بعداز مدتها تونستم باب دلم درس بخونم، دقیقا اونطوری که میخوام. حالا میرم دوش بگیرم بعد یکم خوشگل کنم و یه لیوان چایی میریزم و میخورم. دلم برای شعرای شاملو تنگ شده، یحتمل کنار چایی بشینم و چند شعر از کتابش بخونم.
دلم میخواد بعد حموم کردن یه لباس خوشگل بپوشم، موهامو روغن بزنم و با بادی اسپلش دوش بگیرم. آخیش. زندگی با درس واقعا موردعلاقمه💓
ساعت خوابم دقیقا روزهایی بهم میخوره که مغزم میفهمه فردا کلی داریم که باید انجام بدیم و باید خوب استراحت کنم که تا شب دووم بیارم🧘🏻♂
مثلا امروز برنامه درسیم سنگینه از طرفی شب باید برم بیرون، از طرف دیگررررررر ما برای شام مهمون داریم و قراره دو ردز خونمون بخوابن *یکلبخندمضحک
انشاءالله که همه درسامو بتونم بخونم، به مامانمم کمک کنم و شب هم بتونم برم بیرون (من خو میدونم آخرش فقط بخش آخر رو انجام میدم).
یخچال رو باز کردم تخم مرغ بردارم صبحونه درست کنم که دیدم مامانم سیر رنده کرده و توی روغنزیتون خوابونده، دلم نونسیر خواست😭😭😭
- سِدنا
یخچال رو باز کردم تخم مرغ بردارم صبحونه درست کنم که دیدم مامانم سیر رنده کرده و توی روغنزیتون خوابو
رفتم جای تخم مرغ نونسیر درست کردم👈🏻👉🏻
وای خمیر کم داشتم بخاطر همین وقتی نونسیر درست کردم لایه خمیریش نازکتر از حالت طبیعی شد بعد مطمئن بودم که بد میشه ولی خب گشنم بود و حال درست کردن چیزی نداشتم.. خلاصه آماده که شد، درش آوردم و دیدم بححح عجب بویای😮💨 ترکیب بوی سیر و کره🤌🏼😮💨😮💨 مامی میااا
بعد این لایه چون نازک بود ترد شده بود و خیلی خوب شده بود😭💓