دیالوگهای موندگار ِ۱۴۰۳/۸/۱۵
" بچهها بچهها بارونهه "
" _ وای بچهها زود باشید دیگه دایره بگیرید
+ وای خانم مرمضی فیلم میگیره ازمون
_ ماهم ادامه بدیم ، هل هله طوطی "
" بنظرم نباید بهصورت تکخوانی صدامون امتحان کنیم ما که قراره دستهجمعی بخونیم "
" حس میکنم صدات برای این متن خیلی مناسبه "
" خانم میتونید نمرهمو اصلاح کنید؟ "
" مقدار زیادی زیبایی از دست دادی "
" کی هویج کبابی میخورهه "
" خانم پاسبخش امروز کلی تعریفتو کرد "
" بهت افتخار میکنم دخترم "
" پنجره قمقمهم میرسه یاه یاه "
هدایت شده از . درخفايخویش .
یکی از استادامون تو کلاسای ِ کارگاه میگفت ؛
ماشینو که طراحی میکنن
یه آینه کوچیک میزارن واسه نگاه کردن به عقب ،
یه شیشه بزرگ میزارن واسه دیدن جلو .
همونقدر محدود به گذشته نگاه کنید ،
نگاهتون به جلو باشه !
اگه قرار بود خودم زبانم رو انتخاب کن
زبان عربی_سوری انتخاب میکردم
یهجوری لهجۀ قشنگی که داره یاالله✨✨✨
ذوقی که برای فردا دارم باعث شده تا الان نخوابم و حتی برای امتحان فردا نخونم اما با این حال پروانههام دارن درونم بال بال میزنن
واقعیتش اینِکه تو هیچوقت لیاقت
بیدارموندنهای منو نداشتی چون
همیشه زدی به بر و پال ذوقم همیشه کاری کردی پشیمون شم از حرف زدن باهات همیشه جوری باهام صحبت کردی که انگار خیلی داری لطف میکنی باهام حرف میزنی.