کوثر بیشتر از یه ماهِ که ایتا رو حذف کرده
و من همچنان هرروز میرم پیویش و
براش همه چی رو تعریف میکنم🐢
ساعت چهار بیدار شدم داشتم، فکر میکردم که به مامانم بگم به معاون زنگ بزنه بگه آلاء نمیتونه بیاد مدرسه یا بابام؟ بعد اینکه صورتمو شستم رفتم سمت گوشی و دیدم خانم ایکس پیام داده بخاطر تعطیلی بهت تبریک بگم یا نه ؟ و من اینجوری بودم که چشه این ؟ 🤣🤣🤣 رفتم توی کانال اخبار استان و بوم
تعطیله🤣🤣🤣
از خواب پریدم، مستقیم رفتم سمت سرویس و بالا اوردم، هرچی خورده بودم داشت از معدهم میومد بیرون. بعد ده دقیقه رفتم دراز کشیدم. حتماً بخاطر تخممرغیِ که خورده بودم..
بااینکه روی فرش دراز کشیدم اما انگار چیزی زیرم نیست، سرما همینطوری به استخونام نفوذ میکرد. حوصله بلند شدن نداشتم،امّا آخرش پهلوهام درد گرفتن و مجبور شدم برم سرجام بخوابم.
کسی نیست کمکم کنه؟خستم
هیچکسی نبود که صدامو بشنوه. درواقع کسی صدای درونمو نمیشنید! کسی نبود که بعداز بالا آوردن بیاد کمکم کنه بلند شدم،کسی نبود بعد اینکه بالا آوردم برام یه عرق نعنایی چه میدونم یه کوفتی بهم بده بخورم.. هیچکس نبود!
نه که کسی خونه نیست، نه. همه هستن. امّا انگار اونی که باید باشه نیست.
حقیقتش نمیدونم اون کی میخواد باشه ولی دوست دارم اون همونی باشه که مراقبمِ،دوسم داره،برام همیشه بغل داره، نوازشم میکنه، قربون صدقهم بره..
بعضی وقتی شدیداً به اون نیازمند میشم.
#امضاء
۱۴۰۳ / ۱۱ / ۳