eitaa logo
سبک شهدا
1.3هزار دنبال‌کننده
15.9هزار عکس
1.7هزار ویدیو
67 فایل
کپی بدون لینک همراه دعای عاقبت بخیری = حلال☆ <تاریخ تاسیس : <۱۳۹۸/۹/۲۴ تقدیم به ساحت مقدس حضرت مادر(س)
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی نماینده حضرت امام در قرارگاه خاتم الانبیا(صلوات الله علیه) تولد: اصفهان_۱۳۳۴ شهادت:شلمچه_عملیات کربلای۵_۱۳۶۵ مزار:گلزار شهدای اصفهان نخ،سوزن ته گرد،سیم. هر روز یکی از اینها را برمی داشت و برای عینکش لولا درست میکرد. می گفتم:《حاج آقا خب عینکتون رو عوض کنید.》 می گفت:《نه،عینکم هیدرولیکی شده،خیلی هم خوبه.》 همان عینک دسته شکسته آخر شکست. گفتم:《آخیش!خوشحال شدیم. دیگه راحت شدید از دستش.》 رفته بود یک مغازه پیدا کرده بود و عینکش را درست کرده بود. می گفت:《ببین عینکم چقدر نو شده!》 📚 منبع: ساده زیستی،موسسه فرهنگی و هنری قدر ولایت @sabkeshohada @sabkeshohada
🔸إیدی کوهین صهیونیست با تمسخر نوشته " انگشتر همان انگشتر است" 🔹یه صهیونیست دیگه هم نوشته "اگه دستمون به رسید یعنی دستمون به شما هم می‌رسه!" 🔻آقای مسئولی که مخالف انتقام از دشمن برای بستن پوزه‌ش هستید، شما در این خون‌ها شریک هستید...
⭕️ حجت‌الاسلام فقط معلم کودکان و نوجوانان نبود، بعد از درگذشتش هم به جوان‌ها و عاشقی داد. طوری عاشقانه با همسرش زندگی کرد که او بیشتر از شش روز نتوانست دوری اش را تاب بیاورد و امروز درگذشت. خدا هردوشان را رحمت کند...🌷
5.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تشعیع پیکر شهید هسته ایی ایران شهید محسن فخری زاده در حرم مطهر رضوی🕌 @sabkeshohada @sabkeshohada
🔴 پیکر مطهر دانشمند شهید محسن فخری زاده در حرم مطهر حضرت معصومه(س) طواف داده شد @sabkeshohada @sabkeshohada
💢قول مردانه پدرم 🔹من به همراه مامان و آبجی¬هایم به ایرانشهر پیش پدرم رفتیم، عیدقربان بود؛ پدرم همیشه برای اعیاد مذهبی، ایام عزاداری و آداب و رسوم مذهبی، احترام و توجه خاصی قائل بود. آن روز گوسفند قربانی کردیم و بین مستحقان تقسیم کردیم. پدرم مشغول کباب کردن مقداری از گوشت¬ها شد، بوی کباب در حیاط پیچیده بود؛ اولین سیخ که آمده شد جلوی من گرفت: «دخترم این سیخ کباب را تا داغ است، برای سربازی که سرکوچه نگهبانی میدهد، ببر، ما باید حواسمان به این بچه ها که ازخانواده هایشان دور هستند باشد». 🔹بعداز دو روز باید به زاهدان برمی گشتیم؛ موقع خداحافظی ناگهان بغضم شکست، و به طرف پدرم دویدم؛ اینبار حس عجیبی داشتم نمی توانستم از او جدا شوم. پدرم درحالیکه مرا در آغوش خود می فشرد گفت: «جوجه بابا ناراحت نباش، دو روز دیگر پیشتان میایم». دو روز برای آمدن پدرم لحظه شماری می کردم. پدرم هیچ وقت بدقولی نمی کرد، مطمئن بودم که به قول مردانه خود عمل می کند. اما اینبار خودش نیامد پیکر بی جانش آمد. @sabkeshohada @sabkeshohada
🚨تکذیب خبر منتشر شده در صداوسیما ♦️خبرگزاری مهر مدعی شد: عمل موفقیت آمیز محافظ شهید فخری زاده /اصغری بزودی مرخص می شود 🔹برادر حامد اصغری، محافظ دانشمند شهید محسن فخری زاده، که در جریان حمله تروریستی روز جمعه دچار مجروحیت شده بود، در گفتگو با مهر از عمل موفقیت آمیز وی خبر داد. 🔺برادرم مورد اصابت چند گلوله قرار گرفته است اما با تلاش پزشکان وضعیت کنونی وی رو به بهبود است. @sabkeshohada @sabkeshohada
یڪی از تفریح های ما حضور در گلزار شهدا بود؛ بین قطعہ ها قدم می زدیم و سن شهدا رو نگاه می ڪردیم ... یڪ بار بهش گفتم: محمد ما ڪه بمیریم چون من دختر شهید هستم من رو قطعہ خانواده شهدا دفن می ڪنند اما داماد شهید رو ڪه نمی آورند! بعد هم خندیدم ... با جدیت گفت: قبل اینڪه تو بخواهی بروی آن دنیا من بین این شهدا خوابیدم ...! ●ولادت : ۶۰/۷/۳۰ ●شهادت : ۹۲/۸/۲ @sabkeshohada @sabkeshohada