خیلی عجیبه که حضورِ یه آدمی که کیلومترها ازت فاصله داره؛ میتونه خیلی بیشتر از اون آدمی که دقیقا رو به روت ایستاده خوشحالت کنه و عجیب تر اینکه نبودنش یه جوری حالتو بد میکنه.
دلتنگی طولانی آدمارو عوض میکنه، بیحوصله و بدخلق و حواسپرت میکنه، یهو به خودت میای میبینی دیگه خودتم نمیدونی اومدن اونچیز یا کسی که منتظرش بودی حالتو خوب میکنه یا نه، آدمارو تو دلتنگی نزارین، یهو برمیگردین میبینین هیچی سرجاش نیست مخصوصا خود اون شخص.
یه مرحله از زندگی هم هست که بهش میگن بی تفاوتی ناشی از صبر بیش از حد؛ اینجوریه که دیگه مثل گذشته واسه نبودن ها بی قراری نمیکنی، بابت دیر جواب دادن ها ناراحت نمیشی، حساسیت هات کمتر میشه، حسودی کردنات کمرنگ تر میشه و قبول میکنی که گاهی وقتا آدما رو باید با لیاقتشون تنها بذاری.