هدایت شده از خیآلِخوش.
مینویسم بندر؛
تو بخوان رقصی، میانِ آتش،
تو بخوان فریاد، زیرِ آواری،
تو بخوان اشکی، بر گونهی موجها،
تو بخوان دستی، که در دود گم شد،
تو بخوان شعلهای، در باد رقصان،
تو بخوان بندری، که نامش را دود برد.
بین دوستام بحث درمورد بافت مو بود و وقتی رفتم بگردم ببینم عکسی گرفتم از بافت موم یا نه به یهسری ویدئومسیجهایی برخوردم که اونارو دانلود کرده بودم. توی اون ویدئومسیجها از ذوقهام گفتم و قشنگ تخیله حالخوبمو کردم، الانم که دیدمشون ذوق اون موقع بهم منتقل شد :))))))))))))) از این دید خیلی چیز مثبتی درمیآد امّا چقدر قبلا آدم تنهایی بودم که برای خودم ویدئومسیج میدادم و بعد خودم اونا رو میدیدم و دوباره ذوق میکردم.
- سِدنا
من ندانستم از اول که تو بیمهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کننده که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوبی چرایی