- سِدنا
از امروزِ [ساده،گذرا، شیرین] ۰۴ / ۸ / ۱۷
* عصری هوا خوب بود گفتم برم دم در هال دراز بکشم و در باز کنم و درسمو شروع کنم. بعد از چند دقیقه که درس خوندم، دیدم حیاط صورتی شده بچهها =))))))))))))) واقعا اون لحظه اینطوری بودم:🥹. کسی هم خونه بود که بخوام ازش گوشیشو بگیرم باهاش عکس بگیرم، گوشی هم هم کیفیت خوبی نداره [در واقع افتضاحه برادر]. بعداز اون ناامیدانه داشتم غروب آفتاب رو میدیدم که هی داره صورتی کمتر میشه که یهو یادم امدم، توی خونه دوربین داریم =))))))))))))))) پس آوردم و عکس گرفتم.🪄
- سِدنا
اصلا دوست ندارم گربم لاشی بشه هرکیو دیده حاملش کنه و ولش کنه میخوام یکیو دوست داشته باشه دستشو بگیره
از مادرهایی که روی تربیت پسراشون حساسان خوشم میاد
تصمیم گرفتم بشینم امسال واقعا زبان بخونم، اما مطمئنم اشکالاتی دارم که هنوز رفع نشدن و از طرفی دوست ندارم اولین امتحان زبانمو خراب کنم =)))))))