از خواب پریدم، مستقیم رفتم سمت سرویس و بالا اوردم، هرچی خورده بودم داشت از معدهم میومد بیرون. بعد ده دقیقه رفتم دراز کشیدم. حتماً بخاطر تخممرغیِ که خورده بودم..
بااینکه روی فرش دراز کشیدم اما انگار چیزی زیرم نیست، سرما همینطوری به استخونام نفوذ میکرد. حوصله بلند شدن نداشتم،امّا آخرش پهلوهام درد گرفتن و مجبور شدم برم سرجام بخوابم.
کسی نیست کمکم کنه؟خستم
هیچکسی نبود که صدامو بشنوه. درواقع کسی صدای درونمو نمیشنید! کسی نبود که بعداز بالا آوردن بیاد کمکم کنه بلند شدم،کسی نبود بعد اینکه بالا آوردم برام یه عرق نعنایی چه میدونم یه کوفتی بهم بده بخورم.. هیچکس نبود!
نه که کسی خونه نیست، نه. همه هستن. امّا انگار اونی که باید باشه نیست.
حقیقتش نمیدونم اون کی میخواد باشه ولی دوست دارم اون همونی باشه که مراقبمِ،دوسم داره،برام همیشه بغل داره، نوازشم میکنه، قربون صدقهم بره..
بعضی وقتی شدیداً به اون نیازمند میشم.
#امضاء
۱۴۰۳ / ۱۱ / ۳
- سِدنا
از امروزِ [تکرارناپذیر] ۰۳ / ۱۱ / ۴
* بین دو کلاسِ شیعهشناسی و انسانشناسی بهمون آبمیوه دادن و مال من آلبالو بود✨✨
- سِدنا
از امروزِ [تکرارناپذیر] ۰۳ / ۱۱ / ۴
* وسط کلاس شیعهشناسی یهو برگشتن گفتن که خب کیا میخوان برن مزار شهدا؟ و ما اینطوری بودیم که:
بریم خونه یکی جمع بشیم یا بریم مزار؟
آخرش رفتیم مزار شهدا و واقعا خیلی خوش گذشت
- سِدنا
از امروزِ [تکرارناپذیر] ۰۳ / ۱۱ / ۴
* بعداز یک روز طولانی و بیرون بودن طبیعتاً باید چایی خورد دیگه ؟
- سِدنا
از امروزِ [تکرارناپذیر] ۰۳ / ۱۱ / ۴
* و می رسیم به قسمت خوشمزه امروز پیتزا درست کردن با مامانم 😭✨✨✨✨✨✨✨✨