کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء
شمر با حضرت امالبنین فامیل بود، برای همین دایی حضرت عباس و بقیه برادرهاش حساب میشد. روز عاشورا شمر یه اماننامه از عمر سعد (یا ابنزیاد) برای پسرهای امالبنین گرفت و اومد نزدیک خیمهها. چند بار صدا زد که خواهرزادههام بیایید، اماننامه آوردم، خودتون رو نجات بدید.
حضرت عباس اصلاً جوابش رو نداد. اباعبدالله بهش گفت که داره صدات میزنه، درست نیست جواب ندی، هرچند خودش آدم فاسقیه.
حضرت عباس رفت سمت شمر، ولی قبل از اینکه چیزی درباره اماننامه بگه، پرسید اسم برادرم حسین هم توی این اماننامه هست؟ شمر گفت نه، نیست.
همین که شنید، حضرت عباس گفت :
من اماننامهای که اسم برادرم حسین داخلش نباشه رو نمیخوام...!
خدا خودت و یزید و اماننامهات رو لعنت کنه!
حضرتعباس این پیام رو داد که «زندگی بدون ابیعبدالله رو نمیخواد»
...
🇮🇷𝗝𝗢𝗜𝗡➣ @SSMBAS1405
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک نمونه امر به معروف و نهی از منکر موفق رو مشاهده کنید.
🇮🇷𝗝𝗢𝗜𝗡➣ @SSMBAS1405
عههه جواد زشته
🇮🇷𝗝𝗢𝗜𝗡➣ @SSMBAS1405