- سِدنا
دیشب/* میانبر خیابون اول و دوم. نور آبی. چشمای مشکی و ستاره بارونی. تیشرت آبی. آهنگ مهیار. خح. روس
کاش آن دم که از من میرفتی، بازوانم را اندکی سخت تر بر گردنت حلقه میکردم؛ چنان که هیچ فاصلهای را یارای عبور از میانمان نباشد. کاش بوی تو را بر جامههایم به امانت نگاه میداشتم تا هر سحر، پیش از آنکه چشم بر جهان بگشایم، گمان کنم هنوز اینجایی و خانه از نفسهایت روشن است. اکنون، ای عشق نازنین، دلتنگی چون میهمانی ناخوانده، هر شب بر آستان دلم خیمه میزند. بیا... اگر آمدی، مگذار آداب و تعارف میان ما فاصله اندازد. بگذار آن قدر در آغوشت گیرم که گویی تمام روزهای ندیدنت را یکباره جبران کردهام و زمان، از شرم، از رفتن بازماند.
اگر خواب به کوچههای تو گذر کرد، دستش را بگیر و آهسته به خواب من بیاور. شبت بخیر.🤍 - #امضاء
میرم صبحونه درست میکنم و میخوریم - تا ششوچهل باید کارامو تموم کنم - بعدش میشینیم پای زبان. امیدوارم بتونم جمعش کنم، جدی خیلی نگرانشم.. فیکلحال ما تلاشمونو میکنیم درحد تلاشمون هم نتیجه میگیریم دیگه، مگه نه؟ (tag q) یلا بای بای.
آلا ازت وایب بسیار بسیار خوبی میگیرم عاشق ماشقت شدم اصلا
میگم ی سوال شوما که انقدر گلی راجع به معدلت تو این سه سال اینفورمیشین میدی😭😂💘
-
تسنثممثن😭🤣💘قربونت برممن