کرونا عذاب الهی است یا آزمایش الهی؟
چرا کرونا بر بشر مسلط شد و چرا مصیبت های زیادی چون سیل و زلزله و... مرتب گریبان بشر را میگیرد؟ آیا این وقایع امتحان اند؟ بی شک اینها وقتی خفیف اند امتحان هستند. زیرا کنش انسانها در این موقعیت ها مختلف است و جوهره آنها را عیان میکند و خداوند به صابران پاداش خواهد داد، که خود فرمود:
وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
ﻭ بیﺗﺮﺩﻳﺪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﻧﺪﻙ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻭ ﮔﺮسنگی ﻭ ﻛﺎﻫﺶ بخشی ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻭ ﻛﺴﺎﻥ ﻭ ﻣﺤﺼﻮﻟﺎﺕ [ﻧﺒﺎﺗﻲ ﻳﺎ ﺛﻤﺮﺍﺕ ﺑﺎﻍ ﺯﻧﺪگی ﺍﺯ ﺯﻥ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ] ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻣﻰﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺻﺒﺮﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﺩﻩ (بقره/١٥٥).
اما وقتی بلایا شدید و ویرانگر شد دیگر امتحان نیست بلکه عذاب الهی است که در اثر گناهان بشر نازل میشود که خداوند فرمود:
وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ
ﻭ ﻫﺮ ﺁسیبی ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻋﻤﺎلی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﺷﺪﻩﺍﻳﺪ ، ﻭ ﺍﺯ ﺑﺴﻴﺎﺭی [ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻫﻢ] ﺩﺭﻣﻰﮔﺬﺭﺩ (شوری/٣٠).
اما چگونه میتوان از این عذابها در امان ماند؟
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻫﻞ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺁﺑﺎﺩیﻫﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﻰﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭی ﭘﻴﺸﻪ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻳﻘﻴﻨﺎً [ﺩﺭﻫﺎی] ﺑﺮﻛﺎتی ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﮔﺸﻮﺩﻳﻢ، ﻭﻟﻲ [ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻟﻬﻲ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍ] ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻣﺎ ﻫﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﺮ ﺍﻋﻤﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻰﺷﺪﻧﺪ [ﺑﻪ ﻋﺬﺍبی ﺳﺨﺖ] ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ (اعراف/٩٦).
پس آنچه نجات بخش است ایمان و پرهیزگاری است و آنچه منجر به عذاب الهی است دروغ، مال مردم خوری، رباخواری، غیبت، فحشا و زنا، دزدی، بیحیایی، قطع رحم، بدی به والدین، ریا و نفاق، ظلم و ستم، امر به منکر و نهی از معروف و... است که اگر چشم باز کنی همه را به وفور دور و برت میبینی. اما مگر همه گناهکارند که عذاب همگانی شد؟ از سنت های الهی آنست که در عذاب تر و خشک با هم میسوزند. تنها یک استثناء هست:
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ
ﭘﺲ ﭼﻮﻥ ﭘﻨﺪی ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻧﺪ [ﺩﺭ هنگام ﻧﺰﻭﻝ ﻋﺬﺍﺏ] ﭘﻨﺪ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎنی ﻛﻪ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺪیﻫﺎ ﺑﺎﺯﻣﻰﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺳﺘﻢ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎنی ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺑﻪ ﻋﺬﺍﺑﻲ ﺳﺨﺖ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ (اعراف/١٦٥).
آری آنان که خود اهل گناه نیستند اما نسبت به شیوع گناهان بیتفاوت اند شریک جرم اند و مشمول عذاب. استثناء برای کسانی است که پیه آزارهای ناشی از امر به معروف و نهی از منکر را به تن خود مالیدند ولاغیر.
پس چاره کرونا چیست؟
1. باید از همه امکانات و دانش روز استفاده کرد تا مصداق کفران نعمتهای الهی نشود.
2. باید ما مردم از گناهان گذشته استغفار کنیم.
3. باید توبه کنیم و دست از ادامه گناهان برداریم.
4. باید دست به دعا شویم و به درگاه خداوند تضرع کنیم.
5. باید امر به معروف و نهی از منکر را در میان خود زنده کنیم و گرامی بداریم نه از آن شرم کنیم و نه در برابر آن گردن کلفتی کنیم.
6. چون آبرویی در درگاه خدا نداریم به آبروداران متوسل شویم و معصومین علیهم السلام را و به ویژه محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را در درگاه خدا شفیع بیاوریم:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا
ﻭ ﻫﻴﭻ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی ﺭﺍ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ [ﺑﺎ ﺍﺭﺗﻜﺎﺏ ﮔﻨﺎﻩ] ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺳﺘﻢ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺰﺩ ﺗﻮ ﻣﻰﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻣﻰﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ، ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻃﻠﺐ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻣﻰﻛﺮﺩ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺗﻮﺑﻪ ﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻣﻰﻳﺎﻓﺘﻨﺪ (نساء/٦٤).
تا دیر نشده باید جنبید وگرنه اراده الهی و قوانین فیزیک و شیمی و زیست شناسی که در اراده او هستند کار خود را کرده و اعتنایی به ما نخواهند نمود:
وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ
ﻭ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﻳﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺯﻧﺪگی ﺍﺯ ﺑﻬﺮﻩ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺧﻮﺷﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻛﻨﺪ، ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺭﺍ ﺻﻔﺎﺕ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻭ ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺯﻳﺎﺩﺗﺮی ﻋﻄﺎ ﻛﻨﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﻱ ﺍﺯ ﺣﻖ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪ، ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻴﻤﻨﺎﻛﻢ (هود/٣).
کانال علمی معرفتی دکتر مرعشی
https://eitaa.com/SAmarashi
✍️ ویروس کرونا درمان علمی یا دعا؟
(قسمت اول)
جهان از اجزائی بنیادین و بسیار کوچک تشکیل شده که همگی متحرک (متغیر) اند. ذرات بنیادین تشکیل دهنده جهان نمیتوانند بدون حرکت (تغییر) وجود داشته باشند. همچنین این ذرات نمیتوانند به میزان نامحدودی سابقه حرکت داشته باشند زیرا در آن صورت هرگز نباید نوبت به حرکات فعلی آنها میرسید. بنابراین ذرات جهان هرچند سابقه میزان خیلی زیادی از حرکت هم داشته باشند باز هم اندازه این حرکتها محدود و معین است. به همین سبب ذرات بنیادین جهان بیشک سابقه نیستی دارند. اساساً به عنوان یک اصل کلی هر چیز متغیری سابقه نیستی دارد. همچنین باید دانست که این ذرات خود نیز خود را پدید نیاوردهاند زیرا نبودهاند تا بخواهند کاری کنند مانند پدید آوردن خود! پس پدیدآورنده ای که خود متحرک و متغیر نیست ذرات جهان را از نیست هست کرده است. او از آنجا که متغیر و متحرک نیست مادی هم نیست و زمان و مکان او را محدود نمیکند (فرازمانی و فرامکانی است). او خدای تعالی است که میتواند به چیزی بگوید باش و او میباشد، نمیدانیم چگونه میگوید فقط میدانیم گفتن او از جنس حرکت و تغییر نیست و اراده کردنش در ذات او تغییری ایجاد نمیکند چون در بستر زمان و مکان نیست. ما هرمقدار هم باهوش باشیم نمیتوانیم چگونگی این امر را درک کنیم زیرا مغز ما در بستر زمان و مکان میاندیشد و خود موجودی متغیر است. اما اگر حقیقت جز این بود امروز جهانی وجود نداشت.
ذرات جهان به اراده خداوند بودن خود را آغازیده اند با همان کیفیت و خواصی که او خواسته است. استمرار وجود این ذرات و خواص آنها نیز منوط به اراده خداوند است. او بر این ذرات مسلط است و حکمش در آنها نافذ. به این ترتیب او مدام جهان را اداره میکند. خواص این ذرات است که منتهی به قوانین فیزیک و شیمی و زیست شناسی شده است. این قوانین تابعی از اراده خداوند هستند و در کار خود مستقل و صاحب اراده نیستند. قدرت نافذه خداوند در همه اشیاء این قوانین را طراحی کرده است و هر آن قادر است آنها را دگرگون کند. خداوند چون خود طراح این قوانین است و نظم جهان را بر آنها استوار نموده است غالبا این قوانین را به هم نمیزند و ما به طور غالب احساس میکنیم این قوانین لایتغیراند. اما جز خداوند همه چیز متغیر است. همانطور که اراده او هستی و چگونگی این قوانین را رقم زده، هرگاه بخواهد طرح را عوض میکند و این است قدرت نافذه خداوند در جمیع اشیاء. اگر لازم باشد اراده میکند تا ذرات عصای موسی ع خواصشان دگرگون شود و در نتیجه عصا به ماری سهمگین بدل شود. اگر اراده کند ذرات خاک و سنگ کوه خواص دیگری مییابند تا به شتری برای صالح نبی ع تبدیل شوند. اگر اراده کند عیسی ع را بدون پدر به دنیا میآورد و اگر اراده کند رسول خود ص را در اندک زمانی از مکه به بیت المقدس میبرد. این معجزات شدنی نیست الا به اراده خداوند اما خداوند معجزه را دوست ندارد و فقط به قدر ضرورت انجام میدهد چرا که نظم هستی بر خواص عادی ذرات آن استوار است و خداوند نمیخواهد این نظم را که خود بانی آنست به هم زند (دستکم در نظر ما بندگان که باید آزمون شویم). اما دعا به درگاه او کارساز است. او شنوا و بینا است اما نه با ادواتی مانند چشم و گوش. او به همه ذرات عالم آگاه است. او دعا را اساس بندگی میداند. اگر دعا متضمن خیر و صلاح و حکمت باشد مستجاب میشود و مسیر اتفاقات تغییر میکند. زیرا کافی است خداوند در مورد برخی ذرات عالم اراده ای کند غیر از آنچه بوده. قدرت نافذه خداوند در ذرات عالم و سلطه او بر آنها، برای این ذرات جای سرپیچی باقی نمیگذارد. فرق استجابت دعا با معجزه آنست که در معجزه مستقیماً خودِ یک پدیده یا یک امر دستکاری میشود (مانند عصای موسی) اما در استجابت دعا علل مقدماتی یک امر دستکاری میشوند تا به نتایج دیگری ختم شوند. بنابراین استجابت دعا سبب بهم خوردگی نظم ظاهری جهان نمیشود و به نظر نمیرسد اتفاقی غیرعادی رخ داده است. به همین سبب استجابت دعا در درگاه خداوند بسیار محتملتر از معجزه است.
اما آنجا که حکم قطعی الهی رانده شده باشد نه از دعا کاری ساخته است نه از دانش بشری زیرا هر دو فقط به شرط اذن الهی موثرند.
https://eitaa.com/SAmarashi
✍️ ویروس کرونا درمان علمی یا دعا؟
(قسمت دوم)
ویروس کرونا، سیر یک بیماری، فقر و غنا، پیروزی و شکست و هر پدیده دیگری در این عالم تابع قواعد کلی فوق است. ویروس کرونا از اراده خداوند خارج نیست. بی اذن او محال بوده که این ویروس بر بشر مسلط شود. بی اراده او نیز دست از سر بشر برنخواهد داشت. پس دعا و توسل و استغفار و تضرع به درگاه خدا کارساز است، اما به شرط استفاده از امکانات و نعمات خدادادی در جهت کنترل بیماری. زیرا غیر از این کفران نعمت رخ داده و منجر به حرمان میگردد. اما تلاش بدون دعا کار را خیلی سخت میکند زیرا در آنصورت خداوند بشر را به حال خود رها میکند و او مجبور است به تنهایی با قواعد طبیعت طرف شود. خداوند فرمود:
قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا
ﺑﮕﻮ: ﺍﮔﺮ ﺩﻋﺎﻳﺘﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺭجی ﻧﻨﻬﺪ، ﭘﺲ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ [ﺁﻳﺎﺕ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺭﺍ] ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﺮﺩید، [ﻛﻴﻔﺮ ﺍﻳﻦ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ] ﻣﻠﺎﺯم [ﺷﻤﺎ] ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ (فرقان/ ٧٧).
کانال علمی معرفتی دکتر مرعشی، پزشک، متخصص روانشناسی، ام. پی. اچ. در بهداشت اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز
https://eitaa.com/SAmarashi
*"یا خبیر"*
با عرض سلام
از کلیه پژوهشگران، متخصصین و علاقمندان دعوت می شود در اولین همایش ملّی قرآن و روانشناسی شرکت فرمایند.
💠 *جهت حضور در وبینار،
روزهای یکشنبه و دوشنبه مورخ ۲۲ و ۲۳ تیرماه،
از پیوند 《پخش زنده》 زیر وارد شوید:*
🌐 https://bayan.ut.ac.ir/live/Vwlpw
⚠️ *《پیوند شرکت در کارگاه های روز سوم همایش متعاقبا اعلام می شود.》*
با تشکر و احترام
دبیرخانه همایش قرآن و روانشناسی
دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
اطلاعات بیشتر:
تارنما: qpsy.ir
کانال در پیام رسان بله: https://ble.ir/quranpsy_ir
❇️❇️ مرکز جامع مشاوره آستان قدس رضوی برگزار می نماید❇️❇️
☑️ دوره تخصصی توانمندسازی مشاوران و روانشناسان
☑️ کارگاه های مجازی
☑️ با حضور اساتید کشوری
☑️با ارائه گواهی نامه معتبر
☑️ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر در www.moshavere.razavi.ir
کانال بله مرکز جامع مشاوره
https://ble.ir/Moshavere_razavi
☑️تلفن تماس
051_33154149
051_33154385
آیا فرگشت داروینی و نوداروینی از جنس علم پوزیتیویستی است یا از جنس عقیده تعصب آمیز و ناشی از تلقین؟
--------------------------------
هر نظریه پوزیتیویستی باید دارای سه ویژگی باشد:
1. آزمون پذیر باشد
2. ابطال پذیر باشد.
3. به ما امکان پیش بینی درست وقایع بعدی را بدهد.
هر چه که این سه خصلت را داشته باشد یک نظریه یا دیدگاه پوزیتیویستی است حتی اگر بعدها معلوم شود درست نبوده. برای مثال دانش نجوم بطلمیوسی چون دارای این سه خصلت است پوزیتیویستی است هرچند بعدا معلوم شد درست نیست. میشد ادعاهای هیات بطلمیوسی را تجربه کرد. معلوم بود در چه صورت ابطال میشود. و همچنین به دقت پدیده هایی مانند خسوف و کسوف را پیش بینی میکرد. فرض اساسی در نظریه بطلمیوس گردش خورشید به دور زمین بود که کاملا برای بشر قابل تجربه بود!!
نظریه نسبیت انشتین نیز پوزیتیویستی است زیرا مدعیات آن را میتوان آزمود، قدرت پیش بینی برخی وقایع و پدیده ها را فراهم میکند و همچنین ابطال پذیر است، یعنی مشخص میکند در چه صورت حرف خود را پس میگیرد. طبق این نظریه در جهان سرعتی بالاتر از سرعت نور محال است. حال اگر بتوان در جایی سرعتی بالاتر از نور نشان داد همانجا مرز ابطال نظریه نسبیت است.
آیا evolution یا فرگشت داروینی نیز این سه خصلت را دارد؟
فرگشت آزمون پذیر نیست. زیرا ما نمیتوانیم ادعای تغییرات تدریجی در طی صدهامیلیون سال را بیازماییم. البته گرچه ادعا شده که برخی پدیده های تکاملی در آزمایشگاه یا در طبیعت مشاهده شده اند اما پدیده های آزمایشگاهی با کنترل هوشمند بشر بوده اند و آنچه در طبیعت از میکواوولوشن (پدیده های فرگشتی جزئی) دیده شده است در نگاه بسیاری از بیولوژیست ها ناشی از تغییر بیان ژنی است و نه موتاسیون مفید. به هرحال در مجموع ادعای بزرگی با نام تطور انواع را با تمام اجزایش به هیچ روی نمیتوان آزمود. اما خلاف فرگشت بسیار آزموده شده است برای مثال پاستور در آزمایش معروف خود نشان داد آبیوژنز یک خرافه است و موجود زنده جز از موجود زنده پدید نمیآید. همچنین با وجود آنکه ویروس آنفلوآنزا هرساله جهش ژنی دارد و میتوان تصور کرد که در طی هزاران یا میلیونها سال تا چه اندازه جهش ژنی داشته اما هرگز دیده نشده که این ویروس به باکتری ارتقا یابد و یا حتی به گونه دیگری از ویروس تبدیل شود.
فرگشت ابطال پذیر هم نیست. زیرا با پیدا شدن هر مثال نقض، فرگشت گرایان داستان خود را تغییر میدهند اما از ادعای تطور انواع دست نمیکشند. برای مثال اگر پرسیده شود چرا زرافه گردنی دراز دارد پاسخ میدهند چون زرافه از یک جایی به بعد نیاز به خوردن برگ درختان پیدا کرده و لذا گردن درازها ماندند و گردن کوتاه ها منقرض شدند. اما وقتی در همان اکوسیستم در آفریقا زرافه هایی یافت شد که گردن کوتاه داشتند فرگشت گرایان گفتند که لابد دلیلش آن بوده که این دسته از زرافه ها روی زمین چیزی برای خوردن یافته اند! به هر روی مرزی را مشخص نمیکنند تا بتوان در آن مرز مچشان را گرفت، برخلاف نظریه صادقانه نسبیت که به طور شفاف مشخص میکند اگر سرعت بالاتر از نور پیدا شد نظریه باطل است.
فرگشت قدرت پیش بینی هم نمیدهد. اساسا فایده اصلی علم ایجاد قدرت پیش بینی برای بشر است وگرنه چه فایده دیگری دارد؟ آیا فرگشت میتواند بگوید که از اینجا به بعد انسان یا سایر گونه ها به چه شکلی درخواهند آمد؟ البته که نمیتواند. درست به همین سبب است که برای مثال در پزشکی چه ما فرگشت را بپذیریم چه نپذیریم هیچ تاثیری در روشهای تشخیصی و درمانی ایجاد نخواهد شد. آنچه که نه استفاده کاربردی دارد، نه معلوم است کجا حاضر میشود حرفش را پس بگیرد، و نه قابل آزمون است، از حیطه علم پوزیتیویستی خارج بوده و به داستان های علمی تخیلی یا تعصبات عقیدتی بی دلیل ملحق خواهد بود.
https://eitaa.com/SAmarashi
آیا ما مالک خویشتنیم؟
ما موجودات انسانی سیستم های زیست شناختی، روانشناختی، اجتماعی و معنوی بسیار پیچیده ای هستیم. اما هر فرد به طور بدیهی میداند که خود، خودش را یا سایر انسانها را طراحی نکرده است. بلکه از آنجا که خالق ما طراح و پدیدآورنده ما بوده مالکیت اصلی ما از آنِ خداست. این اصل بدیهی و غیرقابل انکار که ما طراح خود نیستیم، همچنین حکم میکند که مالکیت هیچ انسانی هم از آنِ هیچ انسان دیگری نیست. هرچند انسانها ممکن است عملاً آزاد باشند که با وجود خود هرچه دوست دارند انجام دهند یا به انتخاب خود، خود را تحت حاکمیت سایر انسانها درآورند، اما این اختیار است و نه حق. یعنی گرچه میتوانیم چنین کنیم اما لزوماً حق با ما نیست. به عبارت دیگر سوال اینجاست که این حق از کجا برای انسان پیدا شده که برای چگونه زیستن خود تصمیم بگیرد در حالیکه مالک خود نیست؟ به زبان دیگر امکان انتخاب همان حق انتخاب نیست و این بسیار روشن است. مگر آنکه تصور کنیم که خالق ما در جاهایی به ما علاوه بر امکان انتخاب، حق انتخاب نیز داده باشد. تنها در اینصورت است که انتخاب ما مشروع خواهد بود.
با این وصف آیا قوانین بشری، بدون اذن خالق مشروعیت دارند؟
آیا حاکمیت عده ای بر عده ای دیگر به حسب انتخاب جمعی یا همان دموکراسی حقی ایجاد میکند؟
آیا دموکراسی مشروع است؟ آیا اکثریت حق دارند اقلیت را زیر سلطه خود ببرند و اراده خود را به آنها تحمیل کنند؟ مگر اکثریت اقلیت را خلق کرده اند و یا مالک آنان هستند؟ غیر از این شعار تلقین شده که حق با اکثریت است و ما به صورت ناهشیار به این شعار عادت کرده ایم، آیا دلیل خردپسند دیگری برای این هست که حق با اکثریت است؟
اصلا اگر همه مردم بدون استثناء بخواهند فی المثل حکومت فرعون یا یزید را بپذیرند آیا اعمال نظر مردم صرفاً یک امکان است یا یک حق مشروع؟ اگر یک حق مشروع است آیا این حق را خالق بشر به او داده یا خود او بی آنکه در خلق خودش نقشی داشته باشد حق خالق را سلب کرده است؟
اینکه خالق برای آزمایش بشر به او امکان چنین کاری را داده آیا لزوماً به این معنی است که به او چنین حقی را نیز به طور مشروع داده است؟
اومانیسم یا انسانگرایی (بخوانید حقوق بشرِ بشر ساخته) آیا واقعا یک حق مشروع است یا یک تفکر نامشروع؟
دموکراسی چطور؟
آیا اینکه مردم زیر بار برخی پیامبران نرفتند حق آنها بود یا صرفا مجالی بود که خداوند برای امتحان به آنها داده بود؟
آیا اینکه مسلمانان پس از پیامبر زیر بار حاکمیت علی علیه السلام نرفتند، حق مشروع آنها بود یا تنها امکانی بود که خداوند به آنها داده بود تا محک زده شوند؟ آیا اطاعت از منتخب مردم بجای منتخب خداوند، یک وظیفه است؟ آیا یک حق است؟ آیا مشروع است؟
براستی بتکده و معبدی که به نام فریبنده دموکراسی و اومانیسم و لیبرالیسم برای بشر ساخته شده از ریشه و اساس کار کیست؟ کار شیطان نیست؟
بشر با همین فرمان جلو برود از دست انتقام سخت خالقی که نافرمانی اش را کرده چگونه درخواهد رفت؟ آیا انتقام او منحصر در آخرت خواهد بود و یا شامل همین دنیا نیز میشود؟ آیا دموکراسی توانسته است دستکم در این دنیا برای بشریت مایه سعادت شود؟ چرا مردم دنیا نوعاً بعد از مدتی از انتخاب مسئولین خود پشیمان میشوند؟ ترامپ با رای مردم بر سر کار آمده، آیا او امروز محبوب آنهاست؟ آیا خالق ما صرفاً یک تماشاچی است؟ یا به مقتضای اعمال ما با ما رفتار میکند؟ آیا او ما را برای بازی آفریده است؟ شاید کودکان درشت هیکل چنین بپندارند، اما خالق ما که خالق آسمانها و زمین است آنها را عبث و بیهوده و بازیچه نیافریده و ما را نیز.
بشریت اگر به فرمان خالق سر تسلیم فرونیاورد روی سعادت را حتی در این دنیا نیز نخواهد دید و این ستمی است که خود بر خود روا میدارد.
https://eitaa.com/SAmarashi