آیا فرگشت داروینی و نوداروینی از جنس علم پوزیتیویستی است یا از جنس عقیده تعصب آمیز و ناشی از تلقین؟
--------------------------------
هر نظریه پوزیتیویستی باید دارای سه ویژگی باشد:
1. آزمون پذیر باشد
2. ابطال پذیر باشد.
3. به ما امکان پیش بینی درست وقایع بعدی را بدهد.
هر چه که این سه خصلت را داشته باشد یک نظریه یا دیدگاه پوزیتیویستی است حتی اگر بعدها معلوم شود درست نبوده. برای مثال دانش نجوم بطلمیوسی چون دارای این سه خصلت است پوزیتیویستی است هرچند بعدا معلوم شد درست نیست. میشد ادعاهای هیات بطلمیوسی را تجربه کرد. معلوم بود در چه صورت ابطال میشود. و همچنین به دقت پدیده هایی مانند خسوف و کسوف را پیش بینی میکرد. فرض اساسی در نظریه بطلمیوس گردش خورشید به دور زمین بود که کاملا برای بشر قابل تجربه بود!!
نظریه نسبیت انشتین نیز پوزیتیویستی است زیرا مدعیات آن را میتوان آزمود، قدرت پیش بینی برخی وقایع و پدیده ها را فراهم میکند و همچنین ابطال پذیر است، یعنی مشخص میکند در چه صورت حرف خود را پس میگیرد. طبق این نظریه در جهان سرعتی بالاتر از سرعت نور محال است. حال اگر بتوان در جایی سرعتی بالاتر از نور نشان داد همانجا مرز ابطال نظریه نسبیت است.
آیا evolution یا فرگشت داروینی نیز این سه خصلت را دارد؟
فرگشت آزمون پذیر نیست. زیرا ما نمیتوانیم ادعای تغییرات تدریجی در طی صدهامیلیون سال را بیازماییم. البته گرچه ادعا شده که برخی پدیده های تکاملی در آزمایشگاه یا در طبیعت مشاهده شده اند اما پدیده های آزمایشگاهی با کنترل هوشمند بشر بوده اند و آنچه در طبیعت از میکواوولوشن (پدیده های فرگشتی جزئی) دیده شده است در نگاه بسیاری از بیولوژیست ها ناشی از تغییر بیان ژنی است و نه موتاسیون مفید. به هرحال در مجموع ادعای بزرگی با نام تطور انواع را با تمام اجزایش به هیچ روی نمیتوان آزمود. اما خلاف فرگشت بسیار آزموده شده است برای مثال پاستور در آزمایش معروف خود نشان داد آبیوژنز یک خرافه است و موجود زنده جز از موجود زنده پدید نمیآید. همچنین با وجود آنکه ویروس آنفلوآنزا هرساله جهش ژنی دارد و میتوان تصور کرد که در طی هزاران یا میلیونها سال تا چه اندازه جهش ژنی داشته اما هرگز دیده نشده که این ویروس به باکتری ارتقا یابد و یا حتی به گونه دیگری از ویروس تبدیل شود.
فرگشت ابطال پذیر هم نیست. زیرا با پیدا شدن هر مثال نقض، فرگشت گرایان داستان خود را تغییر میدهند اما از ادعای تطور انواع دست نمیکشند. برای مثال اگر پرسیده شود چرا زرافه گردنی دراز دارد پاسخ میدهند چون زرافه از یک جایی به بعد نیاز به خوردن برگ درختان پیدا کرده و لذا گردن درازها ماندند و گردن کوتاه ها منقرض شدند. اما وقتی در همان اکوسیستم در آفریقا زرافه هایی یافت شد که گردن کوتاه داشتند فرگشت گرایان گفتند که لابد دلیلش آن بوده که این دسته از زرافه ها روی زمین چیزی برای خوردن یافته اند! به هر روی مرزی را مشخص نمیکنند تا بتوان در آن مرز مچشان را گرفت، برخلاف نظریه صادقانه نسبیت که به طور شفاف مشخص میکند اگر سرعت بالاتر از نور پیدا شد نظریه باطل است.
فرگشت قدرت پیش بینی هم نمیدهد. اساسا فایده اصلی علم ایجاد قدرت پیش بینی برای بشر است وگرنه چه فایده دیگری دارد؟ آیا فرگشت میتواند بگوید که از اینجا به بعد انسان یا سایر گونه ها به چه شکلی درخواهند آمد؟ البته که نمیتواند. درست به همین سبب است که برای مثال در پزشکی چه ما فرگشت را بپذیریم چه نپذیریم هیچ تاثیری در روشهای تشخیصی و درمانی ایجاد نخواهد شد. آنچه که نه استفاده کاربردی دارد، نه معلوم است کجا حاضر میشود حرفش را پس بگیرد، و نه قابل آزمون است، از حیطه علم پوزیتیویستی خارج بوده و به داستان های علمی تخیلی یا تعصبات عقیدتی بی دلیل ملحق خواهد بود.
https://eitaa.com/SAmarashi
آیا ما مالک خویشتنیم؟
ما موجودات انسانی سیستم های زیست شناختی، روانشناختی، اجتماعی و معنوی بسیار پیچیده ای هستیم. اما هر فرد به طور بدیهی میداند که خود، خودش را یا سایر انسانها را طراحی نکرده است. بلکه از آنجا که خالق ما طراح و پدیدآورنده ما بوده مالکیت اصلی ما از آنِ خداست. این اصل بدیهی و غیرقابل انکار که ما طراح خود نیستیم، همچنین حکم میکند که مالکیت هیچ انسانی هم از آنِ هیچ انسان دیگری نیست. هرچند انسانها ممکن است عملاً آزاد باشند که با وجود خود هرچه دوست دارند انجام دهند یا به انتخاب خود، خود را تحت حاکمیت سایر انسانها درآورند، اما این اختیار است و نه حق. یعنی گرچه میتوانیم چنین کنیم اما لزوماً حق با ما نیست. به عبارت دیگر سوال اینجاست که این حق از کجا برای انسان پیدا شده که برای چگونه زیستن خود تصمیم بگیرد در حالیکه مالک خود نیست؟ به زبان دیگر امکان انتخاب همان حق انتخاب نیست و این بسیار روشن است. مگر آنکه تصور کنیم که خالق ما در جاهایی به ما علاوه بر امکان انتخاب، حق انتخاب نیز داده باشد. تنها در اینصورت است که انتخاب ما مشروع خواهد بود.
با این وصف آیا قوانین بشری، بدون اذن خالق مشروعیت دارند؟
آیا حاکمیت عده ای بر عده ای دیگر به حسب انتخاب جمعی یا همان دموکراسی حقی ایجاد میکند؟
آیا دموکراسی مشروع است؟ آیا اکثریت حق دارند اقلیت را زیر سلطه خود ببرند و اراده خود را به آنها تحمیل کنند؟ مگر اکثریت اقلیت را خلق کرده اند و یا مالک آنان هستند؟ غیر از این شعار تلقین شده که حق با اکثریت است و ما به صورت ناهشیار به این شعار عادت کرده ایم، آیا دلیل خردپسند دیگری برای این هست که حق با اکثریت است؟
اصلا اگر همه مردم بدون استثناء بخواهند فی المثل حکومت فرعون یا یزید را بپذیرند آیا اعمال نظر مردم صرفاً یک امکان است یا یک حق مشروع؟ اگر یک حق مشروع است آیا این حق را خالق بشر به او داده یا خود او بی آنکه در خلق خودش نقشی داشته باشد حق خالق را سلب کرده است؟
اینکه خالق برای آزمایش بشر به او امکان چنین کاری را داده آیا لزوماً به این معنی است که به او چنین حقی را نیز به طور مشروع داده است؟
اومانیسم یا انسانگرایی (بخوانید حقوق بشرِ بشر ساخته) آیا واقعا یک حق مشروع است یا یک تفکر نامشروع؟
دموکراسی چطور؟
آیا اینکه مردم زیر بار برخی پیامبران نرفتند حق آنها بود یا صرفا مجالی بود که خداوند برای امتحان به آنها داده بود؟
آیا اینکه مسلمانان پس از پیامبر زیر بار حاکمیت علی علیه السلام نرفتند، حق مشروع آنها بود یا تنها امکانی بود که خداوند به آنها داده بود تا محک زده شوند؟ آیا اطاعت از منتخب مردم بجای منتخب خداوند، یک وظیفه است؟ آیا یک حق است؟ آیا مشروع است؟
براستی بتکده و معبدی که به نام فریبنده دموکراسی و اومانیسم و لیبرالیسم برای بشر ساخته شده از ریشه و اساس کار کیست؟ کار شیطان نیست؟
بشر با همین فرمان جلو برود از دست انتقام سخت خالقی که نافرمانی اش را کرده چگونه درخواهد رفت؟ آیا انتقام او منحصر در آخرت خواهد بود و یا شامل همین دنیا نیز میشود؟ آیا دموکراسی توانسته است دستکم در این دنیا برای بشریت مایه سعادت شود؟ چرا مردم دنیا نوعاً بعد از مدتی از انتخاب مسئولین خود پشیمان میشوند؟ ترامپ با رای مردم بر سر کار آمده، آیا او امروز محبوب آنهاست؟ آیا خالق ما صرفاً یک تماشاچی است؟ یا به مقتضای اعمال ما با ما رفتار میکند؟ آیا او ما را برای بازی آفریده است؟ شاید کودکان درشت هیکل چنین بپندارند، اما خالق ما که خالق آسمانها و زمین است آنها را عبث و بیهوده و بازیچه نیافریده و ما را نیز.
بشریت اگر به فرمان خالق سر تسلیم فرونیاورد روی سعادت را حتی در این دنیا نیز نخواهد دید و این ستمی است که خود بر خود روا میدارد.
https://eitaa.com/SAmarashi
DOC-20201108-WA0094.
حجم:
549.6K
رابطه علم با فلسفه و رابطه روانشناسی با انسان شناسی
https://eitaa.com/SAmarashi
DOC-20201108-WA0095.
حجم:
126.2K
گفتگوی من و همکارم. آیا جهان واقعی است یا خیالی؟
https://eitaa.com/SAmarashi
باسمه تعالی
دانشگاه شهید چمران اهواز به مناسبت هفته پژوهش برگزار میکند:
وبینار "جستاری در نوروسایکولوژی وضو - انطباق طراحی وضو با طراحی قشر حسی مخ"
سخنران: دکتر سیدعلی مرعشی، پزشک، دکترای تخصصی روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز
آدرس ورود:
webinar.scu.ac.ir/gl/frd-bws-ut3-myq
زمان: سهشنبه 18 آذرماه 99 - ساعت 14 تا 16
با سلام و عرض پوزش به علت قطع سامانه دانشگاه امروز موفق به برگزاری وبینار "جستاری در نوروسایکولوژی وضو" نشدیم. ان شاءالله متعاقبا پس از اصلاح مشکل زمان دیگری برای برگزاری وبینار اعلام خواهد شد.
با پوزش مجدد از همه عزیزان و سروران گرامی
ارادتمند
دکتر سید علی مرعشی
باسمه تعالی
دانشگاه شهید چمران اهواز به مناسبت هفته پژوهش برگزار میکند:
وبینار "جستاری در نوروسایکولوژی وضو - انطباق طراحی وضو با طراحی قشر حسی مخ"
سخنران: دکتر سید علی مرعشی، پزشک، دکترای تخصصی روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز
آدرس ورود:
Http://meeting.scu.ac.ir/ravanshenasi/
زمان: دوشنبه 24 آذرماه 99 ساعت 18 تا 20