eitaa logo
- سِدنا
283 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
215 ویدیو
3 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ifpya9&btn=𝗴𝗿𝗲𝗲𝗻"
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سـتاره★
تو قربانی شرایط شهر خودت نشدی که بفهمی درد من و همشهریام چیه.
حس میکنم کل مسیرم رو اشتباه امدم. همش دارم فکر میکنم الان حق با کیه؟ با من یا اون؟ من کسیم که حق دارم اینطوری رفتار کنم یا اون کسیه که حق داره این حرفارو بزهم بزنه؟ من واقعا آدم چند رویی هستم یا اون چون عصبیه گفت؟ نمیخوام به مسیری که باهم امدیم نگاه کنم. میترسم به عقب برگردم نگاه کنم و ببینم واقعا اشتباه بوده مسیر... تحملشو ندارم. نمیتونم مسیری که امدم رو همون وسط یه میان‌بر بزنم و برگردم، و بعدا با یکی دیگه بیام. ولی.. ولی اگه واقعا ته مسیرمون این باشه چی؟ اگه واقعا الان وقت تنهایی برگشتن و از اول شروع کردنه؟ حس میکنم پاهام کشش امدن توی یک مسیر دیگه با یک آدم دیگه رو ندارن... سخته فکر کردن به نبودش امّا شاید بهتره، تحمل نبودش... اگه تصمیمون عجله‌ای بود و عاقلانه نبود چی؟ اگه هردومون اشتباه کردیم چی؟ اگه وقت فراق رسیده چی؟ شاید بهتر بود جدی تر درمورد این صحبت میکردیم اونطوری شاید اون میفهمید که من یک آدم چند رویی هستم که اون حوصله نداره با چهره‌های متفاوتش آشنا بشه.. چکار کنم؟ بمونم و بسازم؟ یا برم و از نو بسازم؟
عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی... یک آسمان پرندگی‌ام دادی و مرا در تنگنای از تو پریدن گذاشتی وقتی که آب و دانه برایم نریختی وقتی کلید در قفس من گذاشتی امروز از همیشه پشیمان‌تر آمدی دنبال من بنای دویدن گذاشتی من نیستم... نگاه کن! این باغ سوخته تاوان آتشی‌ست که روشن گذاشتی گیرم هنوز تشنه‌ی حرف توام ولی گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟ آلوچه های چشم تو مثل گذشته‌اند اما برای من دل چیدن گذاشتی؟ حالا برو، برو که تو این نان تلخ را در سفره‌ای به سادگی من گذاشتی - مهدی فرجی🏹
دلم برای لحظه‌ای که ف‌یل‌تر‌شکن وصل میشد تنگ شده
هدایت شده از دفترِخاطرات‌یک‌رَوانی
من واقعا دیگه نمیتونم تلگرام و تیک تاک را به من برگردانید