میکنند اما باید پرسید کشوری که مقاماتش مجبورند به خلبان بمبافکن اتمی هیروشیما ادای احترام کنند، چه استقلالی دارد؟ ما به دنبال توسعه در مدار پیرامونی غرب نیستیم. قدرت ما در پیوند «غیرت دینی» به «غرور ملی» است. ترکیبی که با شهادت رهبر مقاومت، ایران را به مرکزیت جهان منتقل کرد. عظمت رهبر شهید، حاصل ترکیب راهبردی سه عامل بود: «جغرافیای مقتدر ایران»، «ملت باهوش و با اراده» و «شخصیتبخشی انقلاب اسلامی». ایشان نشان داد که تقابل ما با استعمار، یک تاکتیک موقت نیست، بلکه ذاتیِ یک انقلابِ مرکزگراست. شهادت ایشان پردهها را کنار زد و اکنون، مأموریت تداوم این راهبرد کلان و تبدیل این شور عظیم به یک گفتمان ماندگار سیاسی، بر عهده خلف صالح ایشان است. ایران امروز، به برکت این خون، دیگر پیرامونِ کسی نیست؛ ایران، خودِ «مرکز» است.
👤 | موسی نجفی
🔖 | رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🆔 @saissut
👤 | عبدالعزیز الخاطر
🔖 | نویسنده و کارشناس قطری
🔻 جهان به سمت نیروهای دیگری در حرکت است، ارزانتر و کارآمدتر، و در این مسیر بسیاری از کشورها با یکدیگر برابر خواهند شد و مفهوم قطب واحد به تدریج از بین خواهد رفت.
◀️ ایران و غزه معادله را تغییر دادند.
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | دختران میناب سوگ ماندگار
قبلا درمورد سوگ دختران میناب یادداشتی نوشتم، اما
نمیدانم چرا دلم آرام نمیگیرد.
شاید چون این بار نمیتوانم فقط بهعنوان یک جامعهشناس بنویسم…
این بار باید بهعنوان مادری بنویسم که از موهبت داشتن دختر بهرهمند است؛ مادری که شیرینی همدلی و زمزمهی مهر دختر را با گوشت و جانش حس کرده است.
میخواهم از دخترکانی بنویسم که صبحها با شور زندگی بیدار میشوند؛
با وسواس کودکانه، کیفشان را منظم میکنند، موهایشان را با دقت شانه میزنند و از بینظمی بیزارند.
هر صبح، دست در دستان مادر، راهی مدرسه میشوند تا هم دانش بیاموزند و هم دنیای کوچک و صادقانهی کودکی را زندگی کنند — بازی، قهر، آشتی، خنده.
و وقتی زنگ آخر میخورد، در دلشان شادی بازگشت به آغوش مادر میجوشد.
میخواهند زودتر برسند، جلو بزنند، و با زبانهای شیرین پرحرف و چشمهای درخشان بگویند:
«مامان، امروز چی برام آوردی؟»
اما در بمباران مدرسه شجره طیبه میناب،
حتی فرصت آن فریاد کوتاه «مامان!» را نیافتند.
آخرین نگاهشان، آخرین ترسشان، آخرین نالهشان هنوز در هوای آن مدرسه پخش است.
آن صداها، وجدان بشریت را تا ابد رها نخواهند کرد.
و باید پرسید:
بِأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟
به کدام گناه، کودک بودن چنین سزا یافت؟
لعنت بر استکباری که افتخار خونریزی را با دروغ دموکراس و آزادی میپوشاند،
و لعنت بر آنان که در برابر فاجعه، سکوت اختیار کردند —
سکوتی سنگینتر از ننگ.
باید از دختران میناب نوشت، از تکتکشان؛
از آن دفترها و مدادها که نیمهتمام ماند،
از آن نگاههای ناتمام، از رویای ساده مادرانهای که میان خاکستر جا گذاشته شد.
باید داستان تکتکشان را گفت تا حافظه جمعی بشر فراموش نکند
که جنایت علیه کودکان، مرز ندارد.
ننگ بر جهانی که چشمانش را بسته، گوشهایش را گرفته و حقیقت را واژگون روایت میکند.
این سوگ، فقط سوگ یک شهر نیست؛
سوگ انسانیت است — زخمی سرباز بر جسم وجدان جهانی که دیگر نباید خاموش بماند.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
📆 | اسفند ۱۴۰۴
🆔 @saissut
📃 | *آتشبس کوتاهمدت؛ به نفع ایران یا آمریکا؟*
🔻آتشبسهای کوتاهمدت در شوک جنگها معمولاً تنها یک توقف نظامی نیستند؛ بلکه بازتنظیم ادراک عمومی، بازآرایی روایتها و بازتوزیع قدرت نمادین هستند. در اینگونه آتشبسها، نه تنها وضعیت میدانی بلکه تفسیر افکار عمومی جهانی، بازیگران منطقهای و تحلیلگران بینالمللی نیز مهم قلمداد میشوند.
در ماجرای اخیر نیز بخش قابلتوجهی از تحلیلگران خارجی آتشبس دو هفتهای را نه نشانهای از توازن، بلکه نشانهای از دشواری آمریکا و اسرائیل در ادامه جنگ در همان سطح قبلی دانستهاند. این تفسیر، نه از منظر سیاسی، بلکه از منظر فرهنگ تحلیل امنیتی در غرب قابل فهم است؛ فرهنگی که «درخواست آتشبس ازجانب آمریکا و رژیم صهیونی در اوج درگیری» را غالباً نوعی پیام ضعف در قدرت استمرار عملیات میداند.
🔻*منطق «کاهش شدت» در مطالعات جنگ*
در ادبیات امنیتی غرب، یک اصل شناختهشده وجود دارد؛ وقتی طرفی که ابزار نظامی گستردهتری دارد و تقاضای آتشبس کوتاهمدت میدهد، برداشت مسلط این است که ادامه جنگ در همان شدت برایش پرهزینه شده است.
بسیاری از تحلیلگران خارجی از جمله پژوهشگران اندیشکدههایی مثل اندیشکده بینالمللی بحران (ICG) این آتشبس را نه نشانه توافق نهایی، بلکه نشاندهنده نیاز آمریکا به توقف فشارها تعبیر کردهاند.
در بسیاری از نوشتههای آنان دو نکته مشترک است؛
۱ـ آمریکا از نظر لجستیکی قبلاً هم محدودیتی برای اعزام تجهیزات نداشت، بنابراین آتشبس «فرصت لجستیکی جدیدی» ایجاد نکرده است.
۲ـ توقف کامل درگیریها معمولاً زمانی رخ میدهد که طرف قدرتمندتر به این نتیجه برسد که ادامه مسیر هزینههایی پیشبینینشده ایجاد خواهد کرد.
🔻*تفاوت «بازسازی قدرت» و «بزرگنمایی رسانهای»*
در برخی تحلیلها بهویژه در رسانههای آمریکایی نزدیک به پنتاگون این ادعا مطرح شد که آتشبس به آمریکا فرصت اعزام نیرو و تجهیزات جدید میدهد. اما در تحلیلهای مستقلتر غربی، این ادعا بیشتر یک روایت رسانهای برای آرامسازی افکار عمومی داخلی ارزیابی شد. دلایل این گروه از تحلیلگران؛
۱ـ آمریکا پیش از آتشبس هیچ محدودیت عملیاتی برای جابهجایی نیرو، تجهیزات یا ناوها نداشت.
۲ـ اگر ایالات متحده نیاز حیاتی به جبران ضعف داشت، افزایش نیرو را در همان زمان درگیری انجام میداد.
۳ـ پروتکلهای نظامی آمریکا بر «استمرار عملیات» تأکید دارند، نه بر «تجدید قوا از طریق توقف کامل جنگ».
بنابراین در این نگاه، تصور اینکه آتشبس دو هفتهای «فرصت نظامی طلایی» در اختیار آمریکا قرار داده باشد، نمادین و رسانهای تلقی شده است، نه عملیاتی.
🔻*تنگه هرمز؛ محور اصلی برداشت تحلیلگران خارجی*
در نگاه راهبردی بینالمللی، تنگه هرمز مهمترین متغیر ادراکی در این آتشبس تلقی شده است. دهها گزارش خارجی از جمله فایننشال تایمز، المانیتور، آسیا تایمز، لوموند و...بر این نکته تأکید کردهاند که
۱ـ ایران کنترل و ابتکار عمل در هرمز را در دوره درگیری حفظ کرده است.
۲ـ آتشبس موجب واگذاری هیچیک از اهرمهای ژئوپلیتیک ایران نشده است.
۳ـ حتی با آتشبس، «نامشخص بودن رفتار ایران در تنگه» خود یک ابزار بازدارندگی نرم به شمار میرود.
در این تحلیلها حفظ وضع موجود در هرمز به معنی آن است که چیزی از دست نرفته، و از نگاه ادراکی، طرفی که ابزار حیاتی را حفظ میکند معمولاً بیشترین بهره ادراکی را از آتشبس میبرد.
🔻*منظر فرهنگی ـ ادراکی*
از منظر فرهنگی ـ اجتماعی، آتشبسها همیشه دو وجه دارند؛ وجه ظاهری (توقف درگیری) و وجه ادراکی (اینکه افکار عمومی جهانی توقف را چگونه معنا میکند)
در این رخداد، برداشت بخش قابلتوجهی از تحلیلگران خارجی چنین بوده است؛
۱ـ آمریکا و اسرائیل در موضعی قرار گرفتهاند که ادامه جنگ در همان شدت، هزینههای غیرقابل پیشبینی داشت.
۲ـ ایران در موضعی قرار گرفته که چیزی از دست نمیدهد و ابزارهای اصلی خود را حفظ میکند.
۳ـ راهبرد تهران در تثبیت کنترل خود بر هرمز، در نگاه تحلیلگران، حفظ اهرم فشار بدون واگذاری امتیاز ارزیابی شده است.
🔻از نگاه طیف قابلتوجهی از تحلیلگران بینالمللی، آتشبس دو هفتهای؛ نه فرصتی جدید برای آمریکا جهت تجهیز نیروهاست، نه واگذاری امتیازی از سوی ایران. در مقابل، از آنجا که ایران ابزار راهبردی اصلی خود (تنگه هرمز) را حفظ کرده، امتیازی عملی واگذار نکرده و ساختار بازدارندگیاش تغییری نکرد، لذا این آتشبس بهمثابه تثبیت وضعیتی است که نسبت به مرحله قبل برای ایران کمهزینهتر و برای آمریکا و اسرائیل پرهزینهتر بوده است. و در نتیجه میتوان گفت که به احتمال زیاد آتشبس برای آمریکاییها پنجره خروج آبرومندانه از جنگ باشد.
👤 | احمد کوثری
🔖 | مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
🆔 @saissut
7529610623646506753_321308915057949.pdf
حجم:
62K
📃 | جامعهٔ پیشرو و سینمای عقبمانده.
👤 | زهره حسنی خوشبخت
🔖 | پژوهشگر حوزه زنان و رسانه
🖇 | کارشناسی ارشد رشتهٔ مطالعات زنان دانشگاه خوارزمی
🖇 | کارشناسی ارشد رشتهٔ دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
🆔 @saissut
✍ | منشأ مشکلات آمریکاست
👤 | بدر الیحمدی
🔖 | کارشناس عمانی
🔻 تا همین اواخر، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ایران همگی در صلح و امنیت و همکاری تجاری و اقتصادی گستردهای به سر میبردند، اما این وضعیت برای صهیونیستها و آمریکاییها خوشایند نبود، بهویژه پس از آمدن «رئیسجمهور نارنجی» که پیمانشکنی میکند و توسط یک جنایتکار جنگی شناختهشده مدیریت میشود. آنها میان این کشورها فتنه افکندند، آنها را از هم جدا کردند و دشمن یکدیگر ساختند. ما از کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران دعوت میکنیم تا به روابط عادی پیشین خود بازگردند، به حق همسایگی احترام بگذارند و دشمن خارجی را از منطقه بیرون برانند.
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *بلوغ زبان بین الملل؛ دستاورد پنهان جنگ رمضان*
🔻 کنشگری بینالمللی و تبدیل شدن به یک قدرت جهانی الزامات مختلفی دارد. زیرساختهای اقتصادی، توانمندی نظامی و توسعه اجتماعی از ملزومات قطعی هر کشوری است که میخواهد در سطح جهانی نقشآفرینی کند. یکی از مهمترین این لوازم یافتن زبان گفتگو با مخاطب جهانی است که در عرصه بینالملل به دیپلماسی عمومی تعبیر میشود. دیپلماسی عمومی شاخهای از دیپلماسی است که دولتها در مواجهه با سایر کشورها، بهجای تمرکز بر دولتهای رقیب، مستقیماً مردم، نخبگان، گروههای مدنی و افکار عمومی کشور هدف را مورد خطاب قرار میدهند تا بر برداشتها و نگرشها تأثیر بگذارند و منافع ملی تأمین شود. این نوع دیپلماسی که زیرمجموعه قدرت نرم است، از طریق جاذبه، اقناع و داستانسرایی هویتمحور عمل میکند.
🔻 در خلال جنگ رمضان، یکی از دستاوردهای مهم جمهوری اسلامی موفقیت چشمگیر در دیپلماسی عمومی بود و مسئولان و رهبران جمهوری اسلامی در این جنگ به نوعی بلوغ در چگونگی رساندن پیامهای خود به مخاطب بینالمللی فائق آمدند. این بلوغ را میتوان در سه حوزه بررسی کرد.
🔻 نخست، رهبران سیاسی و نظامی که با استفاده از دیپلماسی عمومی توانستند ارتباط مستقیم با مخاطب بینالمللی برقرار کنند. پیامهای انگلیسی شهید لاریجانی، دکتر قالیباف، دکتر عراقچی و برخی فرماندهان نظامی نمونههایی از این موفقیتاند که بهلحاظ زبانی باکیفیت و بهلحاظ محتوایی شامل استفاده از شکافهای جبهه دشمن، طنزهای سیاسی و انتقال مستقیم پیروزیها بوده و حتی سوژه برخی خبرگزاریهای بزرگ شدند.
🔻 حوزه دوم، سفارتخانههای ایران است. این ساختارها با توجه به ارتباط نزدیک با فرهنگ و جامعه کشور مقصد، فرصتی کمنظیر برای تأثیرگذاری داشتند. پیامها و پستهای سفارت ایران در تاجیکستان، فیلیپین، آفریقای جنوبی، ارمنستان، انگلستان و دیگر کشورها نمونهای از این دستاورد است. برجستهسازی تناقضهای رهبران کاخ سفید، پاسخ به توهینها، و توجه به نقضهای حقوق بشری از جلوههای این بلوغ بود. از این رو سفارتخانهها باید این توانمندی را حفظ و ارتقا دهند.
🔻 حوزه سوم، ساخت انیمیشنهای کوتاه و کلیپهای احساسی به زبانهای بینالمللی بود که بازنشر گستردهای در شبکههای اجتماعی پیدا کرد و حتی مسدودسازی برخی صفحات را در پی داشت. کیفیت و جذابیت این تولیدات پرسشهایی درباره تیم تولید آنها ایجاد کرد و خود به برگ مهمی در دیپلماسی عمومی تبدیل شد.
🔻 خلاصه آنکه دستآوردها و پیروزهای جنگ رمضان منحصر به عرصههای نظامی و اقتصادی نیست و پیروزیهای اجتماعی، سیاسی و رسانهای نه تنها باید حفظ، بلکه باید به صورت ساختارمند توسعه و ارتقا یابد. یادمان باشد یک قدرت جهانی در همه ابعاد باید ابزارهای بینالمللی و فراملی داشته باشد.
👤 | سیدهادی ساجدی
🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
🆔 @saissut
📃 | *جنگ رمضان موازنۀ قدرت را به نفع ایران تغییر داد*
🔻آنچه در تحولات اخیر و ذیل عنوان «جنگ رمضان» گذشت، تنها یک برخورد نظامی میان دو جبهه نبود بلکه آزمونی بزرگ برای اعتبارسنجی قدرت ملی ایران در قرن جدید محسوب میشد. واشنگتن که سالها راهبرد خود را بر مثلث «مهار، محدودیت و محرومسازی» استوار کرده بود، با این تصور که رگهای حیاتی اقتصاد ایران زیر فشار تحریمها بریده شده و کشور در حالت احتضار است، به سیم آخر زد.
هدف آنها در این نبرد، دیگر صرفاً تهدید توان هستهای یا موشکی نبود. آنها صراحتاً برای «تغییر نظام سیاسی» و ضربه نهایی به میدان آمدند. اما امروز، در حالی که غبار نبرد تا حدودی فرونشسته، واقعیت میدان حکایت دیگری دارد.
🔻*خطای محاسباتی در شبیهسازی مدل ونزوئلا*
بزرگترین لغزش استراتژیک غرب، تلاش برای بازسازی «مدل ونزوئلا» در خاک ایران بود. استراتژیستهای کاخ سفید با این پیشفرض که ایران در ضعیفترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد، سیاستی موسوم به «رگزنی» را دنبال کردند. آنها منتظر بودند با اولین جرقههای جنگ، بدنه اجتماعی فرو بپاشد و مردم با وعدۀ «کمک در راه است» به خیابانها بریزند. اما ملت ایران با تکیه بر عرق ملی و انسجام حول محور فرماندهی کل، این محاسبات را ابطال کردند. «قدرت مردمپایه» نشان داد که هویت تمدنی ایران، با فشارهای بیرونی نه تنها نمیشکند، بلکه صیقل میخورد.
🔻*خروج گزینه نظامی از روی میز و ایجاد مصونیت جدید*
دستاورد بزرگ این نبرد ۴۰ روزه، تبدیل قدرت «بالقوه» ایران به قدرت «بالفعل» بود. اگر دفاع مقدس هشت ساله، امنیت ایران را برای سه دهه تضمین کرد، جنگ رمضان یک «مصونیت امنیتی» جدید و پایدار ایجاد کرد. ابطال گزاره «ایران ضعیف» باعث شد حتی شخصی چون ترامپ که وعده پایان ۴ روزه کار را میداد، با شگفتی از طولانی شدن جنگ، اعتراف کند که با یک «کشور قدرتمند» روبروست. امروز دیگر گزینه نظامی یک اهرم فشار معتبر نیست، بلکه یک بنبست راهبردی برای متجاوز است.
🔻*مدیریت هوشمند هرمز سلاح راهبردی جدید ایران*
یکی از نتایج غیرمنتظره این نبرد، تبدیل «تنگه هرمز» از یک ظرفیت جغرافیایی به یک سلاح بازدارنده فعال بود. ایران نشان داد که بدون نیاز به انسداد فیزیکی، قادر به «مدیریت و کنترل هوشمند» این شریان حیاتی است. این ظرفیت اکنون مانند یک «چک سفید امضا» در دستان تهران است. ابزاری برای تضمین صلح و مهار هرگونه بدعهدی در آینده. برخلاف برجام که نقد میدادیم و نسیه میگرفتیم، مدیریت امنیت هرمز یک «تضمین عینی» است که هر لحظه قابلیت نقد شدن در برابر زیادهخواهی غرب را دارد.
🔻*هستهای از لیست مذاکره حذف شد*
جنگ رمضان باعث شد موضوع هستهای از اولویت اول آمریکا به انتهای لیست سقوط کند. هزینههای گزاف نبرد و اثبات شکستناپذیری ایران، دغدغه اصلی غرب را از «حق غنیسازی» به «بازگشایی مسیرهای انرژی» و «مهار قدرت منطقهای ایران» تغییر داده است. در همین حال، متحدان منطقهای آمریکا نیز دریافتند که «امنیت برونسپاریشده» سرابی بیش نیست. پایگاههایی که قرار بود سپر بلای آنها باشند، خود به هدف مبدل شدند. واقعیت ژئوپلیتیک این است؛ آمریکا منطقه را ترک میکند، اما ایران همسایه همیشگی خواهد ماند.
🔻*گذار به نظم جهانی چندقطبی با محوریت ایران*
در نهایت، این نبرد پیامهای مهمی برای پکن و مسکو داشت. قدرتنمایی ایران و نمایش آسیبپذیری سیستمهای گرانقیمت پدافندی غرب (نظیر تاد و پاتریوت) در برابر قدرت بازتولید سریع موشکی ایران، جایگاه بینالمللی ما را تثبیت کرد. ایران دیگر نه فقط یک بازیگر منطقهای، بلکه یک «وزنۀ استراتژیک» در نظم نوین جهانی است؛ نظمی که در آن قدرت آمریکا دیگر محور اصلی نیست و قطبهای جدید قدرت با تکیه بر مقاومت میدانی ظهور کردهاند.
ما اکنون از میدان نظامی وارد میدان دیپلماسی شدهایم. پیروزی در این مرحله نیازمند همان وحدت گفتمانی است که در روزهای نبرد شاهد بودیم؛ چرا که در دنیای سیاست، پادزهر قدرت، تنها و تنها «قدرت» است.
👤 | جلال دهقانی فیروزآبادی
🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
🆔 @saissut
👤 | وئام وهاب
🔖 | از سیاستمداران دروزی لبنانی
🔻 مواجهه ایران با ترامپ هزینههای زیادی برایش داشت، اما در عین حال دنیا را جرات مقابله با او داد.
🔻 این برخورد شخصیتی غیر منسجم و غیرمتوازن را به نمایش گذاشت که زیاد توضیح میدهد و دستاوردهای کوچک را بزرگ نشان میدهد
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *رستاخیز عالم ایرانی-اسلامی*
🔻تاریخ همواره صحنۀ نبرد قدرتها بوده است، اما آنچه امروز در جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران میگذرد، فراتر از یک درگیری مرزی یا ستیزی بر سر منافع مادی همچون نفت و خاک است. ما در میانۀ «دفاع مقدس تمدنی» هستیم. «دفاع» از آن جهت که برخلاف جنگهای تجاوزکارانه، این یک پایداری عادلانه در برابر تهاجم همهجانبۀ نظم جهانی است. اما چرا این دفاع، صبغهای «تمدنی» دارد؟
🔻*دفاع تمدنی*
برای درک عمق ماجرا باید به تجربههای تاریخی دیگر نگریست. مردم ویتنام سه دهه حماسه آفریدند و در برابر ژاپن، فرانسه و آمریکا ایستادند اما حرکت آنها یک «دفاع تمدنی» نبود. چون پارادایم هدایتکنندۀ آنها ترکیبی از ناسیونالیسم و سوسیالیسم، ریشه در خودِ عالم مدرن داشت. این موضوع در مورد انقلابهای چین، هند و حتی روسیه ۱۹۱۷ نیز صادق است. آنها در زمین بازی غرب و با قواعد نظری غربی مبارزه میکردند.
انقلاب اسلامی ایران، رخدادی از جنسی دیگر بود. ایران با این انقلاب، گفتمانی را مطرح کرد که اساساً خارج از مرزهای تمدن غرب مدرن قرار دارد. همانگونه که ارنست نولته میگوید، اسلام انقلابی یک «مقاومت رادیکال» در برابر تمدن غرب است. ما در ایران شاهد یک «زایش تمدنی» هستیم؛ جایی که عالم ایرانی-اسلامی پس از قرنها انفعال، دوباره متولد شده است. تمدنی بودن یک مقاومت، نه به ابعاد نظامی، بلکه به ماهیت پارادایم هدایتگر آن وابسته است.
🔻*ریشههای عالم ایرانی-اسلامی*
ایران دارای هویتی تاریخی است که از دورهای به بعد با اسلام پیوندی ارگانیک برقرار کرد و «عالم ایرانی-اسلامی» را ساخت. اما از حدود دو قرن پیش، استعمار غرب مدرن با تمام توان کوشید این هویت تمدنی را از ما بگیرد. از دورۀ ناصری تا پایان دهۀ پنجاه، ما درگیر یک «شبهمدرنیته» تحمیلی بودیم که قصد داشت ما را به زائدهای از نظم جهانی تبدیل کند.
در تمام آن سالها، ما در موضع انفعال بودیم. اگر جنگی رخ میداد، غالباً با شکست، اشغال یا تجزیه همراه بود؛ از جنگهای جهانی اول و دوم که ایران پل پیروزی دیگران شد تا جدایی بحرین در سال ۱۹۷۱. اما انقلاب اسلامی نقطه پایان این انفعال ۲۰۰ ساله بود. جنگ هشتساله، اولین «جنگ میهنی» واقعی ما بود که در آن برای اولین بار، مردم نه برای یک پادشاه یا یک ایل، بلکه برای حقیقت یک «عالم تمدنی» که در سیمای امام خمینی (ره) متجلی شده بود، ایستادند.
🔻*از نظامسازی تا دولت-ملتسازی*
این زایش تمدنی دو مرحلۀ اساسی را پشت سر گذاشته است. امام خمینی (ره) با نظامسازی، سنگبنای تخریب نظم کهنه و پیریزی شالوده جدید را گذاشت. در دوران آیتالله خامنهای، ما از مرحله سلبی عبور کرده و به سمت معماری یک «نظم جدید» حرکت کردیم. بزرگترین میراث ایشان برای تاریخ معاصر، معماری پروژه «دولت-ملت» با تکیهگاه نظری «امت و امامت» است. پیوند میان این دو مفهوم توسط «ولایت» برقرار شده تا تمدن نوین ایرانی-اسلامی نه در حرف، بلکه در ساحت نهادسازی و اقتدار ملی تجسم یابد. غرب دقیقاً از همین «نهادینه شدن» و تبدیل شدن یک فکر به یک «قدرت مقتدر» میترسد.
🔻*تلاش آمریکا برای مهار*
علت اصلی کینهتوزی نظام سلطه با ایران، همین استقلال پارادایمیک است. آمریکا هرگز یک قدرت مستقل که خارج از مدار مدرنیته تنفس کند را بر نمیتابد. آنها برای مهار این زایش تمدنی، دو راهبرد را همزمان پیش میبرند؛ نخست، تحمیل جنگهای فرسایشی و دوم، اجرای طرح «خاورمیانه بزرگ» برای تجزیه و مینیاتوریزه کردن کشورهای منطقه. هدف آنها این است که ایران را به پنج یا شش کشور کوچک و بیخطر تبدیل کنند تا امنیت اسرائیل و سیطرۀ انرژیشان تضمین شود.
🔻 *«استقلال ملی»؛ تنها مسیر*
در این میان، جریانهای ویرانیطلب با دوگانهسازیهای کاذب همچون «معیشت در برابر استقلال»، سعی در فریب افکار عمومی دارند. اما حقیقت این است که وابستگی به امپریالیسم برای هیچ ملتی رفاه پایدار نیاورده است. استقلال، پیشنیاز اقتصاد قوی است. اگر امروز از هویت تمدنی و توان بازدارندگی خود دفاع نکنیم، فردا علاوه بر فقر، اسارت و تجزیه را هم تجربه خواهیم کرد. امروز هزینۀ سنگینی برای دفاع از این زایش تمدنی میدهیم؛ زیرساختهای ما هدف قرار میگیرند و فشارهای اقتصادی مضاعف میشود. اما همین حملات دشمن، ناخواسته پرده از دستاوردهای عظیم چهل ساله برداشت. دشمن به دنبال ویرانی است چون میبیند ایران به قطب داروسازی، فولاد و تکنولوژی منطقه بدل شده است. ما این بناهای آسیبدیده را دوباره خواهیم ساخت، چرا که ارادۀ ناشی از یک «رستاخیز تمدنی» شکستناپذیر است. ایران آینده، نه یک شبهکشور وابسته، بلکه قطب تمدنیِ نظمی نوین خواهد بود.
👤 | شهریار زرشناس
🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه سوره
🆔 @saissut
📃 | *جنگ رمضان و خروج ایران از ذیل تاریخ غرب*
🔻همزمان با کاهش قدرت دولت صفوی، تفکر و اندیشه در ایران نیز از قلههایی که ملاصدرا، شیخ بهایی و ... فتح کرده بودند به سراشیبی سقوط فرو افتاد. در زمانهای که فیلسوفان دوران جدید مشغول بنای تمدن غرب بودند و رسیدن دنیای جدیدی را نوید میدادند، چراغ تفکر در ایران به خاموشی گرایید.
🔻در این هنگام که ضعف و زوال ما در مقابل رشد و توسعه غرب برای همگان عیان شده بود، روشنفکران ایرانی، به خصوص آنهایی که تجربه حضور در مغرب زمین را داشتند مرعوب تمدن جدید شده و تحت تاثیر اندیشههای غربی، راه برون رفت از ضعف و زوال را در غرب مدرن جست و جو کردند. به عبارت دیگر اصالت فرهنگ و تمدن ایرانی – اسلامی از میان رفت و با گرایش افراط گونه به غرب مدرن، تاریخ ما ذیل تاریخ غرب در آمد.
🔻این اتفاق تنها به حوزه اندیشه و تفکر محدود نماند و در سایر حوزهها از جمله سیاست و ژئوپولتیک نیز خود را نشان داد که نمونههای متعددی از این موضوع در دوران قاجار و پهلوی قابل مشاهده میباشد.
🔻بر همین اساس گفتار و رفتار روشنفکران و فعالان فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران در جهت غربی شدن از فرق سر تا نوک پا تنظیم شد. به عبارت دیگر تاریخ ما در دوره مذکور بازتابی از تاریخ غرب بود. با این فرض میتوانیم رد ناسیونالیسم و تاریخنگاری جدید، مشروطیت، دیکتاتوری منور، غربزدگی و بازگشت به خویشتن و مواردی از این دست در ایران را در اندیشه غرب پیدا کنیم.
🔻در این شرایط هرچند افرادی همچون شهید شیخ فضل الله نوری با آگاهی از نیات و اهداف روشنفکران غرب گرا در جهت نابودی تمدن ایرانی – اسلامی به مقابله با این سیل ویرانگر پرداختند اما به دلایل متعددی این مقاومت ها راه به جایی نبرد و به دار کشیدن شیخ فضل الله به یکی از تراژیکترین اتفاقات تاریخ ایران تبدیل شد.
🔻در این میان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی آغازی بود بر تلاشی هدفمند و گسترده برای خروج ایران از ذیل تاریخ غرب. در دورانی که مارکسیسم به عنوان علم انقلاب پذیرفته شده بود، حضرت امام خمینی با تکیه بر مبانی فقهی، فلسفی و عرفانی اسلام، انقلابی را به سرانجام رساند که به هیچ یک از ابرقدرتهای شرق و غرب وابستگی نداشت؛ ابرقدرتهایی که علیرغم همه اختلافات و درگیریها، هردو زاده مدرنیته و معتقد به آرمان ها و ارزشهای آن بودند. شاید به همین دلیل بود که دو قطب متضاد، در تلاش برای نابودی جمهوری اسلامی تازه تأسیس متحد شده و با پشتیبانی از صدام، مقدمات جنگ تحمیلی ۸ ساله را فراهم کردند.
🔻پیروزی انقلاب اسلامی ضربه مهلکی بر پیکرۀ جریان غربگرا وارد کرد اما باعث نابودی آن نشد و این جریان در بزنگاههای تاریخی با توجه به مبانی غربی و در واکنش به تحولات غرب مدرن اقداماتی را صورت داد. مواردی همچون تعدیل اقتصادی، خصوصی سازی، گفتوگوی تمدنها و ... در همین چارچوب قابل تحلیل است. به عبارت دیگر ایران به جای این که کنشگری فعال باشد، به کنشگری منفعل تبدیل شده بود که متناسب با اتفاقات رخ داده در جهان به انجام واکنشهایی در همان چارچوب مبادرت میورزید.
🔻شاید حضرت امام خمینی نیز به همین آسیب نظر داشتند که فرمودند: «ما از شر رضاخان و محمدرضا خلاص شدیم، لکن از شر تربیت یافتگان غرب و شرق به این زودیها نجات نخواهیم یافت. اینان برپا دارندگان سلطه ابرقدرتها هستند و سرسپردگانی میباشند که با هیچ منطقی خلع سلاح نمیشوند.»
🔻امروز صفحه دیگری از تلاش ایرانیان برای خروج از ذیل تاریخ غرب در حال ورق خوردن است. صفحهای که خواندن آن برای غرب ممکن نبوده و نخواهد بود. هنگامی که سیل تجهیزات، و تسلیحات به سمت منطقه سرازیر بود، آمریکایی ها براساس منطق دنیایی خودشان تسلیم بیقید و شرط جمهوری اسلامی ایران را حتمی میدانستند. اما پاسخی که دریافت کردند «اِنَّ مَعِیَ رَبّی»، «لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» و «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید» بود. برای شخصی مثل ترامپ که همه چیز را در این جهان مادی و ابزارهای آن میبیند، تسلیم نشدن رهبر شهید انقلاب اسلامی علیرغم اینکه از نظر موازنه مادی، کفه ترازو به نفع ایالات متحده آمریکا سنگینی میکرد، تعجب آور بود.
🔻همان طور که معمولا اتفاقات بزرگ و تغییر مختصات جهان در سایه جنگها شکل میگیرد، این امید وجود دارد که با پیروزی در جنگ رمضان و تثبیت دستاوردهای آن، تلاشهای رهبر فقید و رهبر شهیدمان به نتیجه رسیده و جمهوری اسلامی ایران بالاخره از شر تربیت یافتگان غرب و شرق رها شود.
👤 | محمد پازوکی
🔖 | دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران
🆔 @saissut