eitaa logo
- سِدنا
307 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
257 ویدیو
3 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ifpya9&btn=𝗴𝗿𝗲𝗲𝗻"
مشاهده در ایتا
دانلود
من؟ من به‌شدت آدم خانواده‌ دوستی‌ام و خانواده برام یک مرز خاصی داره. درعین سنت‌گرایی به مدرنیته بودن هم علاقه دارم. عاشق رنگ‌های شادم ولی نمیدونم چرا اکثر لباسام طیف تیره دارن. عاشق ثبت لحظات کوتاه و گذرای زندگیم‌م، حالا چه با متن باشه و چه با عکس و کلیپ. درس خوندن یکی از تفریحات موردعلاقه‌مه. عاشق دونستن چیزهای جالب و چیزهایی که بقیه دنبال نمیکنن. آهنگ گوش دادن رو دوست ندارم اما توی لیست آهنگام همه نوع آهنگ هست. توی لباس پوشیدن از مدل خاصی تبعیت نمیکنم ولی توی شهرمون همیشه عبا میپوشم، بقیه جاها هم همه نوع استایلی رو امتحان میکنم ولی ترجیح لباس‌های پوشیده و بلنده. نه گیاه خوارم و نه گوشت خوارم، نه فقط فست فود میخورم و نه فقط غذای سنتی. نه اجتماعی و نه منزوی‌م، بیرونمو میرم خلوتمو هم میکنم. برون‌گرای شدید نیستم درون‌گرای شدید هم نیستم. نبستاً میان‌گرا. خودمو با پوست گندمی‌م، قد کوتاه و همه‌چیم دوست دارم، چون این منم.🐈‍⬛️🪞
دوری ای که موجب جنون شده همیشه دور بودن از هرچیزی که برات مهم و عزیزه اصلا خوشایند نیست این حسی بود که اکثر اوقات تجربه میکردی و بابت جبران این حس هرچقدر که تلاش میکردی همه چیز بدتر میشد و فاصله شدید تر وقتی مهم ترین ها و عزیزانت میلیارد ها کیلومتر دور تر بنظر برسن حس میکنی دیگه حتی به خودتم نزدیک نیستی و این موجب جنونت شد --سِدنا
"هندزفری‌مو میذارم توی گوشم و آهنگ رو پخش میکنم، زیر پتو میخزم و با تصور گرمای انگشتات بین موهام، میخوابم." آره. هرروز داره اینطوره میگذره. هرروزمو با تصور بودنت میگذرونم؛ میخوابم، با تصور خوابیدن پیش تو. غذا میخورم، با تصور غذا خوردن با تو. زندگی میکنم، با تصور زندگی کردن با تو. من الان برای زندگی با تو کامل آماده‌م عزیزم، بیا. امشب هم مثل هرشب میگذره. گوشی‌مو میذارم کنار. بغلتو برام باز میکنی و خودمو توی بغلت جا میدم. با سرازی شدن اشکام سرمو به بالشت فشار میدم. کاش جای بالشت شونه‌ای، سینه‌ای، بغلی، چیزی از تو بود.
دلم میخواد یک روز باهات زندگی کنم. با تو از خواب بیدار شم. با تو صبحونه بخورم. با تو فیلم ببینم. با ناهار درست کنم و بخوریم. با تو ظرفا رو بشورم. با تو، باتو، انگار با تو هرکاری قشنگه عزیزم. تو کی هستی؟ چجوری اینطوری هستی؟ چطوری میتونی کاری کنی که من حتی با تصور کردنت لبخند بزنم؟ چطوریه که خوردن نوک دستات به پوستم کلی امید بهم تزریق میکنه؟ این قدرت توئه یا قدرت دوست داشتن؟