eitaa logo
حسینیه‌ی‌شُهدا .
259 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
695 ویدیو
30 فایل
‌بسم‌الله _ ¹/آذر/¹⁴⁰¹ _ کاش‌ رشته‌ ای‌ به‌ نام‌ شهادت‌ داشتیم ... _ پل ارتباطی https://daregooshy.ir/secret/600081 _ کانال‌ متعلق‌ به‌ شهید سید میلاد مصطفویه ❤️ کپی ؟ اختیار دارید کانال‌ وقف‌ امیرالمؤمنینه ‌¹¹⁰ 💚
مشاهده در ایتا
دانلود
📣توجه 📣توجه پیام یکی از نیروهای امنیتی کف خیابان👇 عزیزان شبها تو خیابون که دور میزنید و از انقلاب و امانت امام شهید پاسداری می کنید ، چشمهاتون مثل عقاب تیز و تیزبین و هشیار باشید. ❌عمله های مزدور تروریست آمریکا، دیشب به صورت گسترده در سایه ی خلوتی خیابان ها (بخاطر احیای شب قدر) فعال بودن و در حال رصد موکب ها و خیابونای خلوت بودن! موتوری های سرتاپا سیاه پوش ، با صورت ماسک زده! یا کلاً پوشانده... و ماشین‌هایی با سرنشین مشکوک چند مورد ما دیدیم که تا میدیدن بهشون مشکوک شدیم و داریم نگاهشون می کنیم ، فوراً فرار می کردن ! ⭕️متأسفانه دیشب از ده و یازده شب به بعد خیلی خلوت شد ( به جز میادین اصلی که برنامه داشتن)موکب ها هم دیگه بی سروصدا شدن و مشغول احیا شدن.. و ما که مشغول گشت تو خیابونا بودیم جولان لاشخورهای منتظر برای شروع آشوب رو دیدیم! و بر خلاف شب‌های قبل که شلوغ بود و جرأت عرض اندام نداشتن ، دیشب انواع و اقسام فحاشی و حرکات شنیع و زشت و تهدید رو به بچه های جلوی موکب ها و ماشین های مبلغ انقلاب نثار می کردن!! 💢این نشون میده که این وحوش ضد دین بی وطن مثل کفتار منتظرن تا ذره ای ما از نگهبانی شبهای ایران کوتاهی کنیم! تا بریزن و بچه های امنیتی رو پاره پاره کنن و مملکت رو به آتش بکشن..... 🇮🇷شما رو به خون امام شهید و همه ی شهدای فتنه های اخیر قسم میدم هم زمان با حضور گسترده و خستگی ناپذیر تا پیروزی نهایی و اطمینان از استقرار امنیت دائمی بر مملکت ، به شدت حواستونو جمع کنید و کوچکترین مورد مشکوکی دیدید فیلم و عکس از خودشون و پلاک و ماشینشون بگیرید.🙏 الحمد للّه به فضل خدا دیشب جلوی یک خرابکاری تروریستی گرفته شد و پا به فرار گذاشتن.
هدایت شده از علی محزون
آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای صهیونیسم شناسی .mp3
زمان: حجم: 4.7M
🔘 انتشار برای اولین بار؛ قسمت ۱۳ نکته ی معرفتی از درس تفسیر آیت الله سید مجتبی خامنه ای ✅ صهیونیسم شناسی از منظر رهبر سوم انقلاب؛ با شهادت امام خامنه ای، باردیگر تاریخ تکرار شد. 👈قسمت اول کلیک کنید 👈قسمت دوم کلیک کنید 👈قسمت سوم کلیک کنید 👈قسمت چهارم کلیک کنید 👈 قسمت پنجم کلیک کنید 👈 قسمت ششم کلیک کنید 👈 قسمت هفتم کلیک کنید 👈 قسمت هشتم کلیک کنید 👈 قسمت نهم کلیک کنید 👈 قسمت دهم کلیک کنید 👈 قسمت یازدهم کلیک کنید 👈 قسمت دوازدهم کلیک کنید ✌️همه جا منتشر کنید کانال طرفداران خامنه ای جوان 👇 https://eitaa.com/joinchat/2423325563C4212e5dfa4
حرف سردار موسوی ، فرمانده هوا فضا رو جدی بگیریم اونجایی که گفتن.. تا زمانی که شما در خیابان‌ها باشید،حملات ما ادامه دارد!
هدایت شده از حاج بیخیال!
طمع صهیونیست‌ها به خیابان‌های خالی ❗ شبکه ۱۴ اسرائیل: کم کم داریم به خیابان‌های خالی و لحظه‌ی طلایی جنگ شهری نزدیک می‌شویم! ▪️ تحلیل‌گر شبکه ۱۴ اسرائیل، در یک میزگرد تلویزیونی ضمن ارائه‌ی تحلیل از وضعیت داخلی ایران، از روند کاهشی تجمعات خیابانی در تهران و شهرهای بزرگ ابراز خوشحالی کرد و گفت: «ما نشان دادیم صبرمان زیاد است. شلوغی خیابان‌های ایران حاصل شور و هیجان بود و شور و هیجان عمرش خیلی کم است. ما همین حالا هم داریم کم رمق شدن خیابان‌های ایران را می‌بینیم. به نظر می‌رسد وقتش شده. زمین تقریبا خالی است و مهیای لحظه‌ی طلایی جنگ شهری».
هدایت شده از حاج بیخیال!
اره بیایین👍🏻
مردن را همه بلدند آن ها ک شهید میشوند برنده اند .
هدایت شده از خاک...
48.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدئوی «حسبی الله» چقدر با ویدئو قشنگتره آهنگ محسن چاوشی آفرین به تدوین خوب سِدخارجی
هدایت شده از سخن دلنشین
سلام صبح بخیر...🇮🇷🚩🇮🇷 السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)🚩🚩🚩🚩     ما ملت امام حسینیم عجب ملتی هستید! امام‌تان را شهید کرده اند. دو قدرت هسته ای بمبارانتان می‌کنند. هفت هشت کشورکِ منطقه را همزمان می زنید. با این حال شهر به شهر در حمایت از "ایده شهید خامنه ای" هر شب به کف خیابان می آیید. عجب ملتی تربیت کره است این آیت الله شهید خامنه ای... خودش حضور ندارد اما میراث او اثر دارد. انشالله تا نابودی کامل دشمن پای عهد با امام شهیدمان و رهبرمان هستیم. 🇮🇷🇮🇷 🚩🚩🚩 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
هدایت شده از علی محزون
✨ ♦️ پدر خانم آقا سید مجتبی دکتر حدادعادل: ❇️ ازدواج پسر آقا (۱) 🔹 در سال ۱۳۷۷ یک خانمی زنگ زده بود منزل ما که می‌خواهیم برای خواستگاری بیاییم منزل شما. خانم ما گفته بود: «بچه ما فعلاً سال چهارم دبیرستان است و می‌خواهد کنکور بدهد.» ❓ آن خانم گفته بود: «حالا نمی‌شود ما بیاییم دختر را ببینیم؟» ♻️ خانم ما گفته بود: «نمی‌شود. اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. من نمی‌دانم چه کسی می‌خواهد بیاید!» ✳️ آن خانم گفته بود: «من خانم مقام رهبری هستم.» 🔹 خانم ما از هولش دوباره سلام و علیک کرده بود و گفته بود: «ما تا حالا هر کسی آمده بود، رد کردیم. صبر کنید با آقای دکتر صحبت می‌کنم، بعد شما را خبر می‌کنم.» 🔹 بعداً تماس گرفتند که ما حرفی نداریم. با خودمان می‌گفتیم شاید آنها آمدند ولی نپسندیدند. پس برای اینکه دختر هوایی نشود، بهتر است هماهنگی کنیم بیایند در دبیرستان بچه را ببینند تا بچه هم متوجه نشود چه کسی آمده او را ببیند. پس قرار گذاشتیم در دفتر دبیرستان. از قضا، خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود. ساعتی را خانم ما هماهنگ کرد و خانم آقا تشریف آوردند و در دفتر نشستند. خانم ما گفته بود: «من دخترم را صدا می‌زنم و به دفتر می‌آورم بعد شما او را ببینید.» او را دیدند. دختر هم رفت سر کلاس. خانم آقا هم رفتند. 🔺 چند روز گذشت که من برای کاری خدمت آقا رفتم. ایشان گفتند: «خانم استخاره کردند. خوب نیامده.» 🔹 من بعداً گفتم: «خدا را شکر که دختر ما نفهمید؛ مبادا به روحیه‌اش لطمه بخورد!» 🔹 يک سال از این قضیه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند که دوباره می‌خواهیم بیاییم. ❓ خانم ما گفته بود: «خانم، چی شده دوباره می‌خواهید بیایید؟ آخر آقا گفته بود که خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و خوب نیامده.» ♻️ خانم آقا گفته بود: «چون دخترتان دختر خوبی است و نمی‌توانستیم بگذریم و دختر محجبه و فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم و خوب آمد. اگر اجازه بدهید، بیاییم.» 🔹 آن موقع، دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. آمدند و وقتی مقدمات کار فراهم شد، قرار گذاشتیم پسر آقا و مادرش بیایند منزل ما، با یک قواره پارچه به عنوان هدیه تا عروس را ببینند و گفت‌و‌گو کنند. آمدند و نشستند صحبت کردند و وقتی آقا مجتبی رفتند، از دخترم پرسیدم: «نظرتان چیست؟» ایشان موافق بودند. به او گفتم: «خوب فکرهایت را بکن!» 🤝 بعد از چند روز رفتم پیش آقا. آقا فرمودند: «داریم خویش و قوم می‌شویم!» ⁉️ گفتم: «چه طور؟!» ✳️ گفتند: «اینها آمدند و پسندیدند و در گفت‌وگو به نتیجه رسیده‌اند.» و پرسیدند: «نظر شما چیست؟» 🔹 گفتم: «آقا، اختیار ما دست شماست!» ✳️ آقا گفتند: «نه، بالاخره شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما وضع مناسبی است، ولی [وضع زندگی] ما این‌جور نیست و اگر بخواهم تمام زندگی‌ام را بار کنم، غیر از کتاب‌هایم يک وانت بار می‌شود. اینجا هم دو تا اتاق اندرون داریم و يک اتاق بیرونی که آقایان و مسئولین می‌آیند و با من دیدار می‌کنند. من پول ندارم که خانه بخرم. يک خانه اجاره کرده‌ایم که یک طبقه را مصطفی و يک طبقه را مجتبی زندگی می‌کند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند می‌خواهد عروس رهبر شود! يک چیزهایی در ذهنش نباشد. ما يک زندگی این جوری داریم. شما این جوری زندگی نکرده‌اید، نسبتاً زندگی خوبی دارید؛ خونه دارید، زندگی دارید. حالا بخواهد وارد يک زندگی این جوری شود، مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می‌خواهد روحانی شود و برود قم درس بخواند و زندگی بکند و... همه را بگو تا بداند.» ✅ من آمدم با دخترم صحبت کردم و ایشان هم قبول کرد. برگشتیم و وارد مراحل بعدی شديم. 🔹 آقا يک خانه‌ای قبل از ریاست‌جمهوری‌شان داشتند توی جنوب تهران. ایشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگی‌شان را از آن در می‌آورند. ایشان حقوق بابت رهبری نمی‌گيرند و از وجوهات هم استفاده نمی‌کنند. خلاصه، برای مراسم عقد، مهریه و اینها گفتیم کجا برگزار کنیم؟ آقا فرمودند: «اولاً، سر مهریه و هر چه به اختیار دختر شما باشد، همان را مهریه دختر بگذارید، ولی من چون برای مردم خطبه عقد می‌خوانم و این سنت من بوده که بیش از ۱۴ سکه عقد نمی‌خوانم -تا حالا هم نخواندم- با این حال، اگر بخواهید، می‌توانید بیشتر از ۱۴ سکه هم بگذارید ولی من عقد را نمی‌توانم بخوانم، چون تا حالا برای مردم نخواندم پس برای عروسم هم نمی‌خوانم. بروید يک آقای ديگر بیاورید تا عقد را بخواند. اشکالی هم ندارد. از نظر من اشکالی ندارد. 🔹 ما گفتیم: «نه آقا، این که نمی‌شود. ولی باشد. حالا من صحبت می‌كنم با مادرش فکر نمی‌کنم مخالفتی داشته باشد. ✳️ گفتند: «می‌توانید مراسم عقد را در تالار بگیرید، ولی من نمی‌توانم شرکت کنم. 👈 ادامه در پست بعدی... . .