eitaa logo
دکتر مرعشی
2.5هزار دنبال‌کننده
520 عکس
792 ویدیو
92 فایل
این کانال برای ارائه مباحث علمی و معرفتی ایجاد شده است. دکتر مرعشی: پزشک و متخصص روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز. شماره نظام پزشکی ۳۷۳۵۶. شماره عضویت نظام روانشناسی 8324. شماره پروانه نظام روانشناسی 3024
مشاهده در ایتا
دانلود
امام علی(ع) درباره مقام شفاعت پدر بزرگوارشان می‌فرمایند: قسم به کسی که محمد را به حق به پیامبری برگزید، اگر پدرم (حضرت ابوطالب) در حق همه گناهکاران روی زمین شفاعت کند، خداوند می‌پذیرد.
امشب که شب مبعث احمد باشد مشمول همه عطای سرمد باشد یارب چه شود طلوع صبح فردا صبح فرج آل محمد باشد عید سعید مبعث برشما همراهان عزیز تبریک و تهنیت باد
روشن است که قصه تکامل از مشاهده شباهتهای میان موجودات زنده، در ذهن صاحبان آن شکل گرفته است و قدرت خیال پردازی، آنان را به سوی ساختن این قصه سوق داده است. اما می توان قصه های دیگری هم ساخت. آیا هر گاه دو یا چند چیز واجد شباهت هائی به یکدیگر باشند الزاما از یکدیگر بوجود آمده اند یا با هم خویشاوندند؟ چرا فرض نکنیم که اینها بر اساس طرح مشترکی به وجود آمده اند مانند شباهت کرات آسمانی به یکدیگر؟ یا شباهت کریستالهای کانی که قطعا خویشاوند هم نیستند. طرفداران تکامل داروینی به وفور از روشهای غیرعلمی برای ترویج دیدگاه خود استفاده میکنند که ما را بیش از پیش به صحت گفتار تکاملگرایان مشکوک میسازد، از جمله دادگاهی کردن دانشمندان مخالف (بیور، 2005)، سابقه بزرگنمائی آزمایشهایی مانند آزمایش میلر و یوری در مورد ایجاد خود به خودی پروتئینهای اولیه حیات که بعدا معلوم شد صحت ندارد (موناسترسکی، 1998)، دستکاری فسیلها از جمله چفت کردن فک پائین یک اورانگوتان (نوعی میمون) با بقیه جمجمه یک انسان (که مرد پیلتداون نامیده شد) از راه تراش مصنوعی (واینر، 2004)، برخوردهای تبعیض آمیز، حذفی، غیراخلاقی و غیرعلمی با دانشمندان مخالف قصه تکامل (سودر، 2006) و توسل افراطی به حجم زیادی از نقاشیهای خلاقانه و غیرواقعی که روند تغییر جانداران را تلقین میکنند. ساپینگتون (1989، ترجمه حسینشاهی برواتی، 1387)  در کتاب «تطابق: نظریه، پژوهش و کاربست شخصی» که تحت عنوان «بهداشت روانی» ترجمه شده است، با اشاره به وجود نظریه های رقیب برای تکامل و اینکه رقبا حرفهائی برای گفتن دارند، این واقعیت اسفناک را یادآوری میکند که «غالبا، کتابهای علمی به ویژه آنهائی که در سطح دبیرستان تدریس میشوند، نظریه های علمی را چنان ارائه میکنند که گوئی این نظریات، به معنای واقعی کلمه، حقیقت را میگویند. همچنین در اغلب اوقات این کتابها از ذکر نظریه های رقیب و دادههای ناهمخوان با نظریه های پذیرفته شده خودداری میورزند». https://eitaa.com/SAmarashi
اعیاد شعبانیه ولادت حضرت سیدالشهدا حضرت ابوالفضل العباس و حضرت سیدالساجدین علیهم السلام بر همراهان گرامی مبارکباد
پاسخ به یک شبهه متن شبهه: شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن کنم! ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آن ها را درک نماییم! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین، دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف <ض> در کلمه "و لا الضالین" ولی غافل ازآن که خود عمریست در گمراهی به سر می بریم.... به راستی ما به کجا می رویم... وچه زیباگفت پروفسور ا. م.: روزه داران هیچ گاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد زیرا به افطار اطمینان دارند...! پاسخ شبهه: در یک آزمایش روانشناسی روی کودکان یافته جالبی پیدا شد: به عده ای از کودکان مقداری خوراکی داده شد و به آنها گفته شد که اگر تا زمان معینی بتوانند لب به آن خوراکی نزنند به همان اندازه خوراکی اضافه دریافت می کنند. از میان این کودکان عده ای خوب خود را مهار کرده و لب به خوراکی نزدند و پس از مدت معین اجازه یافتند آن خوراکی را همراه با همان اندازه خوراکی اضافه بخورند. عده ای دیگر از کودکان نتوانستند خویشتنداری کنند و قبل از موعد مقرر خوراکی را خوردند. همه‌ی این کودکان سالها تحت نظر گرفته شدند و پس از سه دهه مشخص شد کودکان خویشتندار نوعاً افرادی موفق، از لحاظ روانشناختی سالم، و دارای خصلت مسالمت با دیگران و نوعدوستی هستند، اما در مقابل، کودکانی که خویشتنداری کمتری داشتند کمتر موفق، کمتر دارای بهداشت روانی، و کمتر واجد ملاحظه نسبت به دیگران بودند. ساپینگتون در کتاب بهداشت روانی به پژوهش های علمی متعددی اشاره می کند که نشان می دهند خصلت خویشتنداری یا self control یک سازه ی محوری در سلامت روان است، و بنابراین توصیه می کند که افراد این خصلت را در خود تقویت کنند. پژوهش های عصب - روانشناختی نشان داده اند که در مغز انسان مرکز خویشتنداری ناحیه جلوی پیشانی مغز یا prefrontal lobe می باشد که یکی از مسئولیت های آن برقراری مهار درونی یا internal inhibition یا به عبارتی همان خویشتنداری است، این ناحیه از مغز چنانچه به کار گرفته نشود ضعیف مانده و برعکس چنانچه به فعالیت گرفته شود تقویت می گردد، بنابراین لازم است که انسان برنامه هایی برای تمرین خویشتنداری داشته باشد. در آموزه های متعالی اسلام، خویشتنداری برای خدا که به عنوان <تقوی> یا پرهیزکاری معرفی می شود، به عنوان فلسفه ی اصلی روزه داری بیان شده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقونَ﴿سوره بقره آیه ۱۸۳﴾ ای افرادی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید. بنابراین خدای متعال، خالق ناحیه جلوی پیشانی مغز، و خالق ساختار روانی انسان و خیرخواه ترین خیرخواهان، برنامه ای مدون و تخلف ناپذیر (از نگاه مؤمنین) برای تحقق منظم تمرین خویشتنداری طراحی و در شریعت اسلام و ادیان پیشین گنجانده است، که خود فرموده: أَلَا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ﴿سوره ملک آیه 14﴾ آیا آن کسی که موجودات را آفریده از حال آنها آگاه نیست ؟ در حالی که او از اسرار دقیق با خبر، و نسبت به همه چیز عالم است. در روزه، این برنامه تمرینی هوشمندانه، اثر تقویتی پاداش نیز لحاظ شده است. چنانکه در روانشناسی رفتارگرا مشخص شده است که هر رفتاری که پس از آن پاداش بیاید تقویت و تکرار خواهد شد، به همین ترتیب فرد روزه دار پس از یک روز روزه با افطار به خود پاداش می دهد و رفتار خویشتنداری (تقوی) را در خود تقویت می نماید. البته باید توجه داشت که اگر در زندگی فرد عواملی وجود داشته باشد که در خلاف جهت تقویت خویشتنداری عمل کنند اثر تقوی زایی روزه کاهش یافته یا از بین می رود، بنابراین تعجبی ندارد اگر افرادی دیده شوند که از روزه حاصل معنوی و روانی اندکی به دست می آورند، که این مربوط به ضعف هایی در زوایای دیگر زندگی آنان است. اینکه گفته شده از دلایل روزه درک گرسنگی گرسنگان است، یک فلسفه ی فرعی است زیرا حکمت اصلی روزه تمرین تقوی است. این که گاه گفته می شود <روزه دار هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهد کرد زیرا به افطار اطمینان دارد> نیز نوعی مغالطه است، چرا که باید پرسید آیا کسانی که هرگز به خود گرسنگی نمی دهند، بهتر حال گرسنگان را می فهمند؟ از سوی دیگر باید توجه داشت که در اسلام روزه منهای زکات قبول نیست، فرد روزه دار هم باید زکات فطره بپردازد که شرط قبولی روزه است، و هم باید خمس و زکات واجب خویش را از اموالش جدا کند تا با غذای حلال افطار کند، و همه می دانیم که برای فرد متشرع غذا تا هنگامی که با پول تزکیه شده از راه زکات و خمس، تهیه نشده باشد حلال نیست. همچنین تشویق های معتنابهی برای افطار دادن در ماه رمضان به ویژه به مستمندان در اسلام در نظر گرفته
شده که همگی واقف هستیم. با این تفاصیل حقیقتا نمی توان توصیه های شبه انساندوستانه بشری را جایگزین برنامه های بی مثال الهی دانست و من نمی دانم این <ض> در عبارت ولاالضالین چه مزاحمتی برای انساندوستی دارد؟! https://eitaa.com/SAmarashi
سلام بر همراهان گرامی طاعات همگی مقبول درگاه خداوند باشد. عید سعید فطر مبارکباد.
52.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👓 تماشا کن 🎤 جلسه اول کارگاه روانشناسی اسلامی 🎥 کلیپ ویژه 🔎 چگونه علمی که عقیده بنیان نباشد،کلا نداریم!؟ 🎓 مدرس:دکتر سیدعلی مرعشی (پزشک،متخصص روانشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز) با فتح همراه باشید: 🔺www.fatehan.net 🔺http://eitaa.com/fatehan 🔺https://ble.im/fatehan https://www.instagram.com/fatehan__net
شادی و موسقی و سبک زندگی پرحاصل
*_طب جدید، طب سنتی یا طب اسلامی؟ مسئله این است!_* هر رشته علمی به ناچار دارای سنگ بناهایی است که از جمله آن سنگ بناها متغیرهای خاص آن علم و نحوه دستکاری این متغیرهاست. برای مثال در طب سنتی متغیرهایی معرفی می‌شود مانند سردی، گرمی، سودا، صفرا، بلغم، رطوبت، خشکی و امثالهم. طب سنتی برای دستکاری این متغیرها راهکارهایی را نیز ارائه می‌دهد. همچنانکه در طب جدید نیز متغیرهای دیگری معرفی می‌شود مانند غلظت قند خون، غلظت هموگلوبین خون، دمای بدن، فشار خون، تون سمپاتیک، تون پاراسمپاتیک، غلظت هورمون تیروئید، غلظت سدیم خون، غلظت کلسترول خون و بسیاری متغیرهای دیگر. بی‌گمان در هر دو عرصه طب سنتی و طب جدید کم و زیاد موفقیت هایی در درمان احساس می شود و البته شکست هایی! اما چه زمانی می‌توان گفت که یک ادعا در طب سنتی یا جدید علمی است یا غیرعلمی؟ برای این ابتدا هر متغیر بایستی دو نوع تعریف داشته باشد: 1. تعریف مفهومی 2. تعریف عملیاتی تعریف مفهومی آن است که جنس متغیر را بیان کند. برای مثال بگوید قند خون ماهیتش چیست؟ که در پاسخ گفته می شود جنس قند خون گلوکز است. یا اگر پرسیده شود جنس فشار خون چیست گفته می‌شود میزان فشاری است که عبور خون به دیواره شریان‌ها وارد می‌کند. اما تعریف عملیاتی آن است که معین کند یک متغیر چگونه سنجیده و اندازه گیری می‌شود؟ برای اینکار لازم است هم وسیله اندازه گیری و هم واحد اندازه گیری معلوم گردد. برای مثال تعریف عملیاتی غلظت قند خون عبارت است از عددی که تست بندیکت نشان می‌دهد و واحد اندازه گیری آن میلی گرم در دسی لیتر است. گرچه بی‌گمان طب سنتی پتانسیل های بسیار خوبی دارد اما به نظر می‌رسد یکی از ضعفهای بزرگ طب سنتی آن است که تعاریف مفهومی و عملیاتی خود را روشن نکرده است. برای مثال وقتی از یک همکار متخصص طب سنتی که پزشکی بود که از قضا در دانشگاه تهران هم دوره طب سنتی دیده بود پرسیدم فلانی! وقتی می‌گویی گرمی منظورت دقیقا چیست؟ گفت منظورم گرمی است دیگر!! گفتم آیا منظور از گرمی بالا بودن درجه حرارت است؟ گفت نه. گفتم پس آیا گرمی یعنی زیادی کالری و انرژی؟ گفت این هم نیست. گفتم گرمی یعنی قلیایی یا اسیدی بودن و به PH بستگی دارد؟ گفت نه. گفتم بالاخره جنس گرمی از نظر شما چیست؟ گفت نمی‌دانم!! البته من خودم یک احتمال را آن میدانم که سردی همان افزایش تون پاراسمپاتیک و گرمی همان افزایش تون سمپاتیک باشد، شاید هم نه والله اعلم!!! اما خود این دوستان تعریف مفهومی خاصی برای گرمی و سردی ارائه نمی‌کنند. به همین سیاق برای سایر متغیرهای طب سنتی نیز معمولا تعریف مفهومی روشنی ارائه نشده است. تا وقتی شما ندانید که ماهیت واقعی یک متغیر چیست به شدت در تاریکی هستید. از طرفی طب سنتی برای متغیرهای خود نوعا تعریف عملیاتی نیز ارائه نمی‌کند. یعنی معلوم نیست گرمی یا بلغم یا سودا را چگونه باید سنجید؟ اگر قرار است روش‌های مداخله ای طبی، این متغیرها را دستکاری کنند، بدون در دست داشتن تعریف عملیاتی چگونه باید به صورت عینی (و نه ذهنی، لطفا دقت کنید) مطمئن شویم که واقعا دستکاری مؤثر بوده است و اگر بوده به چه میزان؟ اشکال سوم طب سنتی که بسیار ویرانگر و البته قابل رفع است و آن را به یک طب ذهنی و نه عینی تبدیل کرده آن است که طب سنتی برخلاف طب جدید تاثیرات مداخلات خود را با روش کارآزمایی بالینی نشان نمی‌دهد. در طب جدید وقتی می‌گویند داروی گلیبن کلامید کاهنده قند خون است اولا همانطور که گفته شد مشخص است که مفهوم قند خون چیست؟ ثانیا مشخص است که چگونه می‌توان قند خون را سنجش و اندازه گیری نمود؟ و ثالثا برای نشان دادن تاثیر داروی گلیبن کلامید بر قند خون کارآزمایی بالینی صورت گرفته است و پس از آن است که این دارو مورد استفاده بالینی واقع می‌شود. برای کارآزمایی بالینی لازم است عده ای بیمار دیابتی را انتخاب و آنها را به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم کنیم. میانگین قند خون دو گروه را ثبت کرده و آنگاه داروی گلیبن کلامید را به گروه آزمایش می دهیم و به گروه گواه قرص خنثایی که شبیه قرص گلیبن کلامید است داده می‌شود تا اثر روانی دارو خوردن در دو گروه یکسان شود (دارونما یا پلاسیبو). پس از مصرف دارو دوباره میانگین قند خون دو گروه سنجیده می‌شود و با یک روش آماری بنام تحلیل کوواریانس بررسی می‌شود که اگر میانگین قند خون گروه آزمایش بعد از مصرف دارو نسبت به گروه گواه کمتر شده مربوط به تصادف است یا مربوط به اثر دارو؟ اگر تحلیل کوواریانس نشان دهد که به احتمال بالای 95 درصد اثر مربوط به دارو بوده آنگاه دارو مؤثر شناخته می‌شود وگرنه کنار گذاشته می‌شود. اگر بناست که مداخلات طب سنتی و داروهای آن به صورت عینی و نه تنها ذهنی مؤثر شناخته شوند باید چنین مراحلی را طی کنند در غیر اینصورت نمی‌توان این توصیه ها را علمی دانست. باید توجه داشت که وقتی می‌گوییم یک توصیه علم
ی نیست به آن معنی نیست که لزوما غلط است بلکه به آن معنی است که نمی توان آن را به صورت عینی نشان داد تا همه بتوانند تاثیرش را بدون مناقشه و با روش اندازه گیری ببینند. بی شک اگر در حیطه طب سنتی تلاش شود که متغیرها تعریف مفهومی و تعریف عملیاتی پیدا کنند و سپس اثر مداخلات در کارآزمایی های بالینی بررسی شود آنگاه طب سنتی حرفهای زیادی برای گفتن خواهد داشت. لیکن تا آن زمان فافد قدرت عرض اندام در برابر طب جدید خواهد بود. اما چند کلمه نیز راجع به طب اسلامی ... خیلی اوقات میان اصطلاحات طب سنتی و طب اسلامی خلط می‌شود. فقط آن دسته از مفاهیم طبی را می توان جزو طب اسلامی دانست که اولا از متون دینی و با روش اجتهاد عام استخراج شده باشند بدان معنی که با روش تفسیری قابل قبولی از آیات قرآن استخراج شده و یا از روایات صحیح السند بدون معارض و با دلالت درست استخراج شده باشند. در غیر اینصورت بستن هر توصیه طبی قدیمی به ریش اسلام جفایی است نابخشودنی به اسلام. بهتر است آنگونه توصیه های طبی را طب سنتی یا طب قدیم بنامیم نه طب اسلامی. وانگهی حتی پس از اجتهاد عام و استخراج یک توصیه طبی مثلا از یک روایت از آنجا که گاه ممکن است این توصیه نسخه شخصی یک بیمار معین بوده و قابل استفاده برای فرد دیگری که همان بیماری را دارد نباشد، لازم است برای توصیه های طبی اسلام نیز کارآزمایی‌های بالینی انجام شود تا معلوم شود این توصیه ها عام هستند و نه خاص یک فرد که مخاطب معصوم علیه السلام بوده است. تنها در این صورت است که مجاز به تجویز عام این توصیه هستیم والا فلا!! بنابراین گرچه طب سنتی و طب اسلامی بالقوه های زیادی ممکن است داشته باشند که جامعه علمی نباید از آنها غافل باشد اما تا وقتی مقدمات علمی این بالقوه ها طی نشده باشد در حد ادعاهای تایید نشده ای باقی می مانند. لذا از علاقمندان طب سنتی و طب اسلامی دعوت میکنم کار را از راهش دنبال کنند تا ان شاءالله منشأ برکات باشند نه متهم به خرافات. کانال علمی و معرفتی دکتر مرعشی، پزشک، متخصص روانشناسی، ام پی اچ در بهداشت اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز https://eitaa.com/SAmarashi