در حالی که اگر بدونیم از کجا اومدیم دیگه ترسی درباره اون نداریم
شما وقتی از منزلتون خارج میشید ، مگه ترس برگشت به اونجا رو هم دارید ؟؟
مرگ هم دوربرگردانی هست که ما را به وطن اصلمون و معشوق اصلی میرسونه
اصلا علت اصلی دلتنگی هامون هم همینه ! در واقع ما گاهی از معشوق اصلی دور میشیم و اون رو فراموش میکنیم ...
در نتیجه حالت طبیعی هست که نتونیم با فرهنگ محدود دنیا کنار بیایم ؛ اما راه حل این موضوع غصه و استرس نیست !
راه حلش اینه که خودمون رو ان طور که واقعا هستیم بپذیریم ، یعنی یک موجود ازلی و ابدی که اصلا برای این دنیا خلق نشدیم ، فقط چند صباحی مسافر دنیاییم تا رشد کنیم و با دست پر به سمت معشوقمون حرکت کنیم
ما قبل از ورودمون به این دنیا هزاران هزار سال پیش خدا بوده و در کنار اون زندگی میکردیم !
همینطور فهمیدیم که اعتقاد به مبدا به اندازه اعتقاد به معاد مهمه ...
به عبارت دیگه اعتقاد به معاد بدون اعتقاد به مبداً ممکن نیست ! چون معاد به معنای بازگشته و تا اعتقاد به آمدنی در کار نباشه ، بازگشت معنا نداره ...
اعتقاد حقیقی به مبداً و معاد به طور قطع میتونه خیلی از مشکلات فکری و روحی ما رو درمان کنه و ما رو به آرامش برسونه ...