همیشه فکر میکردم یه روزی میرسه که همهچیز سر جای خودش قرار بگیره.
یه روزی که دیگه نگرانیای نباشه، سوالی بی جواب نباشه و ذهنم برای چند ساعت هم که شده آروم بگیره.
برای رسیدن به اون روز خیلی عجله داشتم. همیشه منتظر فردا بودم. منتظر یه اتفاق، یه تغییر، یه حال بهتر.
اما یه جایی فهمیدم زندگی همون فرداهایی بود که منتظرشون بودم.
همون روزهایی که با عجله ازشون رد شدم، همون لحظههایی که فکر میکردم معمولیان، همون چیزهایی که خیال میکردم بعدا برای خوشحال شدن وقت دارم.
و تلخ ترین اشتباه آدم اینه که اونقدر درگیر رسیدن به یه زندگی بهتر بشه که زندگی کردن رو فراموش کنه.
یه زمانی برای هر رفتاری یه دلیل پیدا میکردم.
اگر کسی سرد میشد، میگفتم حتما درگیره. اگر فاصله میگرفت، میگفتم شاید شرایطش خوب نیست. اگر عوض میشد، سعی میکردم درکش کنم.
برای همه چیز یه توجیه داشتم، جز حقیقت.
حقیقتی که مدتها جلوی چشمم بود و نمیخواستم ببینمش.
چون بعضی وقتها آدم از واقعیت فرار نمیکنه، از پذیرفتنش فرار میکنه.
تا اینکه یه روز همه چیز اونقدر واضح میشه که دیگه نه توضیحی لازم داری نه جوابی.
تلخترین قسمت ماجرا اینه که آخرش نمیفهمی چرا بعضی آدمها اینطور بودن، میفهمی چرا این همه وقت خودت رو قانع میکردی که اینطور نیستن.
اين است عطر خاکستری هوایی
که از نزدیکی صبح سخن می گويد
زمين آبستن روزی ديگر است
اين است زمزمه سپيده
اين است آفتاب که بر می آيد
تک تک ، ستاره ها آب می شوند
و شب
بريده بريده
به سايه های خرد تجزيه می شود
و در پس هر چيز
پناهی می جويد
و نسيم خنک بامدادی
چونان نوازشی ست
👤احمد شاملو
چه لطفی در حقم کردند آنان که وجودم را فراموش کردند
که توانستم خودم را به یاد بیاورم که کیستم
اریل دورفمن
شاید هیچ تصویری ترسناکتر از مرگِ خورشید نباشد. پایان جهان هیچ تصویر هولناکتری از جمجمه شدن خورشید ندارد. روزی که خورشید بمیرد و نور به پایان برسد زمین سیاه شود و تمام موجودات نابود شوند. تصور جمجمهای که به جای خورشید در آسمانی سیمانی آخرین خلسههای مرگ را تجربه میکند چه نسبتی با کاجهای سیاه دارد؟ نقاشی غروب را به تصویر میکشد و خورشیدی که نمادِ انسانی پیدا کرده تا مرگش برای ما همچون خدایی که شایستهی پرستش است دردناک باشد.
Last Light
Kim Dorland
روزها روی هم تلنبار میشوند و جهان در بیخبری از میان درختان عبور میکند. ایستگاه منتظر است و باد در سکوت آرام میوزد. جاده خالی از اتومبیل به انتها میرسد و درختان جایی در تاریکی هنوز ادامه دارند.