راستش عاشق شلوغی شهرهای بزرگم، ولی درعین حال عاشق سکوتیم که شهرهای کوهستانی و کوچولو دارن. روشنی چراغها توی شهرای بزرگ منو ذوق زده میکنن ولی سرسبزی و آرامش روستاها راستش، منو به وجد میاره.
خداروشکر خدا منو توی یک شهری گذاشت که نه شهر بزرگه نه روستاس، نه سرسبزه و نه پراز خونههایی با چراغهای روشن.
انگیزهم برای مهاجرت از شهر هر روز داره بیشتر میشه. و مطمئنم که یه روزی میاد که نه تنها از شهرم برم بلکه از استان هم برای زندکی خارج شم. 🚗🪴☁️
ما تجين
حرب صارت حرب
چا ما تجين؟
ووين صرتي شعطلج كل هالسنين؟
انه باقي انتظرج وباقي على وعدي ،
وأنتِ وعدج مدري وين
ما تجين
خاف اموت بهالحرب
وتالي ماتالي ندم تتندمين
ها تجين؟
دیشب/*
میانبر خیابون اول و دوم. نور آبی. چشمای مشکی و ستاره بارونی. تیشرت آبی. آهنگ مهیار. خح. روسری گلگلی آبی. کتاب نه. حالت پرواز. هفده تماس بیپاسخ. کش موی خرسی. زیربازوی دست راست. موهای بلندتر شده. حرف M روی تیشرت سفید.