eitaa logo
- سِدنا
306 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
257 ویدیو
3 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ifpya9&btn=𝗴𝗿𝗲𝗲𝗻"
مشاهده در ایتا
دانلود
ما تجين حرب صارت حرب چا ما تجين؟ ووين صرتي شعطلج كل هالسنين؟ انه باقي انتظرج وباقي على وعدي ، وأنتِ وعدج مدري وين ما تجين خاف اموت بهالحرب وتالي ماتالي ندم تتندمين ها تجين؟
دیشب/* میان‌بر خیابون اول و دوم. نور آبی. چشمای مشکی و ستاره بارونی. تیشرت آبی. آهنگ مهیار. خ‌ح. روسری گل‌گلی آبی. کتاب نه. حالت پرواز. هفده تماس بی‌پاسخ. کش‌‌ موی خرسی. زیربازوی دست راست. موهای بلندتر شده. حرف M روی تیشرت سفید.
میتونم حس کنم که رفتارش با من چقدر با بقیه متفاوته. میتونه نگاه‌ متفاوت، لبخند متفاوت، نوازشای متفاوتشو حس میکنم.. میبینم که چشماش برام میخندن و گوشه‌ شون خمیده میشه. میبینم که لباش برام منحی میشن و گره‌های پیشونیش وا میشن.
- سِدنا
امشب فکرم پیش توئه. درحالی که دارم آهنگ خوب انتخاب می‌کنم اینو پیدا میکنم، پس هندزفری رو میزارم توی گوشم و دراز می‌کشم روبه سقف اتاق. "من نیازم تورو هرروز دیدنت 2:00 " آره. آره من نیاز دارم هرروز ببینمت. من به اون حسی که دیدنت بهم تزریق میکنه هرروز نیاز دارم تا روز خسته کننده‌مو بگذرونم عینی. " تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا میکشن 3:30 "
این مدت‌ به‌ دلایل ریز و درشت و علکی و ملکی من درس نخوندم ولی دیشب برنامه رو چیدم و امروز شروع کردم. پارت اول ساعت هفت به خوبی گذرونده شد، پارت دوم همچنین.. پارت سوم رو داشتم شروع میکردم که دوست دختر عموم زنگم زد و برای ناهار دعوتم کردم🤣 گفتم اشکال نداره بهش میگم نمیام اگه هم رفتم بعد یکی دوساعت میام، بعدش دخترعموم زنگ زد و گفت که درس مرس امروز تعطیلیه خانومی، ناهار میای بعد عصر کیک درست میکنیم میریم بیردن و شب هم تجمع تا یازده بعد برت میگردونیم🤣🤣🤣 مطمئنم از بعد ناهار میتونم دربرم و فقط در آغاز و پایان باهاشون باشم ولی واقعا ناراحتم که دقیقا روزی که میخوام شروع کنم باید اینطوری شه، عه. اصلا الان چی باید بپوشم؟