چو غرق خاطراتمو غریق بی نجاتمو بی خواب و زابراهمو طوفان حال ِ من ..
تاریکم ..
خلاصه ی همه ی رنج های ما این است
پرنده ای که دل آورده بود، دل برده است
_فاضل نظری
- سمآء ؛ ¹¹⁰ .
منم بلدم بَد باشم، اما بعدش حالم از خودم بهم میخوره.
احساس میکنم چنلم قبلا وایب بهتری داشت ..
*میدونی شاید اینکه هی همه ترکم میکنن باعث میشه هی فکر کنم که شاید من به اندازه کافی خوب و کامل نیستم-